سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
در شرایطی که نگرانیها درباره احتمال آغاز دور تازهای از درگیریهای نظامی در خاورمیانه افزایش یافته، تحرکات دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش بحران ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شده است. رفتوآمد هیئتهای قطری میان تهران و دوحه، سفر مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه به ایران و ارسال پیام جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، به دبیر شورای عالی امنیت ملی، نشان میدهد کانالهای ارتباطی همچنان فعال هستند. بااینحال، افزایش تعداد دیدارها لزوماً به معنای نزدیک شدن به توافق نیست. اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، رفع محدودیتهای اقتصادی و آینده تنگه هرمز همچنان از مهمترین موانع پیش روی مذاکرات محسوب میشود. هفته پرتحرک دیپلماسی به گزارش ایرنا، فاصله چهارم تا نهم آبان با مجموعهای از رایزنیهای دیپلماتیک همراه بود که محور مشترک آنها جلوگیری از تشدید رویارویی نظامی در منطقه است. در نخستین مرحله، هیئتی از قطر به تهران سفر کرد تا درباره ابتکارهای موجود برای کاهش تنش گفتوگو کند. همزمان، رسانههای آمریکایی از انتقال پیام معاون ترامپ و ارائه پیشنهادهای تازه برای پایان بحران خبر دادند. چند روز بعد، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، در تهران با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، دیدار کردند. حضور همزمان این سه مقام ارشد نشاندهنده اهمیت تحولات ایران و آمریکا برای امنیت منطقه است. کشورهای همسایه نگراناند که شکست دیپلماسی، زیرساختهای اقتصادی، مسیرهای انرژی و امنیت داخلی آنان را با مخاطرات بیشتری مواجه کند. قطر در مرکز مذاکرات قطر در ماههای اخیر به یکی از مهمترین واسطههای ارتباطی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. برخورداری دوحه از روابط کاری با هر دو طرف، امکان انتقال پیامها و بررسی پیشنهادهایی را فراهم کرده که طرح مستقیم آنها در شرایط کنونی دشوار است. به گزارش آکسیوس، هیئت قطری روز جمعه هشتم آبان بیش از دوازده ساعت در تهران مذاکره کرد و در جریان رایزنیها با کاخ سفید در تماس بود. پس از این مذاکرات، هیئتی ایرانی به ریاست یکی از معاونان وزیر امور خارجه راهی دوحه شد. اگرچه این سفر را میتوان نشانه تداوم گفتوگوها دانست، اما هنوز توافق مشخصی اعلام نشده است. اهمیت نقش قطر در آن است که میانجیگری صرفاً به انتقال پیام محدود نمیشود؛ بلکه تلاش برای نزدیک کردن زمانبندی اقدامات دو طرف نیز در دستور کار قرار گرفته است. از هفت روز تا دو روز یکی از مهمترین بخشهای تحولات اخیر، بحث درباره مدت اجرای اقدامات اولیه اعتمادساز است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفتوگو با الجزیره از انعطاف ایران در زمینه زمانبندی اجرای طرح پیشنهادی خبر داده است. بر اساس توضیحات او، تهران ابتدا چارچوبی هفتروزه مطرح کرده بود، اما پس از درخواست قطر برای کاهش زمان اجرا به پنج روز، پیشنهاد تازهای با دوره اجرای دو روزه نیز ارائه شد. این تغییر نشان میدهد اختلافها تنها بر سر اصل مذاکره نیست، بلکه چگونگی آغاز فرایند توافق و ترتیب اقدامات متقابل نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. بااینحال، کوتاهتر شدن زمانبندی بدون توافق درباره تعهدات مشخص، تضمینی برای موفقیت مذاکرات نخواهد بود. مسئله اساسی آن است که هر طرف چه اقدامی را در چه زمانی و در برابر کدام تعهد طرف مقابل انجام خواهد داد. هرمز؛ محور چانهزنیها تنگه هرمز اکنون یکی از مهمترین موضوعات رایزنیهای دیپلماتیک است. ایران رفع محاصره بنادر، کاهش فشارهای اقتصادی و فراهم شدن شرایط بازگشایی مسیرهای کشتیرانی را از عناصر اصلی طرح خود میداند. در مقابل، واشنگتن خواستار رسیدگی سریع به موضوعات هستهای و دریافت تعهدات مشخص از تهران است. همین تفاوت در اولویتها، دستیابی به توافق را دشوار کرده است. ایران معتقد است اقدامات اقتصادی و امنیتی آمریکا باید زمینه ورود به مذاکرات بعدی را فراهم کند، درحالیکه واشنگتن ترجیح میدهد امتیازهای هستهای از مراحل اولیه توافق در دستور کار قرار گیرد. از منظر اقتصادی، بازگشایی مسیرهای دریایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اختلال در تردد کشتیها میتواند هزینه حملونقل و تجارت انرژی را افزایش دهد. بنابراین، دستیابی به تفاهم درباره هرمز تنها برای تهران و واشنگتن اهمیت ندارد، بلکه کشورهای واردکننده و صادرکننده انرژی نیز از نتایج آن تأثیر میپذیرند. پیام ونس؛ نشانه تغییر رویکرد؟ ارسال پیام جیدی ونس به محسن رضایی، یکی دیگر از تحولات قابل توجه روزهای اخیر است. عراقچی تأیید کرده که این پیام در سطوح عالی بررسی شده، اما جزئیات رسمی آن هنوز منتشر نشده است. ورود معاون رئیسجمهوری آمریکا به این روند میتواند نشانه تلاش واشنگتن برای بررسی مسیرهای تازه دیپلماتیک باشد. بااینحال، تا زمانی که محتوای پیام و پاسخ احتمالی ایران روشن نشده، نمیتوان درباره نتایج آن داوری قطعی کرد. وزیر امور خارجه ایران تلاش برای گشودن مسیر تفاهم را اقدامی مثبت دانسته، اما همزمان نسبت به استفاده از مذاکرات برای ایجاد اختلاف یا افزایش فشار هشدار داده است. این موضع نشان میدهد تهران میان اصل گفتوگو و پذیرش پیشنهادهای مطرحشده تفاوت قائل است. بیاعتمادی؛ مانع اصلی توافق فراتر از اختلافهای فنی، مهمترین چالش مذاکرات کنونی کمبود اعتماد سیاسی است. تجربه درگیریهای نظامی و ناکامی تفاهمهای پیشین، موجب شده هر دو طرف نسبت به اجرای تعهدات طرف مقابل تردید داشته باشند. برای ایران، دریافت تضمین درباره رفع محدودیتها و جلوگیری از تکرار حملات اهمیت دارد. آمریکا نیز بر ضرورت تعهدات قابل راستیآزمایی در پرونده هستهای تأکید میکند. در چنین شرایطی، توافقی که صرفاً بر اعلام حسن نیت متکی باشد، احتمالاً با دشواری مواجه خواهد شد. سازوکار اجرای همزمان اقدامات، تعیین نهادهای ناظر و پیشبینی راهحل برای اختلافهای احتمالی میتواند از عناصر ضروری هر تفاهم باشد.