کد خبر: 58197 | صفحه ۷ | ایران زمین | تاریخ: 18 دی 1404
ایران و آمریکا در چه مرحلهای از تقابل قرار دارند؟
عبور از مذاکره
وزیر خارجه با اشاره به اینکه الان زمان مناسبی برای مذاکره نیست و این به دلیل سیاست های آمریکا است، گفت: ما هیچ وقت میز مذاکره را ترک نکردیم. ما همیشه آمادگی برای مذاکراتی که بر اساس منافع و احترام متقابل باشد را داشته ایم اما دولت آمریکا فعلا چنین رویکردی ندارد.
جهان در روزهایی که گذشت یکی از عجیبترین دورههای خود را پشت سر گذاشت، عجیب از آن رو که در کمتر از چند ساعت دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده دستور ربایش و بازداشت رئیسجمهور کشور دیگری را در نیمه شب صادر کرد و در پی آن نیروهای نظامی آمریکا وارد خاک ونزوئلا شدند و نیکلاس مادورو را دستگیر و به آمریکا منتقل کردند.
این اقدام بسیاری از قوانین و حقوق بینالملل را زیر سوال برد و واکنشهای بسیاری در جهان برانگیخت اما برای تهران که مدتهاست با زیادهخواهیهای آمریکا در کنش و واکنش است، چنین رفتارهایی قابل پیشبینی بود. به ویژه آنکه ترامپ روز قبل از حمله به ونزوئلا در توییتی به اعتراضات معیشتی مردم ایران واکنش نشان داده و تهدید کرده بود که در صورت تشدید تنش و به ادعای وی کشتار معترضان، آمریکا آماده دخالت است.
واقعیت آن است که آمریکا سالهاست آماده دخالت در امور همه کشورها از جمله ایران است و این دخالت را به شکلها و شیوههای مختلف انجام داده است و گرچه این نوع تهدیدات برای ایران تا حدود زیادی آشناست اما بررسی آن میتواند به روشنتر شدن فضای ذهنی رئیسجمهور آمریکا منجر شود. پرسش درباره چرایی شدت گرفتن دکترین «صلح از طریق قدرت» میتواند تبعات اجرای چنین ایدهای در بخشهای مختلف جهان را شفافتر سازد و نشان دهد که صلح مورد ادعای رئیسجمهور آمریکا، با شیوهای که در پیش گرفته، اگر نگوییم ناممکن اما بسیار دور از واقعیات موجود روی زمین است. ایستادن در برابر این ماجراجوییها به ویژه در شرایط کنونی نیازمند نوع متفاوتی از هوشیاری هم در میدانهای نظامی و هم در عرصه دیپلماسی است تا بتوان کشور را از این پیچ غیرمعمول و دشوار عبور داد.
به منظور بررسی ضرورتها، هوشیاریها و نیز انگیزه رئیسجمهور آمریکا از آنچه در حال انجام است ایرنا با «نصرتالله تاجیک» دیپلمات بازنشسته و سفیر پیشین ایران در اردن به گفتوگو کرد بخشی از آن را میخوانید
همزمان با اقدامات و اظهارات رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران، برخی معتقدند که ترامپ با این رویکرد در تلاش است تا تهران را وادار به حضور در پای میز مذاکره کند. با این تحلیل تا چه اندازه موافق هستید؟
من چندان با این تحلیلی که شما مطرح کردید همراه نیستم، زیرا معتقدم ترامپ در حال حاضر اساساً به دنبال مذاکره با ایران نیست. این امر بیش از هر چیز به این دلیل است که احساس میکند دست برتر را در اختیار دارد؛ بهویژه در نتیجه آسیبی که به سیاست خارجی ایران، سیاست خاورمیانهای و اهرمهای بازدارندگی سیاست خارجی آن وارد شده است. با توجه به این لطمه و آسیبی که ایجاد شده، ترامپ اکنون تصور میکند که موقعیت برتری دارد و در حقیقت به دنبال یک مذاکره منصفانه که دو طرف با رضایت از پای میز مذاکره برخیزند، نیست، بلکه همچنان در امتداد همان رویکردی که در سوال اول مطرح کردم، یعنی «صلح از طریق قدرت»، در پی اعمال قدرت است.
در چنین شرایطی، بعید به نظر میرسد با توجه به روحیهای که ایرانیها دارند و با توجه به اهرمهای قدرت نرم و سختی که در اختیار دارند، آمادگی آن را داشته باشند که در چنین وضعیتی پای میز مذاکره حاضر شوند. البته این به معنای نفی اصل مذاکره نیست، بلکه صرفاً گزارشی از واقعیت موجود است. در بخش توصیهای، طبعاً نظر من این است که دیپلماتها در حقیقت خالق فرصتها هستند، یا دستکم باید چنین نقشی را ایفا کنند.
بنابراین، به عقیده من، علیرغم شرایطی که ترامپ ایجاد کرده است، بدون آنکه دچار یأس شویم و بدون آنکه این وضعیت را به گونهای بزرگ جلوه دهیم که امکان خلق فرصت را از خود سلب کنیم، باید تلاش کنیم راهکاری پیدا کنیم تا این وضعیتی که اکنون میان ایران و آمریکا شکل گرفته است، مدیریت و پشت سر گذاشته شود. این کار بسیار دشوار است و نباید آن را کاری ساده تلقی کرد. همچنین نباید انتظار داشت که اگر امروز این مسیر را آغاز کردیم، فردا به نتیجه برسد؛ چنین تصوری واقعبینانه نیست و چهبسا نیازمند یک بازه زمانی طولانیتر برای رسیدن به نتیجه باشد.
بنابراین، جمعبندی سخنم این است که با وجود آنکه احساس میکنم با وضعیت کنونی ترامپ در جهان، شرایطی که ایجاد کرده و آسیبی که ما نیز متحمل شدهایم، بعید است در حال حاضر بتوان یک مذاکره مطلوب و موثر با آمریکا داشت، اما این به هیچوجه به این معنا نیست که وزارت امور خارجه را تعطیل کنیم یا دیپلماتها را بازنشسته کرده و به خانه بفرستیم. خیر، بلکه باید تلاش کنیم.
به عقیده من کلیه اقداماتی که ترامپ در ارتباط با ایران انجام داد و در حقیقت بهعنوان یک تابلوی دیپلماسی آمریکا در برابر ایران تلقی میشد، صرفاً پوششی بود برای اینکه آمریکا به اقدامات خود علیه ایران مشروعیت و وجاهت ببخشد. در غیر این صورت، من معتقدم با توجه به شناختی که آمریکا از ایران دارد و با در نظر گرفتن روابط سابق ایران و آمریکا و مشکلاتی که میان دو کشور وجود داشته و همچنان وجود دارد، ترامپ عملاً برای حمله به ایران لحظهشماری میکرد. اگر هم در داخل ایران افرادی پیشنهادهایی در خصوص شکل مذاکره، از جمله تغییر مذاکره غیرمستقیم به مستقیم یا ورود به یک مذاکره معنادار مطرح میکردند، این پیشنهادها بیشتر با این هدف بود که در حقیقت مانعی در برابر اقدامات ترامپ ایجاد شود. وگرنه غالب تحلیلگران آگاه بودند که ترامپ با شرایطی که خود مطرح میکرد، و از سوی دیگر با توجه به جایگاه ایران به دلیل اهمیت ژئوپلیتیکی، قدرت منطقهای و تاثیرگذاری آن بر نظام بینالملل و نظام منطقهای، بعید است بتواند به تفاهمی پایدار با ایران دست یابد.