سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
دوباره بحث بنزین و سناریوهای مختلف برای مدیریت مصرف آن به صدر اخبار آمده است؛ اما پرسش اساسی اینجاست: چرا پس از سالها سیاستگذاری، هنوز راهحل مشکل بنزین را باید در سهمیهبندی، محدودیت مصرف یا افزایش قیمت جستوجو کنیم؟ واقعیت این است که مشکل بنزین ایران فقط مصرف بالا نیست؛ مشکل اصلی، ناکارآمدی در سیاستگذاری انرژی است. سالهاست به جای اصلاح ریشهای، هر بار که فاصله تولید و مصرف بیشتر میشود، سادهترین راه یعنی محدود کردن مصرف مردم مطرح میشود. خاموش شدن نازلها پس از پایان سهمیه، فروش آزاد مصرف مازاد یا اختصاص سهمیه به افراد، هرکدام ممکن است بخشی از مشکل را مدیریت کنند، اما هیچکدام درمان ریشهای نیستند. اگر خودروهای پرمصرف، ناوگان فرسوده، حملونقل عمومی ناکافی، قاچاق سوخت و اتلاف گسترده انرژی همچنان پابرجا باشند، تغییر شیوه سهمیهبندی تنها شکل مسئله را عوض میکند. از سوی دیگر، افزایش ناگهانی قیمت بنزین بدون توجه به قدرت خرید مردم نیز راهحل نیست. چنین تصمیمی میتواند مستقیماً هزینه حملونقل، تولید و در نهایت قیمت کالاها را افزایش دهد و فشار بیشتری بر خانوارها وارد کند. راهکار باید یک بسته چندوجهی باشد: اصلاح تدریجی و قابل پیشبینی قیمت سوخت، جایگزینی خودروهای فرسوده و پرمصرف، تقویت جدی حملونقل عمومی، مقابله واقعی با قاچاق، توسعه خودروهای کممصرف و برقی و اختصاص بخشی از منابع حاصل از اصلاحات به خود مردم. در این میان، اختصاص یارانه بنزین به «فرد» به جای «خودرو» میتواند از نظر عدالت اجتماعی قابل دفاع باشد؛ چراکه فرد فاقد خودرو نیز باید از ثروت و یارانه عمومی کشور سهم داشته باشد. اما این طرح باید با شفافیت کامل و بدون ایجاد رانت و بازارهای غیرشفاف اجرا شود. دولت باید بداند که مسئله بنزین را نمیتوان فقط پشت جایگاههای سوخت حل کرد؛ این مسئله در خیابانهای پرترافیک، خودروهای فرسوده، کارخانههای کمبازده و شبکه حملونقل ناکارآمد ریشه دارد. بنابراین به جای تصمیمهای مقطعی و شوکآور، کشور نیازمند یک نقشه راه ملی برای اصلاح مصرف انرژی است؛ نقشهای که همزمان منافع دولت، مردم و اقتصاد ملی را در نظر بگیرد. بنزین را نباید فقط مدیریت کرد؛ باید اقتصاد انرژی ایران را اصلاح کرد. بنزین در ایران دیگر فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ یک موضوع اجتماعی و حتی سیاسی است. از همین رو تصمیمگیری درباره آن نیازمند بیش از یک فرمول اقتصادی است. بنابراین دولت پیش از اجرای هر سناریویی باید صریح و روشن به چند پرسش پاسخ دهد: یارانه بنزین دقیقاً چقدر است؟ چه کسانی امروز بیشتر از این یارانه استفاده میکنند؟ در صورت اصلاح نظام سهمیهبندی، منابع آزادشده کجا هزینه خواهد شد؟ سهم مردم از این اصلاحات چیست؟ و مهمتر از همه، دولت چه تضمینی میدهد که اصلاح قیمت بنزین به یک زنجیره جدید از افزایش قیمتها تبدیل نشود؟