سرمقاله

کادرسازی؛ ضرورت امروز، سرمایه فردای ایران ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ایران‌ همیشه سرمد، چهارمین لیگ نمایندگان بیمه سرمد
  • نصب جکت 11A با اجرای بیش از 700 متر شمع‌کوبی تکمیل شد پتروپارس، تجلی مهندسی ایرانی در مرزی‌ترین فاز پارس جنوبی
  • عملکرد درخشان «تابش»؛ بازدهی ۳.۵ درصدی و پیشتازی در بازار طلا
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62342  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 25 مر 1405
    کادرسازی؛ ضرورت امروز، سرمایه فردای ایران ‪/‬ سعید پای بند

    ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به نیرو نیاز دارد؛ نه صرفاً نیروی انسانی بیشتر، بلکه نیروهایی جوان، متخصص، کارآمد، مسئولیت‌پذیر و برخوردار از توانایی کار جمعی. شرایط پیچیده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نشان می‌دهد که عبور از مشکلات موجود تنها با تصمیم‌های مقطعی و راه‌حل‌های کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست. آنچه بیش از هر چیز ضرورت دارد، ساختن نسلی از مدیران، کارشناسان و کنشگران توانمند است که بتوانند مسائل کشور را دقیق بشناسند و برای آنها راه‌حل‌های واقع‌بینانه و مبتنی بر دانش ارائه کنند. این همان چیزی است که از آن با عنوان «کادرسازی» یاد می‌شود؛ مفهومی که نباید آن را صرفاً به تربیت مدیر برای یک سازمان یا جریان سیاسی تقلیل داد. کادرسازی در معنای گسترده‌تر، یعنی پرورش انسان‌هایی که دانش، تجربه، اخلاق حرفه‌ای، قدرت تحلیل و توانایی تصمیم‌گیری داشته باشند و بتوانند در بزنگاه‌های دشوار، مسئولیت بر عهده بگیرند. امروز فناوری با سرعتی کم‌سابقه در حال تغییر جهان است. هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی، داده‌های بزرگ و فناوری‌های نوین، قواعد بسیاری از عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی را دگرگون کرده‌اند. در چنین شرایطی، نمی‌توان با الگوهای مدیریتی و ذهنیت‌های متعلق به چند دهه قبل، مسائل پیچیده امروز را حل کرد. کشور برای رقابت در جهان جدید، به نسلی نیاز دارد که هم زبان دانش و فناوری را بداند و هم مسائل واقعی جامعه خود را بشناسد. از سوی دیگر، جوانان نباید صرفاً به عنوان آینده کشور دیده شوند. جوانان، بخش مهمی از نیروی حل مسئله امروز کشورند. اگر قرار باشد هر نسلی سال‌ها پشت درهای مدیریت و تصمیم‌گیری منتظر بماند تا نوبت او برسد، بخش بزرگی از ظرفیت انسانی جامعه از بین خواهد رفت. تجربه کشورهای موفق نیز نشان می‌دهد که انتقال تدریجی مسئولیت، میدان دادن به نیروهای تازه‌نفس و پیوند دادن تجربه نسل‌های مختلف، یکی از الزامات توسعه پایدار است. البته جوان‌گرایی به معنای کنار گذاشتن تجربه نیست. کادرسازی موفق زمانی اتفاق می‌افتد که «تجربه» و تخصص، انرژی جوانی و پختگی مدیریتی در کنار یکدیگر قرار گیرند. کشور نه به حذف نسل‌های پیشین نیاز دارد و نه به تکرار بی‌پایان چهره‌های قدیمی؛ بلکه به سازوکاری نیازمند است که در آن تجربه به نسل جدید منتقل شود و در مقابل، نیروهای جوان نیز بتوانند دانش، فناوری و نگاه‌های تازه خود را وارد ساختارهای تصمیم‌گیری کنند. در این میان، یک مسئله اساسی دیگر نیز وجود دارد: کادرسازی بدون کار جمعی و انسجام فکری و سازمانی، نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت. نیروهای متخصص اگر نتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند، ظرفیت فردی آنها به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل نمی‌شود. یکی از مشکلات مهم جوامع امروز، پراکندگی استعدادها و ناتوانی در تبدیل توانایی‌های فردی به قدرت حل مسئله جمعی است. بنابراین، باید به جوانان آموخت که موفقیت فقط در درخشش فردی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی گفت‌وگو، همکاری، تحمل اختلاف نظر و ساختن یک هدف مشترک نیز بخشی از شایستگی حرفه‌ای و اجتماعی است. کادرسازی همچنین باید از انحصار خارج شود. اگر قرار باشد تنها گروهی محدود، بر اساس روابط، سابقه یا وابستگی‌های خاص، امکان رشد و مسئولیت‌پذیری داشته باشند، استعدادهای فراوانی از چرخه توسعه کشور کنار گذاشته خواهند شد. معیار اصلی باید شایستگی باشد؛ دانش، تجربه، پاکدستی، توانایی مدیریت و مهم‌تر از همه، کارنامه قابل سنجش. اقتصاد ایران نیز برای عبور از مشکلات خود به همین سرمایه انسانی نیاز دارد. اصلاح نظام اداری، افزایش بهره‌وری، توسعه تولید، مقابله با فساد، استفاده درست از فناوری، ایجاد اشتغال و حل مسائل اجتماعی، همگی به مدیران و کارشناسانی نیاز دارند که بتوانند میان نظریه و عمل پل بزنند. هیچ سیاست اقتصادی بدون انسان‌های توانمند برای اجرای آن، از روی کاغذ فراتر نخواهد رفت. از همین رو، کادرسازی را باید یک پروژه بلندمدت ملی دانست، نه یک برنامه کوتاه‌مدت سازمانی یا سیاسی. دانشگاه، مدرسه، رسانه، احزاب، نهادهای مدنی، بخش خصوصی و دستگاه‌های اجرایی، هر کدام می‌توانند بخشی از این فرآیند را بر عهده بگیرند. باید فرصت آزمون، خطا، یادگیری و مسئولیت‌پذیری برای نسل جدید فراهم شود؛ زیرا هیچ مدیری صرفاً با نشستن در کلاس یا خواندن چند کتاب، مدیر نمی‌شود. مدیریت، محصول آموزش، تجربه، مسئولیت و مواجهه واقعی با مسئله است. امروز شاید مهم‌ترین پرسش این نباشد که چه کسی قرار است فردا مسئولیت یک سازمان یا نهاد را بر عهده بگیرد؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا برای فردا، نیروی انسانی شایسته‌ای تربیت کرده‌ایم که بتواند کشور را در شرایطی پیچیده‌تر از امروز اداره کند؟ اگر پاسخ به این پرسش برای ما مهم است، باید کادرسازی را از حاشیه به متن بیاوریم. باید به جوان متخصص اعتماد کنیم، امکان رشد او را فراهم کنیم، تجربه را در اختیارش بگذاریم و در عین حال او را به کار جمعی، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی عادت دهیم. ایران برای عبور از مشکلات خود، بیش از هر چیز به سرمایه انسانی نیاز دارد؛ سرمایه‌ای که نه با منابع طبیعی تمام می‌شود و نه با تحولات فناوری ارزش خود را از دست می‌دهد. ساختن این سرمایه، همان کادرسازی است؛ و کادرسازی، شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی باشد که امروز برای فردای ایران می‌توان انجام داد.