سرمقاله

دلارزدایی؛ پروژهای که آرام اما پیوسته پیشمیرود/ سید محمدرضا حسینی علی آباد

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • پروتز چیست؟ (صفر تا صد به همراه انواع و نحوه انتخاب)
  • هفتادوهفتمین شعبه خودرو۴۵ در سعادت‌آباد افتتاح شد
  • محسن بزرگ‌زاده، معاون بازاریابی و شبکه فروش بیمه سرمد؛ هم‌افزایی با بانک صادرات ایران، کلید توسعه بازار بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 63186  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 22 شه‍ 1405
    دلارزدایی؛ پروژه‌ای که آرام اما پیوسته پیش می‌رود
    دلارزدایی؛ پروژهای که آرام اما پیوسته پیشمیرود/ سید محمدرضا حسینی علی آباد

    برای دهه‌ها، دلار آمریکا نه فقط ارز ملی یک کشور، بلکه ستون نظام مالی جهانی بود. از ذخایر بانک‌های مرکزی تا تسویه تجارت نفت، از اوراق قرضه دولتی تا بازارهای اعتباری، همه و همه بر پایه دلار بنا شده بودند. اما در سال‌های اخیر، نشانه‌هایی از تغییر در این معماری دیده می‌شود. دلارزدایی دیگر یک شعار سیاسی در حاشیه نشست‌های بین‌المللی نیست. به پروژه‌ای تدریجی اما جدی تبدیل شده که بازیگران متعددی آن را پیش می‌برند. نخستین نشانه، رشد سهم تسویه تجارت با ارزهای ملی است. چین و روسیه از سال‌ها پیش توافق کرده‌اند بخشی از تجارت دوجانبه خود را با یوان و روبل تسویه کنند. هند و امارات نیز ترتیبات مشابهی برای تجارت غیرنفتی ایجاد کرده‌اند. برزیل و آرژانتین در آمریکای جنوبی، و چند کشور آفریقایی نیز به این مسیر وارد شده‌اند. این ترتیبات اگرچه هنوز در مقیاس کوچک هستند، اما روندی را نشان می‌دهند که در آن دلار به تدریج از نقش انحصاری خود در تسویه تجارت عقب می‌نشیند. دومین نشانه، رشد ذخایر طلا در بانک‌های مرکزی است. بانک‌های مرکزی چین، روسیه، هند، ترکیه و چند کشور دیگر در سال‌های اخیر خرید طلا را به شدت افزایش داده‌اند. این رفتار نشان می‌دهد که این کشورها به دنبال کاهش وابستگی ذخایر خود به دلار و اوراق خزانه آمریکا هستند. طلا اگرچه بازدهی ندارد، اما دارایی‌ای است که در برابر تحریم و بلوکه شدن مصون است. این انگیزه امنیتی، محرک اصلی افزایش ذخایر طلا در جهان است. سومین نشانه، توسعه نظام‌های پرداخت جایگزین است. سیستم سوئیفت برای دهه‌ها ستون تسویه بین‌المللی بود، اما پس از تحریم‌های گسترده آمریکا و اروپا علیه روسیه و ایران، بسیاری از کشورها به فکر ایجاد نظام‌های جایگزین افتادند. سیستم پرداخت چین موسوم به سیپس، نظام پیام‌رسانی مالی روسیه موسوم به اس‌پی‌اف‌اس و ابتکارات مشابه در هند و برزیل، همه نشانه‌های تلاش برای کاهش وابستگی به زیرساخت مالی غرب هستند. این نظام‌ها هنوز کارایی سوئیفت را ندارند، اما مسیر را باز کرده‌اند. چهارمین نشانه، رشد اوراق قرضه دلاری جایگزین است. چین در سال‌های اخیر اوراق قرضه دولتی خود را در بازارهای بین‌المللی عرضه کرده و سرمایه‌گذاران خارجی را به خرید آن تشویق کرده است. اگرچه حجم این اوراق در مقایسه با اوراق خزانه آمریکا ناچیز است، اما روند رشد آن قابل توجه است. اگر این مسیر ادامه یابد، می‌تواند در بلندمدت به تضعیف انحصار دلار در بازارهای بدهی منجر شود. اما باید از اغراق پرهیز کرد. دلار هنوز ارز غالب در تجارت جهانی، ذخایر بانک‌های مرکزی و بازارهای مالی است. سهم دلار از ذخایر جهانی اگرچه از اوج حدود هفتاد درصد به حدود پنجاه و هشت درصد کاهش یافته، اما هنوز بالاترین سهم است. هیچ ارز دیگری، نه یوان و نه یورو، توانایی جایگزینی کامل دلار را ندارد. یوان با محدودیت‌های حساب سرمایه و عدم آزادی کامل جریان سرمایه روبه‌روست و یورو با ضعف ساختاری در اتحادیه اروپا دست‌وپنجه نرم می‌کند. بنابراین، آنچه در حال شکل‌گیری است، نه پایان دلار بلکه آغاز دوره‌ای از چندقطبی شدن تدریجی نظام مالی است. برای ایران، این تحول پیامدهای مستقیم دارد. نخست، فرصت گسترش تجارت با ارزهای ملی و کاهش وابستگی به دلار در مبادلات خارجی. دوم، امکان استفاده از نظام‌های پرداخت جایگزین برای دور زدن تحریم‌ها. سوم، فرصت جذب سرمایه از کشورهایی که به دنبال تنوع‌بخشی به سبد دارایی‌های خود هستند. اما این فرصت‌ها مشروط به شرایطی است. ایران باید نظام بانکی خود را شفاف‌تر کند، قوانین ضدپولشویی را تقویت کند و محیط کسب‌وکار را برای شرکای خارجی قابل پیش‌بینی‌تر سازد. بدون این پیش‌شرط‌ها، حتی بهترین فرصت‌های جهانی نیز به نتیجه نمی‌رسند. نکته نهایی اینکه دلارزدایی یک شبه رخ نمی‌دهد. فرآیندی تدریجی است که دهه‌ها طول می‌کشد و مسیر آن پر از فراز و نشیب خواهد بود. اما روند آن آغاز شده و بازگشت به عقب دشوار است. نظام مالی جهانی که پس از جنگ جهانی دوم بر پایه دلار بنا شد، اکنون در حال بازآرایی است. کشورهایی که بتوانند خود را با این تغییرات تطبیق دهند، در نظم آینده جایگاهی خواهند داشت. کشورهایی که منتظر بمانند تا تغییرات کامل شود، فرصت‌ها را از دست خواهند داد. و در این میان، ایران نه می‌تواند تماشاگر بماند و نه می‌تواند منتظر بماند.