سرمقاله

جنگ یا محاصره؛ نبرد اصلی ایران و آمریکا کجاست؟ ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • رشد ۲۷۱ درصدی حق بیمه تولیدی شرکت بیمه حکمت صبا در ۵ ماهه سال
  • بیمه نوین؛ تعهدی که 24 ساعت شبانه‌روز ادامه دارد
  • همزمان با هفته دولت انجام شد؛ بازدید عضو هیأت‌ مدیره بانک مهر ایران از شعب استان کردستان
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62793  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 09 شه‍ 1405
    جنگ یا محاصره؛ نبرد اصلی ایران و آمریکا کجاست؟ ‪/‬ سعید پای بند

    در تحلیل شرایط امروز ایران و آمریکا، یک خطای محاسباتی می‌تواند ما را از فهم واقعیت دور کند؛ اینکه تصور کنیم انتخاب پیش‌روی دو طرف فقط جنگ یا صلح است. واقعیت آن است که میان جنگ و صلح، میدان گسترده‌ای از فشار، فرسایش، تحریم، محاصره اقتصادی، جنگ روانی و دیپلماسی وجود دارد؛ میدانی که به نظر می‌رسد اکنون بخش مهمی از رویارویی تهران و واشنگتن در آن جریان دارد. پس از ماه‌ها درگیری، معادله به نقطه‌ای رسیده که ادامه جنگ برای هیچ‌یک از طرفین بدون هزینه نیست. گزارش‌های اخیر از یک بن‌بست فرسایشی حکایت دارد؛ از یک سو واشنگتن می‌خواهد با تشدید فشار اقتصادی، منابع درآمدی ایران را محدود و محاسبات تهران را تغییر دهد و از سوی دیگر ایران تلاش می‌کند نشان دهد که فشار اقتصادی الزاماً به تسلیم سیاسی منجر نخواهد شد. در چنین شرایطی، محاصره اقتصادی می‌تواند ادامه جنگ با ابزارهای غیرنظامی باشد. هدف آن، کاهش درآمدهای نفتی، دشوار کردن نقل‌وانتقال مالی، افزایش هزینه تجارت و ایجاد فشار اجتماعی و اقتصادی است. اما این راهبرد یک نقطه آسیب‌پذیر بزرگ دارد: چین. چین برای ایران تنها یک شریک اقتصادی نیست؛ یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت و فروش نفت ایران محسوب می‌شود. به همین دلیل، آمریکا در اعمال فشار بر چین با احتیاط حرکت می‌کند؛ زیرا تبدیل پرونده ایران به یک رویارویی مستقیم اقتصادی با پکن می‌تواند معادله را از یک بحران منطقه‌ای به بحران بزرگ‌تر میان دو قدرت جهانی تبدیل کند. در سوی دیگر، عربستان و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس نیز بیش از آنکه خواهان پیروزی یک طرف باشند، خواهان پایان ناامنی هستند. تجربه ماه‌های اخیر به آنها نشان داده است که هرگونه جنگ گسترده می‌تواند امنیت انرژی، سرمایه‌گذاری، تجارت و پروژه‌های توسعه‌ای آنان را در معرض تهدید قرار دهد. بنابراین طبیعی است که ریاض به دنبال فاصله گرفتن از منطق جنگ و حرکت به سمت مدیریت تنش باشد. تحلیل‌های اخیر نیز نشان می‌دهد کشورهای عرب خلیج فارس از ادامه فرسایش نظامی و اقتصادی نگران‌اند. قطر اما جایگاه متفاوتی دارد. دوحه هم با واشنگتن رابطه نزدیک دارد و هم کانال ارتباطی مؤثری با تهران. سفر اخیر نخست‌وزیر قطر به تهران و تحرکات دیپلماتیک همزمان قطر، عمان و پاکستان نشان می‌دهد که در کنار میدان فشار، یک میدان دیپلماتیک نیز فعال شده است. پاکستان نیز می‌تواند در این معادله نقش پل را ایفا کند؛ کشوری که هم با ایران روابط تاریخی و امنیتی دارد و هم با آمریکا و کشورهای عربی ارتباطات گسترده‌ای برقرار کرده است. تلاش‌های پاکستان برای باز کردن مسیر گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن، نشان می‌دهد اسلام‌آباد می‌تواند در مقطع حساس فعلی، بیش از یک بازیگر حاشیه‌ای باشد. اما پرسش اساسی این است: آیا آمریکا دوباره به سمت جنگ خواهد رفت؟ پاسخ قطعی وجود ندارد. اگر فشار اقتصادی نتواند محاسبات تهران را تغییر دهد، وسوسه افزایش فشار نظامی همواره وجود خواهد داشت. اما جنگ جدید می‌تواند همان چیزی را ایجاد کند که واشنگتن از آن پرهیز دارد: افزایش قیمت انرژی، بی‌ثباتی بازارهای جهانی، آسیب به متحدان منطقه‌ای و باز شدن جبهه‌های جدید. از این منظر، خطرناک‌ترین سناریو نه لزوماً تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه یک خطای محاسباتی است؛ یک حمله، یک حادثه دریایی، یک سوءبرداشت یا اقدامی که زنجیره‌ای از واکنش‌ها را ایجاد کند. ایران نیز در برابر یک آزمون تاریخی قرار دارد. مقاومت در برابر فشار خارجی زمانی مؤثر است که با تقویت اقتصاد داخلی، کاهش آسیب‌پذیری‌های تجاری، تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی، مدیریت افکار عمومی و فعال نگه داشتن دیپلماسی همراه باشد. اقتصاد ضعیف، حتی اگر از نظر سیاسی مقاوم باشد، هزینه مقاومت را بالا می‌برد. در این میان، دیپلماسی نباید به معنای عقب‌نشینی تعبیر شود. کار دیپلمات، شکستن بن‌بست است، نه پذیرفتن شکست. امروز عربستان به دنبال مهار آتش است، قطر در پی میانجیگری، پاکستان در حال ایفای نقش ارتباطی و چین در تلاش برای حفظ منافع اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود است. هیچ‌کدام نیز نمی‌خواهند بحران ایران و آمریکا به جنگی فراگیر تبدیل شود. بنابراین شاید پرسش درست این نباشد که جنگ می‌شود یا نه؟پرسش مهم‌تر این است که چه کسی می‌تواند از این بن‌بست، کم‌هزینه‌تر و با دست بالاتر خارج شود؟ آینده ایران و آمریکا احتمالاً در یک میدان واحد تعیین نخواهد شد؛ بخشی در میدان نظامی، بخشی در اقتصاد، بخشی در تنگه هرمز و بخشی پشت میزهای مذاکره رقم خواهد خورد. جنگ ممکن است آغاز شود، اما پایان آن را همیشه موشک‌ها تعیین نمی‌کنند؛ گاهی اقتصاد، دیپلماسی و عقلانیت سیاسی هستند که نقطه پایان جنگ را می‌نویسند.