سرمقاله

آتش جنگ بر اقتصاد قطر ‪/‬ محمدرضا ستاری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • طلا کادویی گرم پایین چی بخریم؟ راهنمای انتخاب هدیه زیر یک گرم
  • یک‌هزار میلیارد تومان تسهیلات برای توسعه صنایع خلاق کشور اختصاص یافت
  • راهنما انتخاب ویلاهای لوکس برای اقامت لاکچری در شمال
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 64224  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 27 مه‍ 1405
    آتش جنگ بر اقتصاد قطر ‪/‬ محمدرضا ستاری

    اگر بخواهیم از میان تحولات اقتصادی هفته‌های اخیر منطقه یک نمونه مشخص برای نشان دادن پیامدهای جنگ انتخاب کنیم به نظر می‌رسد قطر یکی از مناسب‌ترین گزینه‌ها باشد؛ کشوری که طی دو دهه گذشته به واسطه درآمدهای هنگفت صادرات گاز البته به واسطه تحریم‌های ایران به یکی از ثروتمندترین اقتصادهای جهان تبدیل شده اما اکنون امیر این کشور از مردم می‌خواهد خود را برای بدترین شرایط احتمالی آماده کنند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم صندوق بین‌المللی پول برای اقتصاد قطر در سال جاری میلادی انقباض ۱۵٫۶ درصدی پیش‌بینی کرده و درآمدهای دولت نیز در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۴۲ درصد کاهش یافته است. در نگاه اول شاید تصور شود که این وضعیت صرفاً نتیجه اختلال در صادرات انرژی و آسیب به تأسیسات گازی قطر است، اما بررسی اقتصاد سیاسی موضوع نشان می‌دهد، برخورداری از منابع عظیم مالی الزاماً به معنای امنیت اقتصادی نیست و حتی ثروتمندترین کشورها نیز نمی‌توانند پیامدهای بی‌ثباتی در محیط پیرامونی خود را نادیده بگیرند. برای توضیح این موضوع باید ابتدا به الگوی توسعه قطر توجه کنیم. دوحه بخش عمده جایگاه اقتصادی و سیاسی امروز خود را مدیون صادرات گاز طبیعی مایع است؛ صنعتی که علاوه بر ایجاد درآمدهای هنگفت، امکان سرمایه‌گذاری در کشورهای مختلف و افزایش نفوذ بین‌المللی را برای دوحه فراهم کرده است. البته نباید فراموش کنیم که بخش قابل‌توجهی از این ثروت از میدان مشترک گازی با ایران تأمین شده و قطر در سال‌های گذشته در شرایطی که صنعت انرژی ایران با محدودیت‌های ناشی از تحریم مواجه بود، توانسته ظرفیت صادراتی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهد. با این حال، آنچه در محاسبات اقتصادی دوحه کمتر مورد توجه قرار گرفت، وابستگی امنیت صادرات به تحولات منطقه بود. قطر می‌توانست با سرمایه‌گذاری در تأسیسات پیشرفته، ظرفیت تولید خود را افزایش دهد اما قادر نبود موقعیت جغرافیایی خود و وابستگی مسیرهای صادراتی به تنگه هرمز را تغییر دهد. به همین دلیل اکنون این مسئله به مهم‌ترین نقطه آسیب‌پذیری اقتصاد قطر تبدیل شده است. معمای درآمدهای گازی نکته دیگری که در بررسی بحران قطر اهمیت دارد، تفاوت میان افزایش قیمت انرژی و افزایش درآمد صادرکنندگان است. معمولاً تصور می‌شود هرگونه افزایش قیمت نفت و گاز به سود کشورهای تولیدکننده تمام خواهد شد، اما تجربه شرایط کنونی نشان می‌دهد این رابطه همواره برقرار نیست. یعنی زمانی که بخشی از ظرفیت تولید آسیب دیده یا امکان انتقال محموله‌های صادراتی وجود ندارد، افزایش قیمت جهانی نمی‌تواند به‌تنهایی کاهش حجم فروش را جبران کند. به همین دلیل قطر با وجود افزایش بهای انرژی با افت شدید درآمدهای دولتی مواجه شده است. از سوی دیگر، کاهش ۴۲ درصدی درآمدها در برابر کاهش ۱۴ درصدی مخارج نشان می‌دهد دولت نمی‌تواند هزینه‌های خود را به همان سرعتی که منابع درآمدی کاهش یافته‌اند، پایین بیاورد. لذا اکنون معضل اصلی دوحه فقط به کاهش درآمدها مربوط نبوده و حفظ ساختار اقتصادی و تداوم ارائه خدمات عمومی برای این کشور دغدغه‌ای مهم محسوب می‌شود. ذخایری که نامحدود نیستند در چنین شرایطی ممکن است گفته شود قطر با برخورداری از صندوق ثروت ملی و سرمایه‌گذاری‌های گسترده خارجی، توان عبور از چنین بحرانی را دارد. این استدلال تا حدودی درست است اما تمام واقعیت را توضیح نمی‌دهد. زیرا دارایی‌های خارجی می‌توانند برای مدتی کسری منابع را جبران کنند، اما جایگزین دائمی درآمدهای حاصل از تولید و صادرات نخواهند شد. علاوه بر این استفاده از چنین منابعی برای تأمین هزینه‌های جاری به معنای کاهش ظرفیت سرمایه‌گذاری در آینده است. درست در این نقطه است که هشدار امیر قطر اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا به نظر می‌رسد وضعیت این کشور به گونه‌ای است که این صحبت‌ها مبنی بر آمادگی مردم برای بدترین سناریوها تنها آماده‌سازی افکار عمومی نبوده و مقامات قطری احتمالاً دورنمای طولانی شدن تنش‌ها در منطقه و دشوارتر شدن تصمیمات اقتصادی را مدنظر قرار داده‌اند. از سوی دیگر پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول که رشد ۱۸٫۸ درصدی برای اقتصاد قطر در سال آینده در نظر گرفته نیز، چندان امیدواری به آینده ایجاد نمی‌کند؛ زیرا این پیش‌بینی و تحقق آن بر پایه بازگشت شرایط عادی و از سرگیری صادرات انرژی بنا شده است. در همین رابطه پرسش مهم‌تر این است که تحولات قطر چه پیامی برای سایر کشورهای منطقه و به‌خصوص ایران دارد؟ برای پاسخ به این پرسش به نظر می‌رسد مهم‌ترین نتیجه آن باشد که امنیت اقتصادی کشورهای خلیج فارس برخلاف تصور رایج، موضوعی کاملاً به‌هم‌پیوسته است. در واقع هیچ کشوری نمی‌تواند صرفاً با اتکا به منابع مالی یا روابط گسترده با قدرت‌های خارجی خود را از پیامدهای ناامنی منطقه جدا کند. این مسئله برای ایران نیز اهمیت دارد زیرا نشان می‌دهد ثبات منطقه‌ای نه یک امتیاز سیاسی برای همسایگان، بلکه ضرورتی اقتصادی برای همه کشورهای پیرامون خلیج فارس است. از سوی دیگر، بحران قطر بار دیگر اهمیت متنوع‌سازی اقتصاد، کاهش وابستگی به صادرات مواد خام و تقویت زیرساخت‌های مقاوم در برابر شوک‌های خارجی را آشکار کرده است. لذا آنچه امروز در قطر مشاهده می‌کنیم، تنها دشواری اقتصادی یک کشور ثروتمند نیست بلکه نشانه‌ای از محدودیت الگویی است که توسعه اقتصادی را عمدتاً بر درآمدهای انرژی استوار کرده و امنیت آن را وابسته به شرایطی خارج از کنترل خود قرار داده است. البته برخی از ناظران معتقدند قطر احتمالاً به پشتوانه منابع مالی گسترده از بحران کنونی عبور خواهد کرد اما هزینه‌های این تجربه می‌تواند برای سال‌ها در محاسبات اقتصادی و سیاسی دوحه و حتی سایر کشورها باقی بماند. یعنی واقعیتی که نشان می‌دهد ثروت می‌تواند بسیاری از مشکلات اقتصادی را کاهش دهد، اما به‌تنهایی قادر به خرید امنیت و ثبات پایدار نیست.