سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشستی تخصصی با بررسی پیشینه روابط ایران و آمریکا، تأکید کرد که تهران با وجود تجربههای تاریخی و تحولات اخیر، همچنان دیپلماسی را ابزاری ضروری برای تأمین منافع ملی میداند، اما حاضر نیست وارد مناسباتی شود که در آن حقوق و حاکمیت کشور نادیده گرفته شود. وی اختلافات تهران و واشنگتن را فراتر از موضوعات مقطعی توصیف کرد و گفت شناخت ریشههای تاریخی این اختلافات برای تصمیمگیری درباره آینده روابط دو کشور ضروری است. نشست «مواجهه تمدنی ایران و آمریکا؛ دیروز، امروز، فردا» روز سهشنبه ۱۲ آبان در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران برگزار شد. در این نشست، بقایی به همراه محمدجواد لاریجانی، مهدی هادی و موسی حقانی به بررسی ابعاد تاریخی، سیاسی و تمدنی مناسبات ایران و آمریکا پرداختند. سخنگوی وزارت امور خارجه در سخنان خود، ضمن مرور تجربههای گذشته، بر ضرورت استفاده از دیپلماسی همراه با حفظ استقلال و برابری حاکمیت کشورها تأکید کرد. از بیاعتمادی تا تقابل تاریخی بقایی با اشاره به مفهوم بیاعتمادی در روابط ایران و آمریکا گفت که در دهههای گذشته بارها از وجود دیوار بیاعتمادی میان دو کشور سخن گفته شده است، اما تحولات سالهای اخیر، بهویژه ترور سردار قاسم سلیمانی و رویدادهای هشت ماه گذشته، موجب شده این تعبیر برای توصیف وضعیت کنونی کافی نباشد. وی تأکید کرد که بازخوانی تاریخ نباید اقدامی تکراری تلقی شود، زیرا تجربههای گذشته میتوانند در شناخت شرایط امروز و جلوگیری از اشتباهات آینده مؤثر باشند. به اعتقاد او، تحلیل روابط تهران و واشنگتن بدون توجه به پیشینه تاریخی آن، تصویری ناقص از اختلافات موجود ارائه میدهد. سخنگوی وزارت امور خارجه در همین زمینه به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد و آن را یکی از نقاط اصلی شکلگیری بیاعتمادی ایرانیان به آمریکا دانست. وی اظهار کرد که دخالت واشنگتن در این رویداد، احساس تحقیر ناشی از مداخله خارجی را در حافظه تاریخی جامعه ایران برجای گذاشت. بقایی همچنین معتقد است آمریکا در دهههای بعد اقدامی مؤثر برای جبران پیامدهای این مداخله انجام نداد و همین مسئله بر استمرار بیاعتمادی تأثیر گذاشت. رویدادهایی که شکاف را عمیقتر کردند سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه به مجموعهای از تحولات اشاره کرد که از نگاه او موجب تشدید اختلافات ایران و آمریکا شدهاند. جنگ هشتساله ایران و عراق، حمله به هواپیمای مسافربری ایران و قرار گرفتن نام کشور در فهرست موسوم به «محور شرارت» در دوران ریاستجمهوری جورج بوش پسر، از جمله این موارد بودند. بقایی همچنین ترور سردار قاسم سلیمانی را یکی از مهمترین رویدادهای تأثیرگذار بر روابط دو کشور دانست. وی تأکید کرد که این اقدام از نگاه ایران صرفاً هدف قرار دادن یک فرمانده نظامی نبود، بلکه تعرض به شخصیتی ملی و نمادی از حاکمیت کشور محسوب میشد. به گفته او، این رویدادها را باید در چارچوب روندی تاریخی بررسی کرد که طی آن اختلافات سیاسی با فشارهای اقتصادی، اقدامات نظامی و تصمیمهای یکجانبه همراه شده است. وی معتقد است چنین تجربههایی بر برداشت جامعه ایران از سیاستهای آمریکا تأثیر گذاشته و امکان شکلگیری اعتماد متقابل را دشوارتر کردهاند. اختلافی فراتر از مسائل سیاسی یکی از محورهای مهم سخنان بقایی، بررسی ابعاد تمدنی اختلافات تهران و واشنگتن بود. وی با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اظهار کرد که برخی مواضع مقامهای آمریکایی نشاندهنده نگاهی فراتر از اختلافات متعارف سیاسی و امنیتی است. سخنگوی وزارت امور خارجه توضیح داد که در سالهای گذشته موضوعاتی مانند برنامه هستهای، امنیت منطقهای، انرژی و مسائل ژئوپلیتیکی در کانون اختلافات قرار داشتهاند، اما تحولات اخیر از نگاه او ابعاد دیگری از این تقابل را آشکار کرده است. بقایی با اشاره به سخنان برخی مقامهای آمریکایی درباره پیشینه چند هزار ساله ایران گفت که این اظهارات، پرسشهایی درباره نوع نگاه واشنگتن به ظرفیتهای تاریخی و تمدنی کشور ایجاد میکند. وی تأکید کرد که شناخت ماهیت اختلافات برای تدوین سیاست خارجی اهمیت دارد و نباید مسائل کنونی را صرفاً به موضوعات روزمره دیپلماتیک محدود کرد. بااینحال، بقایی تصریح کرد که وجود اختلافات بنیادین به معنای کنار گذاشتن مذاکره نیست و دیپلماسی همچنان میتواند در خدمت تأمین منافع ملی قرار گیرد. مذاکره به معنای اعتماد نیست بقایی در بخش دیگری از سخنان خود، میان استفاده از دیپلماسی و برقراری روابط دوستانه تمایز قائل شد. وی گفت بازخوانی رفتارهای گذشته آمریکا نباید به معنای کنار گذاشتن ابزار مذاکره یا قطع ارتباط با جهان تلقی شود. به اعتقاد سخنگوی وزارت امور خارجه، دیپلماسی یکی از ابزارهای اصلی دفاع از منافع ملی است و استفاده از آن الزاماً به معنای اعتماد سیاسی یا پایان اختلافات نیست. وی تأکید کرد که ایران در مقاطع مختلف برای حلوفصل اختلافات از مسیر گفتوگو اقدام کرده و همچنان میتواند از این ظرفیت استفاده کند، اما مذاکره باید بر مبنای احترام متقابل و پذیرش حقوق برابر طرفها صورت گیرد. بقایی با بیان اینکه ایران نمیپذیرد طرف مقابل از موضع برتر با آن برخورد کند، تأکید کرد که هیچ کشوری حق ندارد خواستههای خود را بدون توجه به حاکمیت و منافع دیگران تحمیل کند. وی این موضع را منطبق با اصول حقوق بینالملل، بهویژه اصل برابری حاکمیت کشورها، دانست و اظهار کرد که گفتوگوی واقعی زمانی شکل میگیرد که طرفین حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسند. برجام و تجربه تعهدات اجرانشده سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه به تجربه توافق هستهای برجام پرداخت و خروج آمریکا از این توافق در سال ۲۰۱۸ را نمونهای از رفتار یکجانبه واشنگتن توصیف کرد. وی یادآور شد که برجام مورد تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار گرفته بود، اما دولت آمریکا بدون توافق سایر طرفها از آن خارج شد. بقایی گفت ایران پس از خروج واشنگتن، به مدت یک سال منتظر اجرای تعهدات دیگر طرفهای توافق ماند، اما کشورهای اروپایی نتوانستند تعهدات خود را بهطور کامل عملی کنند. به گفته او، ایران در آن مقطع خویشتنداری نشان داد و تنها پس از گذشت یک سال، در واکنش به اجرا نشدن تعهدات طرف مقابل، رویکرد خود را تغییر داد. وی همچنین به اتهامهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران اشاره کرد و اظهار داشت که این موضوع در سالهای گذشته به یکی از محورهای اصلی اعمال فشار سیاسی و اقتصادی علیه کشور تبدیل شده است. از نگاه بقایی، تجربه برجام نشان میدهد که دستیابی به توافق، بدون اطمینان از اجرای تعهدات و احترام به حقوق متقابل، نمیتواند بهتنهایی زمینه اعتماد پایدار را فراهم کند. مذاکره در سایه حملات نظامی بقایی در ادامه به تحولات نظامی اخیر و تأثیر آنها بر روند دیپلماسی پرداخت. وی با اشاره به جنگ ۱۲روزه گفت تنها یک روز پس از آنکه وزیر امور خارجه عمان، بهعنوان میانجی مذاکرات، از پیشرفت گفتوگوها خبر داده بود، حملات نظامی علیه ایران آغاز شد. سخنگوی وزارت امور خارجه این رویداد را نشانهای از فاصله میان اعلام آمادگی برای مذاکره و رفتار عملی طرف مقابل دانست. به اعتقاد او، چنین اقداماتی موجب میشود درباره هدف واقعی واشنگتن از گفتوگو و میزان پایبندی آن به راهحلهای دیپلماتیک پرسشهایی مطرح شود. وی تأکید کرد که ایران با اصل مذاکره مخالفتی ندارد، اما گفتوگو زمانی میتواند مؤثر باشد که با تهدید نظامی و تلاش برای تحمیل خواستهها همراه نباشد. بقایی همچنین اظهار کرد که تحولات اخیر، برداشت بخشی از جامعه ایران درباره ماهیت اختلافات با آمریکا را تغییر داده است. انتقاد از رویکرد یکجانبه واشنگتن سخنگوی وزارت امور خارجه در بخش دیگری از سخنان خود، سیاست خارجی آمریکا را مبتنی بر نگاهی یکجانبه به مناسبات بینالمللی توصیف کرد. وی گفت این رویکرد صرفاً به روابط واشنگتن با تهران محدود نیست و در برخورد آمریکا با دیگر کشورها نیز مشاهده میشود. بقایی با اشاره به برخی مواضع مقامهای آمریکایی درباره کانادا، کوبا و ونزوئلا، بر اهمیت احترام به استقلال کشورها تأکید کرد. وی همچنین موضوع فلسطین را نمونهای از ضرورت رعایت حق تعیین سرنوشت ملتها دانست. او یادآور شد که اصل برابری حاکمیت کشورها و حق تعیین سرنوشت، از مبانی مهم نظم حقوقی بینالمللی هستند و هیچ دولتی نباید خود را فراتر از این اصول بداند. از ملیشدن نفت تا فشارهای اقتصادی بقایی در ادامه، ریشه برخی فشارهای خارجی علیه ایران را به دهههای گذشته مرتبط دانست. وی با اشاره به دوران ملیشدن صنعت نفت گفت انگلیس در آن مقطع تلاش کرد با استفاده از ابزارهای اقتصادی و سیاسی، بر تصمیمهای ایران تأثیر بگذارد. او یادآور شد که دولت انگلیس حتی کوشید اختلاف مربوط به ملیشدن نفت را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کند، اما قطعنامه پیشنهادی آن به تصویب نرسید. سخنگوی وزارت امور خارجه معتقد است میان برخی شیوههای فشار در آن دوره و رویکردهای بعدی علیه برنامه هستهای ایران شباهتهایی وجود دارد. به گفته وی، بررسی این تجربهها برای شناخت الگوهای تاریخی فشار خارجی اهمیت دارد. دیپلماسی در کنار اقتدار ملی بقایی در پایان بر اهمیت ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، انسانی و جغرافیایی ایران تأکید کرد و گفت این توانمندیها باید در خدمت تقویت جایگاه بینالمللی کشور قرار گیرند. وی با اشاره به تجربه مقاومت مردم ایران در برابر فشارهای خارجی، بر ضرورت شناخت دقیق تحولات، حفظ انسجام ملی و بهرهگیری از درسهای تاریخی تأکید کرد. جمعبندی سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه نشان میدهد که از نگاه او، دیپلماسی و دفاع از استقلال کشور دو مسیر متعارض نیستند. ایران میتواند ضمن حفظ آمادگی برای گفتوگو، بر حقوق حاکمیتی و منافع ملی خود تأکید کند. بر همین اساس، بقایی استفاده از ظرفیت مذاکره را ضروری دانست، اما تصریح کرد که دستیابی به تفاهم پایدار تنها در شرایطی امکانپذیر است که طرف مقابل نیز اصل احترام متقابل و برابری کشورها را بپذیرد.