سرمقاله

وقتی شکست انتخاباتی به جنگ با دولت تبدیل می‌شود ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ثبت بالاترین رکورد تاریخی در بازار سهام؛ ارزش معاملات خرد به ۶۶ همت رسید
  • فولاد مبارکه؛ گامی بلند در مسیر تولید فولادهای پیشرفته
  • عملکردی فراتر از انتظار در سالی پرچالش
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62255  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 20 مر 1405
    فاصله آگاهی و توسعه در خراسان شمالی ، تنها دو روز ‪/‬ علی قلی زاده

    هم‌نشینی دو مناسبت مهم در میانهٔ مردادماه برای استان خراسان شمالی صرفاً یک تقویم‌نگاری ساده نیست، بلکه تلاقی نمادین «آگاهی» و «تأسیس» است. هفدهم مرداد، روز خبرنگار، یادآور مسئولیت سنگین قلم است و نوزدهم مرداد، سالروز تولد استانی که در سال ۱۳۸۳ از دل خراسان بزرگ متولد شد. این فاصله دو روزه همواره پرسشی بنیادین را در ذهن رسانه‌های توسعه‌گرا و کنشگران «خبرنگاری توسعه» زنده نگه می‌دارد: سهم و جایگاه «خبرنگاری توسعه» در ساختن بنیان‌های این استان نوپا چقدر بوده و چه میزان می‌تواند باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید مفهوم «خبرنگاری توسعه» را از قالب‌های کلیشه‌ای خبری جدا کنیم. خبرنگاری توسعه صرفاً اطلاع‌رسانیِ افتتاح پروژه‌ها یا پوشش جلسات اداری نیست؛ این سبک از روزنامه‌نگاری نگاهی آسیب‌شناسانه، راه‌حل‌محور و مبتنی بر منافع جمعی دارد. رسانهٔ توسعه‌گرا به‌جای آنکه صرفاً تماشاگر رشد یا عقب‌ماندگی باشد، با روایت‌سازی دقیق از ظرفیت‌ها، شفاف‌سازی موانع و پیگیری وعده‌ها به موتور محرک توسعه بدل می‌شود. در بستر خراسان شمالی، این رویکرد اهمیتی دوچندان می‌یابد؛ چراکه این استان هنوز در مرحلهٔ هویت‌یابی و تثبیت هویت جمعی جدید خود به سر می‌برد. خراسان شمالی با گنجینه‌ای از اقوام (کرمانج، ترک، تات و ترکمن) و فرهنگی غنی، در عین برخورداری از مواهبی چون موقعیت مرزی، کشاورزی مستعد و جاذبه‌های بوم‌گردی، با چالش‌های ساختاری استان‌های تازه‌تأسیس دست‌به‌گریبان است: از زیرساخت‌های ناکافی و نرخ بیکاری بالا گرفته تا مهاجرت نخبگان و کم‌رنگی سرمایه‌گذاری بخش خصوصی. در چنین هندسه‌ای، رسانه می‌تواند نقشی فراتر از یک راوی منفعل ایفا کند. خبرنگار توسعه‌گرا کسی است که می‌تواند با بزرگ‌نمایی فرصت‌های مغفول، همچون گردشگری دره‌های درکش یا ظرفیت سرمایه‌گذاری برای اسب اصیل ترکمن، سرمایه‌گذاران را ترغیب کند، یا با پرسش‌گری مستمر از متولیان، روند اجرای مصوبات سفرهای استانی را از انفعال خارج سازد. اهمیت این نقش زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم توسعهٔ واقعی بدون «مشارکت اجتماعی» ممکن نیست و حلقهٔ اتصال مردم و حاکمیت، رسانه است. در خراسان شمالی که سال‌هاست جزو استان‌های آرام کشور است، تاروپود اجتماعی‌اش را اعتماد میان جامعهٔ روستایی، شهری و عشایر با قومیت‌های متنوعش شکل داده است و خبرنگاری توسعه می‌تواند با بازتاب دغدغه‌های مناطق حاشیه‌ای و کم‌برخوردار (از مرز گلیل و روستاهای راز و جرگلان تا روستاهای محروم صفی‌آباد)، احساس دیده‌شدن و تعلق را در شهروندان تقویت کند. این کار شکاف میان مرکز استان و پیرامون را کاهش می‌دهد و حس «ما»ی استانی را جایگزین واگرایی‌های محلی می‌کند. بااین‌حال، چالش‌های رسانه‌های محلی در این مسیر قابل چشم‌پوشی نیست. اقتصاد شکنندهٔ مطبوعات، فقدان آموزش‌های تخصصی در حوزهٔ روزنامه‌نگاری توسعه و گاه فشارهای سیاسی و امنیتی برای سکوت در برابر نارسایی‌ها، موانعی هستند که خبرنگاری توسعه را در این استان به کنشی شجاعانه و گاه پرهزینه تبدیل می‌کنند. اما تجربهٔ نوزده‌سالگی استان نشان داده که هرجا رسانه‌ها توانسته‌اند با نگاه حرفه‌ای و به‌دور از جناح‌بندی‌های سیاسی، گفتمان «توسعهٔ متوازن» را در اولویت قرار دهند، نبض مطالبه‌گری در استان قوی‌تر زده شده است. در پاسخ به سؤال محوری باید گفت که جایگاه خبرنگاری توسعه در استان خراسان شمالی، در حکم «معمار نامرئی» ساختن آینده است. در غیاب یک رسانهٔ قوی و توسعه‌گرا، استان به موجودیتی جغرافیایی فاقد انسجام ذهنی تبدیل می‌شود که برنامه‌های توسعه‌اش از بالا دیکته می‌شوند. اما اگر رسانه‌ها رسالت خود را در برجسته‌سازی مزیت‌های نسبی، نقد سازندهٔ سیاست‌ها و بسیج افکار عمومی برای حمایت از تولید بومی جدی بگیرند، آن‌گاه خراسان شمالی می‌تواند از حاشیهٔ امن یک استان تازه‌تأسیس بیرون بیاید و به الگویی از جهش توسعه‌ای با محوریت مردم بدل شود. این دو روز متوالی در مردادماه، از همین رو باید تداعی‌کنندهٔ پیوند ناگسستنی قلم و توسعه باشد. پرسش آن نیست که رسانه چه نقشی داشته، پرسش این است که آیا فردا هم برای ایفای این نقش، مدیران صبوری وجود خواهند داشت که انتقاد را محرک تلاش بخش دولتی بدانند و انگیزه‌ای برای مطالبه‌گری و دفاع از تولیدکنندگانی که حس خفگی دارند، وجود دارد؟