سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه بینالملل - ۳۰ سپتامبر برای عراق تنها یک تاریخ در تقویم سیاسی این کشور نیست. از امروز آخرین مرحله خروج نیروهای آمریکایی و پایان مأموریت نظامی ائتلاف بینالمللی در عراق تکمیل میشود؛ تحولی که پس از بیش از دو دهه حضور نظامی آمریکا، میتواند فصل تازهای را در معادلات سیاسی و امنیتی این کشور باز کند. مقامهای عراقی تأکید دارند که پس از این تاریخ دیگر نیروی رزمی یا آموزشی ائتلاف در خاک این کشور باقی نخواهد ماند و پایگاهها و مقرهای مورد استفاده نیروهای خارجی نیز به طرف عراقی تحویل داده شدهاند. این تحول البته به معنای قطع روابط بغداد و واشنگتن نیست. آنچه پایان مییابد، مأموریت نظامی ائتلافی است که در سال ۲۰۱۴ و در اوج پیشروی داعش تشکیل شد. از این پس قرار است مناسبات امنیتی عراق با آمریکا و دیگر اعضای ائتلاف بیشتر در قالب روابط دوجانبه ادامه پیدا کند؛ مدلی که در آن همکاری اطلاعاتی، آموزش، خرید تجهیزات و برنامههای تسلیحاتی جایگزین استقرار مستقیم نیروهای ائتلاف خواهد شد. از همین رو شاید مهمترین پرسش درباره ۳۰ سپتامبر نه این باشد که آمریکا چگونه عراق را ترک میکند، بلکه این باشد که عراق از اول اکتبر چگونه میخواهد بدون حضور نظامی خارجی، امنیت و موازنه سیاسی خود را مدیریت کند. پایان مسیری که از ۲۰۰۳ آغاز شد حضور نظامی آمریکا در عراق فراز و فرودهای متعددی داشته است. نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۰۳ وارد این کشور شدند و پس از هشت سال، بخش عمده آنها در پایان سال ۲۰۱۱ عراق را ترک کردند. اما ظهور داعش و تصرف بخشهای وسیعی از عراق در سال ۲۰۱۴ شرایط را تغییر داد. دولت بغداد این بار برای مقابله با داعش از جامعه بینالمللی درخواست کمک کرد و نیروهای آمریکایی در قالب ائتلاف بینالمللی به عراق بازگشتند. با شکست ساختار سرزمینی داعش، ماهیت حضور این نیروها نیز بهتدریج تغییر کرد. مأموریت رزمی جای خود را به آموزش، مشاوره، پشتیبانی اطلاعاتی و حمایت از عملیات نیروهای عراقی داد. سرانجام بغداد و واشنگتن در سپتامبر ۲۰۲۴ بر سر نقشه راهی برای پایان مأموریت ائتلاف به توافق رسیدند. بر اساس توافق اولیه، روند خروج در دو مرحله انجام میشد و مرحله دوم که عمدتاً به پشتیبانی از عملیات ضد داعش در سوریه از خاک عراق مربوط بود، تا سپتامبر ۲۰۲۶ ادامه پیدا میکرد. در ماههای گذشته این روند شتاب گرفت. نیروهای آمریکایی پیشتر پایگاه عینالاسد در استان الانبار را ترک کردند و کنترل آن در اختیار ارتش عراق قرار گرفت. بخش مهمی از نیروهای باقیمانده نیز در اقلیم کردستان مستقر بودند و خروج آنها آخرین حلقه از اجرای توافق بغداد و واشنگتن محسوب میشود. خروج نظامی، نه پایان رابطه یکی از نکات مهم در تحلیل تحولات عراق این است که نباید خروج نظامیان آمریکایی را با پایان نفوذ یا حضور آمریکا در معادلات این کشور یکسان دانست. حتی توافق سال ۲۰۲۴ نیز بر تبدیل مأموریت ائتلاف به «شراکت امنیتی دوجانبه» تأکید داشت. وزارت جنگ آمریکا در همان زمان اعلام کرده بود که روابط آینده میتواند شامل افسران رابط، آموزش و برنامههای متعارف همکاری امنیتی باشد. دولت عراق نیز اکنون از ادامه تبادل اطلاعات، همکاری اطلاعاتی و برنامههای تسلیحاتی با کشورهای عضو ائتلاف سخن میگوید. به موازات آن، روابط اقتصادی بغداد و واشنگتن در ماههای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. دولت عراق به دنبال جذب سرمایهگذاری خارجی در حوزههای نفت، گاز، برق و زیرساخت است و شرکتهای آمریکایی نیز بخشی از این برنامه محسوب میشوند. گزارش رویترز در ماه ژوئیه نشان میدهد که بغداد مذاکرات و طرحهای متعددی را برای افزایش حضور شرکتهای آمریکایی در بخش انرژی دنبال میکند. بنابراین میتوان گفت رابطه عراق و آمریکا در حال تغییر شکل است. حضور مستقیم نظامی کاهش مییابد، اما همکاری اقتصادی، تسلیحاتی و اطلاعاتی میتواند ادامه پیدا کند. برای بغداد چنین الگویی یک مزیت مهم دارد: دولت عراق میتواند هم بر پایان حضور نظامی خارجی تأکید کند و هم کانالهای همکاری با یکی از مهمترین شرکای بینالمللی خود را حفظ کند. آزمون اصلی برای بغداد اما خروج نیروهای خارجی مسئولیت دولت عراق را نیز افزایش میدهد. مقامهای نظامی این کشور میگویند نیروهای عراقی اکنون کنترل کامل سرزمین را در اختیار دارند و وضعیت امنیتی کشور با دوره ظهور داعش قابل مقایسه نیست. با این حال، تهدید داعش بهطور کامل از بین نرفته است. این گروه دیگر توانایی سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ را ندارد و قادر به کنترل شهرها و مناطق وسیع نیست، اما هستههای پراکنده آن همچنان در برخی مناطق فعالیت دارند. برخی مقامهای امنیتی عراقی و کرد نیز در آستانه خروج ائتلاف نسبت به افزایش تحرک هستههای داعش هشدار دادهاند. در همین رابطه خبرگزاری رویترز روز گذشته گزارش داد نیروهای امنیتی عراق یک هسته مظنون داعش را که به گفته مقامهای عراقی درصدد انجام حملاتی همزمان با خروج ائتلاف بوده، شناسایی کردهاند. در نتیجه آزمون امنیتی عراق از این پس بیش از گذشته بر توان داخلی این کشور متمرکز خواهد شد. ارتش، نیروهای مبارزه با تروریسم، پلیس فدرال و نیروهای پیشمرگه باید بخشی از ظرفیتهایی را که تاکنون با کمک اطلاعاتی، پهپادی و لجستیکی ائتلاف تأمین میشد، خود مدیریت کنند. موضوع پدافند هوایی نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا کرده است. خروج سامانههای دفاعی ائتلاف، بهویژه در اقلیم کردستان، نگرانیهایی ایجاد کرده و وزارت پیشمرگه نسبت به خلأ دفاع هوایی هشدار داده است. بغداد در مقابل اعلام کرده قراردادهایی برای دریافت سامانههای جدید از آمریکا، کرهجنوبی و ترکیه در دست اجرا دارد و برنامه توسعه پدافند هوایی کشور را سرعت بخشیده است. مسئلهای مهمتر از حضور خارجی شاید پیچیدهترین پرونده عراق پس از ۳۰ سپتامبر، نه داعش و نه حتی رابطه با آمریکا، بلکه نحوه ساماندهی نیروهای مسلح در داخل کشور باشد. دولت عراق بارها بر ضرورت قرار گرفتن سلاح در چارچوب نهادهای رسمی تأکید کرده است. اکنون با خروج نیروهای ائتلاف، یکی از استدلالهایی که طی سالهای گذشته برای ادامه فعالیت مستقل برخی گروههای مسلح مطرح میشد نیز تغییر خواهد کرد. این مسئله البته ساده نیست. بخشی از نیروهای حشدالشعبی به صورت قانونی در ساختار امنیتی عراق قرار گرفتهاند، اما چگونگی تنظیم رابطه دولت با گروههایی که از استقلال عملیاتی بیشتری برخوردارند همچنان یکی از پروندههای پیچیده سیاست عراق است. رویترز در هفتههای اخیر گزارش داده که تلاش دولت برای پیشبرد سیاست انحصار سلاح در دست دولت با موانع سیاسی و امنیتی روبهرو شده است. از این منظر، خروج آمریکا میتواند یک آزمون مهم برای مفهوم حاکمیت در عراق باشد. بغداد از یک سو خواهان پایان حضور نظامی خارجی است و از سوی دیگر باید نشان دهد قادر است تصمیمگیری درباره جنگ، صلح و استفاده از نیروی نظامی را در چارچوب نهادهای رسمی کشور سامان دهد. ایران و عراق در شرایط جدید تحولات جدید طبیعتاً برای ایران نیز اهمیت زیادی دارد. ایران طی سالهای گذشته همواره از پایان حضور نظامی آمریکا در عراق حمایت کرده است. دو کشور علاوه بر همسایگی، روابط گسترده اقتصادی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی دارند و خروج نیروهای آمریکایی یکی از متغیرهای دیرپای تنش در محیط پیرامونی ایران را کاهش میدهد. مقامهای ایرانی نیز از تصمیم بغداد برای پایان دادن به مأموریت نیروهای خارجی استقبال کردهاند. با این حال، عراق طی سالهای اخیر کوشیده است سیاست خارجی خود را بر ایجاد توازن میان بازیگران مختلف بنا کند. بغداد همزمان روابط نزدیکی با تهران دارد، همکاریهای اقتصادی و امنیتی خود با واشنگتن را حفظ کرده و مناسباتش با کشورهای عربی و ترکیه را نیز گسترش داده است. بنابراین بعید است خروج نظامیان آمریکایی به معنای حرکت عراق به سوی روابط یکجانبه با یک بازیگر خارجی باشد. برای ایران نیز ثبات عراق اهمیتی اساسی دارد. مرز طولانی مشترک، حجم قابل توجه مبادلات اقتصادی، پیوندهای مذهبی و نقش عراق در ارتباطات منطقهای سبب میشود هرگونه بیثباتی در این کشور مستقیماً بر محیط پیرامونی ایران اثر بگذارد. از این منظر، تقویت دولت مرکزی عراق و افزایش توانایی آن برای تأمین امنیت میتواند بیش از هر تحول مقطعی دیگری اهمیت داشته باشد. اول اکتبر؛ روز بعد از خروج خروج آخرین نیروهای ائتلاف از عراق از نظر نمادین رویدادی مهم است، اما قضاوت درباره آثار واقعی آن به تحولات ماههای آینده بستگی خواهد داشت. تجربه عراق نشان داده است که خروج نیروی خارجی به تنهایی تضمینکننده ثبات نیست؛ همانگونه که حضور نیروی خارجی نیز نتوانسته بود بسیاری از مشکلات سیاسی و امنیتی این کشور را حل کند. آنچه از اول اکتبر آغاز میشود، در واقع مرحلهای متفاوت است. عراق باید بدون اتکا به حضور مستقیم نیروهای خارجی، با بقایای داعش مقابله کند، پدافند هوایی خود را توسعه دهد، روابط بغداد و اربیل را مدیریت کند و مسئله تعدد مراکز قدرت مسلح را به تدریج در چارچوب ساختار رسمی کشور سامان دهد. همزمان باید روابط خود با ایران، آمریکا، کشورهای عربی و ترکیه را به گونهای تنظیم کند که خاک عراق بار دیگر به محل رقابت و رویارویی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تبدیل نشود. به همین دلیل شاید ۳۰ سپتامبر بیش از آنکه پایان یک داستان باشد، آغاز آزمونی تازه برای دولت عراق است؛ آزمونی که نتیجه آن مشخص خواهد کرد بغداد تا چه اندازه توانسته از دو دهه بحران، جنگ و مداخله خارجی عبور کند و مسئولیت کامل امنیت و موازنه سیاسی خود را بر عهده بگیرد.