سرمقاله

طرح تورم صفر در تهران؛ مُسکن معیشتی یا آغاز یک مدل اقتصادی پایدار؟ / سعید کاظمی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • اتمام دوره جامع توانمندسازی نمایندگان منتخب بیمه سرمد در شمال شرق کشور
  • سئو یا اینستاگرام؛ بررسی بازدهی دو مسیر جذب مشتری با نگاه دی‌ ام‌ روم
  • حضور حرارت گستر فرزانگان در بیست‌وپنجمین نمایشگاه دام و طیور
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 63969  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 19 مه‍ 1405
    طرح تورم صفر در تهران؛ مُسکن معیشتی یا آغاز یک مدل اقتصادی پایدار؟ / سعید کاظمی

    در اقتصادی که نرخ ارز با سرعت حرکت می‌کند و افزایش هزینه‌های تولید، واردات و توزیع، دیر یا زود خود را در قیمت انواع کالاها نشان می‌دهد، هر اقدامی که بتواند برای مدتی فشار را از روی سفره مردم کم کند، ارزش توجه دارد. طرح «تورم صفر» شهرداری تهران نیز از همین منظر قابل بررسی است؛ طرحی که قرار است بخشی از کالاهای اساسی را در میادین میوه و تره‌بار و فروشگاه‌های شهروند با قیمت ثابت به مدت شش ماه عرضه کند. استقبال مردم از چنین طرحی کاملاً قابل درک است. خانواده‌ای که هر روز با قیمت‌های جدید مواجه می‌شود، وقتی می‌بیند می‌تواند بخشی از نیازهای ضروری خود را با قیمت مشخص و قابل پیش‌بینی خریداری کند، طبیعی است که از آن استقبال کند. بنابراین مسئله را نباید از ابتدا با نگاه منفی دید. پرسش اصلی این است که این حمایت چگونه می‌تواند پایدار باشد و چه اثری بر ساختار بازار خواهد گذاشت؟ بررسی نمونه‌ای قیمت‌های اعلام‌شده در سامانه شهروند نشان می‌دهد که در حال حاضر در همه اقلام ، فاصله معناداری میان قیمت طرح و بازار آزاد وجود ندارد و حتی در مورد برخی انواع برنج ، قیمت بازار اندکی پایین‌تر از نرخ اعلام‌ شده مشاهده می‌شود. این موضوع لزوماً نقطه ضعف طرح نیست؛ زیرا اثر اصلی آن ممکن است در ماه‌های آینده آشکار شود. اگر قیمت کالاها برای شش ماه ثابت بماند و در همین مدت نرخ ارز و هزینه‌های تولید و تأمین افزایش پیدا کند، فاصله قیمت طرح با بازار به تدریج بیشتر خواهد شد. اینجاست که تعبیر « فنر قیمتی» معنا پیدا می‌کند. فنر زمانی خطرناک می‌شود که فشار آن فقط جمع شود و راهی برای تخلیه تدریجی نداشته باشد. اگر امروز قیمت یک کالا نزدیک به قیمت بازار باشد اما بازار طی شش ماه آینده چندین پله افزایش پیدا کند، برای حفظ قیمت ثابت، هزینه بیشتری باید پرداخت شود. اگر ذخیره‌سازی اصولی و خرید پیشاپیش انجام شده باشد، این فشار در ابتدا قابل مدیریت است؛ اما با کاهش ذخایر و نیاز به خرید مجدد با قیمت‌های جدید، هزینه تثبیت قیمت نیز افزایش خواهد یافت. پس سؤال اصلی این نیست که آیا می‌توان قیمت را برای شش ماه ثابت نگه داشت؛ سؤال کلیدی این است که هزینه حفظ این ثبات قیمت در پایان شش ماه چقدر خواهد بود؟ از سوی دیگر، یک موضوع بسیار مهم و کمتر دیده شده نیز وجود دارد: اثر این طرح بر سایر فروشگاه‌های سطح شهرچگونه خواهد بود؟ فروشگاه‌های شهروند و میادین میوه و تره‌بار، در کنار دسترسی به زیرساخت عمومی و ظرفیت خرید گسترده، از حمایت و امکانات یک مجموعه متعلق به شهرداری برخوردارند. اگر این شبکه کالا را با قیمت پایین‌تر از هزینه واقعی بازار عرضه کند، طبیعی است که بخشی از تقاضای مردم از فروشگاه‌های خصوصی به سمت این شبکه منتقل شود. این اتفاق برای مصرف‌کننده در کوتاه‌مدت مطلوب است، اما در بلندمدت باید دید آیا رقابت میان بخش عمومی و خصوصی همچنان رقابت برابر باقی می‌ماند یا خیر. موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که برای فروشگاه شهروند در بودجه شهرداری، درآمد قابل توجهی نیز پیش‌بینی شده است. بنابراین لازم است مشخص باشد که این فروشگاه‌ها قرار است صرفاً ابزار اجرای سیاست معیشتی باشند یا هم‌زمان یک فعالیت اقتصادی درآمدزا نیز محسوب می‌شوند. اگر هدف اصلی حمایت از مردم است، باید سازوکار مالی طرح شفاف باشد تا مشخص شود هزینه واقعی این سیاست از کجا تأمین می‌شود و چه میزان از منابع عمومی را درگیر می‌کند. در واقع، اگر کاهش قیمت از طریق خرید مستقیم از تولیدکننده، پیش‌خرید، حذف واسطه‌های غیرضروری و مدیریت بهتر زنجیره تأمین و توزیع ایجاد شود، می‌توان آن را یک سیاست اقتصادی قابل دفاع دانست. اما اگر فاصله قیمت صرفاً با تزریق منابع عمومی جبران شود، باید درباره پایداری آن در بلندمدت با احتیاط بیشتری قضاوت کرد. مسئله اصلی، اما تبدیل یک تجربه کوتاه‌مدت به یک مدل پایدار است.اگر طرح« تورم صفر » بتواند نشان دهد که با ذخیره‌سازی مناسب، خرید مستقیم و کاهش هزینه‌های زنجیره توزیع می‌توان قیمت تمام‌شده را پایین آورد، این تجربه می‌تواند برای سایر استان‌ها نیز قابل استفاده باشد؛ هر استان باید ظرفیت تولید، انبارداری، شبکه توزیع، میزان مصرف و منابع مالی خود را بشناسد. نمی‌توان یک نسخه واحد را برای تهران، یک استان کشاورزی، یک استان مرزی و یک استان صنعتی تجویز کرد. اما می‌توان اصول یک مدل توزیع هوشمند و ضدشوک را در سراسر کشور توسعه داد.البته نه به شکل یک نسخه واحد، بلکه متناسب با ظرفیت تولید و مصرف هر منطقه. در نهایت، موفقیت طرح «تورم صفر» را نباید فقط با قیمت امروز سنجید. باید دید شش ماه بعد چه اتفاقی می‌افتد؛ فاصله قیمت طرح با بازار چقدر شده، چه مقدار منابع برای حفظ آن هزینه شده و وضعیت فروشگاه‌های خصوصی چگونه تغییر کرده است.حمایت از سفره مردم ضرورت امروز است؛ اما سیاست اقتصادی موفق، سیاستی است که علاوه بر آرام کردن سفره امروز، هزینه فردای مردم و ساختار بازار را نیز سنگین‌تر نکند. واما درنهایت نگاه به این طرح نباید صرفاً انتقادی باشد. اگر سیاستی بتواند در شرایط دشوار اقتصادی بخشی از فشار را از دوش طبقات متوسط و کم‌درآمد بردارد، ارزش بررسی و حتی توسعه به عنوان یک مدل اقتصادی پایدار را دارد.