صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • آمادگی بانک سپه برای حمایت از واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال در استان مرکزی
  • با ثبت رشد 63 درصدی؛ بیمه آسیا 10 همتی شد
  • زمان برگزاری مجامع همراه اول اعلام شد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60483  |  اخبار صفحات روزنامه  |  تاریخ: 17 خرداد 1405
    جامعه

    چرا نسل جدید به جای تشکیل خانواده، «تجرد» را انتخاب می کند؟

     کابوس ایران ۱۴۴۰

    ایران سال‌ها در دوره طلایی جمعیت جوان قرار داشت اما نبود اشتغال پایدار و برنامه‌ریزی موثر باعث شد تا این فرصت تاریخی به جای «مزیت»، به یک چالش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. روند فعلی جمعیت نشان می‌دهد کشور به‌سمت رشد صفر و سپس منفی حرکت می‌کند. وضعیتی که می‌تواند ساختار اقتصاد، بازار کار و نظام رفاهی را با فشارهای جدی روبه‌رو کند.

    از دهه 1360 که هر زن ایرانی به‌طور متوسط بیش از شش فرزند به دنیا می‌آورد تا امروز که این رقم به حدود 1.4 رسیده، مسیر جمعیتی ایران به‌طور محسوسی تغییر جهت داده است. تغییری که در کنار کاهش نرخ ازدواج و رشد تعداد مجردها، تصویر تازه‌ای از آینده جمعیت کشور ترسیم می‌کند؛ جمعیت مجردها از مرز ۱۳ میلیون نفر عبور کرده و تعداد ازدواج‌ها نیز در یک سال اخیر روندی کاهشی داشته است. هم‌زمان میلیون‌ها زن و مرد زیر ۴۵ سال هم هرگز ازدواج نکرده‌اند.

    به گزارش فرارو، در چنین شرایطی، آنچه امروز در آمارها دیده می‌شود فقط تغییر سبک زندگی یا کاهش تمایل فردی نیست، بلکه بازتاب مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، بی‌ثباتی و اختلال در مسیر ورود نسل جوان به زندگی مستقل است؛ مسیری که به باور یک جمعیت‌شناس، ازدواج و فرزندآوری را برای بخش بزرگی از جامعه به تعویق انداخته یا دشوار کرده است.

        کمترین نرخ باروری از دهه ۵۰ تاکنون

    در ادامه همین روند، هشدارها درباره رسیدن رشد جمعیت به صفر و سپس ورود به فاز منفی در دهه‌های آینده، بار دیگر بحث درباره آینده جمعیتی ایران را به مرکز توجه‌ها کشانده؛ آینده‌ای که هم‌زمان با سالخورده‌تر شدن جمعیت، ظرفیت بازار کار و نظام رفاهی نیز با فشارهای تازه‌ای روبه‌رو خواهد شد.

    حاتم حسینیحاتم حسینی، جمعیت‌شناس، استاد دانشگاه بوعلی‌سینا و استاد وابسته دانشگاه نیپیسینگ کانادا در گفتگو با فرارو معتقد است: «کاهش فرزندآوری و ازدواج در ایران را نمی‌توان صرفا به تغییر ارزش‌ها یا سبک زندگی نسل جدید نسبت داد.» به گفته او: «این تحولات در بستری از بی‌ثباتی، بحران بازار کار، اختلال در مسیرهای گذار به بزرگسالی و فرسایش امید نسبت به آینده شکل گرفته‌اند. بدون توجه به این بسترها، سیاست‌های جمعیتی نه‌تنها موفق نخواهند شد، بلکه ممکن است به نتایج معکوس نیز منجر شوند.»

    کاهش فرزندآوری در ایران؛ مسئله اقتصاد است یا فرهنگ؟

    به باور حسینی: «تحولات ازدواج و باروری در جامعه ایران را نمی‌توان با ارجاع به تغییر ارزش‌ها یا ترجیحات افراد توضیح داد. کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در بستری شکل گرفته که در آن جوانان، رفتارها و انتخاب‌های خود را در شرایط نوعی بی‌ثباتی نهادی اتخاذ می‌کنند.»

    او می‌گوید: «برای فهم این وضعیت باید به بازار کار، نظام آموزشی ـ به‌ویژه آموزش عالی ـ نهاد خانواده و چشم‌انداز آینده نگاه کرد.» حوزه‌هایی که به گفته او، همگی تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

    از نگاه این جمعیت‌شناس: «مسئله فقط تغییر نگرش نسل جدید نیست، بلکه شرایطی ایجاد شده که امکان گذار به زندگی مستقل، تشکیل خانواده و فرزندآوری را دشوار کرده است. به همین دلیل، هرگونه سیاست‌گذاری که این بسترها را نادیده بگیرد، به نتیجه نخواهد رسید.»

    چرا ازدواج در ایران کاهش پیدا کرده و تعداد مجردها افزایش یافته است؟

    حسینی معتقد است: «بخش مهمی از کاهش ازدواج به شکل‌گیری «نسل‌های معلق» مربوط می‌شود؛ نسلی که به سن کار، ازدواج و فرزندآوری رسیده اما نمی‌تواند گذار موفق به بزرگسالی را تجربه کند.»

    او توضیح می‌دهد: «نسل جوان امروز از نظر فرهنگی و آموزشی، تحت تأثیر شهرنشینی و گسترش آموزش عالی، افق دید مدرن‌تری پیدا کرده اما در سطح نهادی با اختلال در مسیرهای تثبیت اجتماعی مواجه شده است. به بیان دیگر، بسیاری از جوانان نمی‌توانند آن‌گونه که باید به استقلال اقتصادی برسند و همین مسئله مسیر تشکیل خانواده را طولانی‌تر و دشوارتر کرده است.»

    به گفته او: «نابسامانی بازار کار و گسترش بی‌رویه آموزش عالی در دو دهه اخیر باعث شده انتظارات نسلی تغییر کند. خانواده‌ها و نظام آموزشی این تصور را ایجاد کردند که تحصیلاتِ بیشتر به موفقیتِ بیشتر منجر می‌شود اما بازار کار ظرفیت جذب این حجم از دانش‌آموختگان را نداشته است. نتیجه این روند، سرخوردگی نسلی، افزایش وابستگی اقتصادی به خانواده، طولانی شدن دوره وابستگی به والدین و دشوارتر شدن تشکیل زندگی مستقل بوده است.»

    نسل جدید تمایلی به فرزندآوری ندارد؟

    حاتم حسینی با این گزاره موافق نیست که کاهش فرزندآوری صرفا ناشی از بی‌میلی نسل جدید باشد. او معتقد است: «بسیاری از افرادی که تمایل به فرزندآوری دارند نیز به دلیل ترس از فقر، از دست دادن استقلال شغلی یا ناتوانی در تأمین یک زندگی باثبات، تصمیم می‌گیرند فرزنددار نشوند.»

    به گفته او: «امروز دیگر آن قرارداد اجتماعی گذشته که بر اساس آن فرد تحصیل می‌کرد، وارد بازار کار می‌شد، خانواده تشکیل می‌داد و در بازتولید نسل نقش ایفا می‌کرد، برای بخش بزرگی از نسل‌های جوان کارکرد خود را از دست داده است.» به همین دلیل، او تاکید می‌کند: «مسئله اصلی نه فقدان تمایل، بلکه دشوار شدن شرایط تحقق این تمایل است.»

    پنجره جمعیتی ایران؛ فرصتی تاریخی که دارد از دست می‌رود

    حسینی توضیح می‌دهد: «دوره پنجره جمعیت‌شناختی در ایران از نیمه دهه ۱۳۸۰ آغاز شد. این مفهوم به وضعیتی اشاره دارد که دست‌کم دو سوم جمعیت کشور در سنین کار، یعنی بین ۱۵ تا ۶۴ سال قرار می‌گیرند.»

    به گفته او: «پنجره جمعیتی در اصل یک ظرفیت بالقوه است؛ زیرا در چنین شرایطی، بازار کار با حجم انبوهی از نیروی انسانی جوان مواجه می‌شود و اگر ظرفیت‌های لازم برای جذب این نیروها وجود داشته باشد، می‌توان انتظار داشت این تحول جمعیتی به رشد و توسعه اقتصادی منجر شود.»

    او معتقد است: «اگر برنامه‌ریزی مناسب، مدیریت صحیح و ظرفیت‌های جذب نیروی کار وجود داشت، تورم جمعیت جوان در سنین کار می‌توانست به سود جمعیتی تبدیل شود؛ اما در غیاب این شرایط، همین فرصت می‌تواند آثار معکوس داشته باشد و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی به دنبال داشته باشد.» 

    به باور این جمعیت‌شناس: «مسئله اصلی این است که در طول حدود ۲۵ سال گذشته، ایران نتوانست بهره‌برداری لازم را از این فرصت انجام دهد.»

    حسینی تاکید می‌کند: «فعال شدن پنجره جمعیتی به‌تنهایی کافی نیست و برای تبدیل آن به سود جمعیتی، مجموعه‌ای از سازوکارهای نهادی لازم است» سازوکارهایی که به اعتقاد او در ایران شکل نگرفتند.

    او می‌گوید: «نهادهای اقتصاد، بازار کار، آموزش و سیاست نتوانستند شرایط لازم را برای جذب و ساماندهی نسل‌های جوان فراهم کنند و دقیقا در همین نقطه، نسل‌های معلق شکل گرفتند؛ نسلی که از نظر فرهنگی و آموزشی مدرن شده اما در سطح نهادی، امکان تثبیت اجتماعی و آغاز زندگی مستقل را پیدا نکرده است.»

    سالخوردگی جمعیت چه اثری بر اقتصاد و بازار کار خواهد گذاشت؟

    به گفته استاد دانشگاه بوعلی‌سینا: «تداوم روند کنونی به معنای تعویق بیشتر ازدواج، افزایش تجرد، استمرار باروری در سطوح پایین، و در نهایت تشدید سالخوردگی جمعیت خواهد بود.»

    او معتقد است: «سالخوردگی جمعیت پیامدهایی فراتر از تغییرات جمعیتی دارد و می‌تواند ظرفیت حمایت‌های بین‌نسلی را نیز تضعیف کند. در آینده خانواده‌ها توان کمتری برای مراقبت هم‌زمان از سالمندان و فرزندان خواهند داشت و فشار اقتصادی بیشتری بر نسل میانی وارد خواهد شد؛ نسلی که همزمان مسئولیت فرزندان و والدین سالخورده را بر عهده دارد.»

    حسینی هشدار می‌دهد: «در شرایط کنونی، نه‌تنها برنامه روشنی برای مدیریت این تغییرات وجود ندارد، بلکه سیاست‌های رفاهی نیز به گونه‌ای عمل کرده‌اند که فشار اقتصادی بر این نسل بیشتر شده است.»

    ایران در آستانه رشد جمعیت صفر و منفی

    حسینی پیش‌بینی می‌کند: «با ادامه روند فعلی، رشد جمعیت ایران به تدریج به سمت صفر و سپس منفی حرکت خواهد کرد.»

    او تاکید می‌کند: «منفی شدن رشد جمعیت صرفا یک شاخص آماری نیست؛ بلکه به معنای کاهش واقعی جمعیت است؛ وضعیتی که به گفته او برای هیچ جامعه‌ای مطلوب نیست.» به باور این جمعیت‌شناس: «پیامد چنین وضعیتی فقط محدود به کاهش شمار جمعیت نخواهد بود؛ بلکه تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی، از فرهنگ و آموزش تا اقتصاد، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»

    حاتم حسینی در پاسخ به این پرسش که «اگر بخواهید سال ۱۴۴۰ را از لحاظ جمعیتی به تصویر بکشید، وضعیت به چه صورت خواهد بود؟» می‌گوید: «بی‌گمان، ساختار جمعیتی کشور سالخورده‌تر، و سهم جمعیت در سنین کار نسبت به امروز کاهش پیدا خواهد کرد.»

    او معتقد است: «حتی ممکن است بسته شدن پنجره جمعیتی زودتر از آنچه تصور می‌شود رخ دهد. بخش بزرگی از جمعیتی که در آن زمان به سالخورده و سالمند خواهند بود، همان نسل جوان امروز هستند؛ نسلی که اکنون با بیکاری، نااطمینانی شغلی و دشواری تصور آینده روبه‌رو است.»

    به گفته او: «ادامه این روند فشار بیشتری بر دولت و نظام سلامت وارد خواهد کرد و اگر از امروز سیاست‌های واقع‌بینانه اتخاذ نشود، هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی این تحولات در دهه‌های آینده سنگین‌تر خواهد شد.»

    سیاست‌های تشویق فرزندآوری شکست خورده‌اند؟

    حسینی معتقد است: «از زمان ابلاغ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، این تصور وجود داشت که تمرکز بر ابزارهای تشویقی مانند وام ازدواج، تسهیلات فرزندآوری و محدودیت در ارائه خدمات تنظیم خانواده می‌تواند به افزایش ازدواج و فرزندآوری منجر شود، اما تجربه عملی نشان داده که این رویکرد نتوانسته به اهداف مورد نظر دست پیدا کند.»

    او می‌گوید: «حتی پس از گذشت بیش از چهار سال از اجرای این قانون، آمارهای رسمی نشان می‌دهد که این سیاست‌ها اثرگذاری مورد انتظار را نداشته‌اند و در برخی موارد حتی نتایج معکوس ایجاد کرده‌اند.»

    به گفته این جمعیت‌شناس: «مسئله اصلی این است که سیاست‌گذاری جمعیتی بدون توجه به بسترهای نهادی و اقتصادی انجام شده است؛ در حالی که رفتارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری در بستری از نااطمینانی اقتصادی، اختلال بازار کار و بی‌ثباتی اجتماعی شکل می‌گیرند.»

    او با اشاره به برخی مشوق‌های مالی می‌گوید: «تصور اینکه صرف افزایش وام ازدواج یا پرداخت بسته‌های تشویقی می‌تواند به تغییر رفتار جمعیتی منجر شود، با واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی کنونی جامعه ایران سازگار نیست.»

    آیا بدون بهبود شرایط اقتصادی می‌توان انتظار افزایش ازدواج و فرزندآوری داشت؟

    به باور حسینی، پاسخ این سؤال منفی است. او می‌گوید: «یکی از مهم‌ترین مشکلات جامعه ایران، کاهش قابلیت پیش‌بینی آینده است؛ تا جایی که بسیاری از افراد حتی نمی‌توانند چند ماه آینده زندگی خود را با اطمینان تصور کنند. در چنین شرایطی، طبیعی است که افراد نتوانند تصمیم‌های بلندمدتی مانند ازدواج، تشکیل خانواده یا فرزندآوری بگیرند.»

    حسینی تاکید می‌کند: «مسئله فقط درآمد یا هزینه‌های زندگی نیست؛ بلکه احساس ثبات، امید، امنیت شغلی و امکان برنامه‌ریزی برای آینده نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در رفتارهای جمعیتی دارد. طولانی‌تر شدن مسیر ورود به زندگی مستقل، دشوار شدن دستیابی به مسکن، اشتغال ناپایدار و وابستگی طولانی‌مدت به والدین، همگی باعث شده‌اند گذار به بزرگسالی و تشکیل خانواده پرهزینه‌تر و پیچیده‌تر شود.»

    مهم‌ترین اشتباه سیاستی در حوزه جمعیت چه بوده؟

    از نگاه حاتم حسینی، مهم‌ترین خطای سیاستی این بوده که سیاست‌گذاران با نگاهی خطی به مسئله جمعیت نگاه کرده‌اند. او توضیح می‌دهد: «سیاست‌گذاری جمعیتی در ایران بیشتر مبتنی بر اراده‌گرایی سیاسی بوده تا فهم سازوکارهای تغییرات باروری؛ یعنی این تصور شکل گرفته که صرف تشویق ازدواج و فرزندآوری، بدون اصلاح بسترهای اقتصادی و اجتماعی، می‌تواند بحران جمعیتی را حل کند.»

    به باور او: «سیاست‌گذاران در ایران نظریه جمعیت ندارند و همین مسئله موجب شده مجموعه‌ای از سیاست‌های مقطعی، پراکنده و نمایشی جایگزین سیاست‌گذاری بلندمدت شود؛ بخشی از پیامد این رویکرد را می‌توان در تغییر ساختار خانواده ایرانی مشاهده کرد؛ جایی که از یک سو خانواده‌های شکننده‌تر و ناپایدارتر شکل گرفته‌اند و از سوی دیگر، بخشی از جامعه مسیر گذار به بزرگسالی را طولانی‌تر کرده و ازدواج را به تعویق انداخته است.»

    مهم‌ترین اقدام فوری دولت برای جلوگیری از بحران جمعیتی

    حسینی معتقد است: «اولویت نخست دولت باید مدیریت بازار کار و ایجاد فرصت‌های شغلی مطمئن برای جذب نیروی انسانی باشد.»

    او تصریح می‌کند: «سیاست‌گذار باید شرایطی ایجاد کند که از مهاجرت‌های گسترده جلوگیری شود، امکان برنامه‌ریزی برای آینده افزایش پیدا کند و احساس امید و پیش‌بینی‌پذیری در جامعه تقویت شود.»

    به گفته او: «در شرایطی که افراد نسبت به آینده خود اطمینان ندارند، اجرای هر سیاستی با هدف افزایش موالید یا تشویق به تشکیل خانواده، یا بی‌اثر خواهد بود یا کمترین میزان اثرگذاری را خواهد داشت.»

    حسینی در نهایت اظهار می‌کند: «هنوز می‌توان به مدیریت بحران جمعیتی امیدوار بود اما این امر مستلزم فاصله گرفتن از سیاست‌های شعاری و حرکت به سمت سیاست‌های واقع‌بینانه و مبتنی بر شناخت دقیق سازوکارهای پویایی جمعیت است.»







    آموزش در ایران ۲۸ سال در انتهای جدول جهانی

    مدرسه چه‌چیزی جز رقابت و حسادت به بچه‌ها داد

    یک کارشناس آموزش می‌گوید: «ما با یک موجی از افت کیفیت آموزشی مواجه هستیم که قدمت دیرینه دارد اما از شیوع ویروس کرونا شدت پیدا کرد.» آموزش غیرحضوری دانش‌آموزان سبب‌ساز توجه به یک ضعف دیرینه شد، ضعفی که سال‌ها بر دوش آموزش‌وپرورش بود اما کسی به آن توجه نمی‌کرد، یا شاید چون‌که هیچ متهمی جز خود آموزش‌وپرورش وجود نداشت که این ضعف به گردن آن انداخته شود مورد توجه قرار نمی‌گرفت؛ آموزش غیرحضوری همان عاملی شد که هم سبب برملا شدن این ضعف قدیمی شد و هم انگار همه‌چیز به گردش افتاد.

    به گزارش خبرآنلاین، این سال‌ها خیلی درباره ضعف یادگیری دانش‌آموزان شنیده‌ایم، این‌که گاهی گفته می‌شود برخی از آن‌ها توانایی نوشتن را خوب یاد نگرفته‌اند، مثلاً مرتضی نظری، تحلیل‌گر مسائل آموزش و پرورش درهمین‌باره به خبرآنلاین گفت که «دانش‌آموزان متوسطه اول (پایه هفتم، هشتم، نهم) در خواندن و نوشتن مشکلات زیادی دارند.» این‌ها همان دانش‌آموزانی هستند که دوره ابتدایی خود را زمان شیوع ویروس کرونا شروع کردند، آن روزها، یعنی وقتی کرونا اپیدمی شد مدارس درست مانند امروز در زمان جنگ تعطیل شدند، آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری شد، دانش‌آموزان برای درس خواندن از پشت میز و نیمکت مدرسه به پشت تلفن‌های همراه در خانه رفتند، خیلی‌ها معتقدند همین غیرحضوری شدن آموزش سهم قابل توجهی در روند یادگیری دانش‌آموزان داشته، به‌خصوص این‌که این روش آموزشی ادامه‌دار هم شد، یعنی ناترازی انرژی، اعتراضات اجتماعی و البته جنگ‌ها همگی زمینه‌ساز شروع آموزش غیرحضوری شدند؛ در این میان برخی کارشناسان معتقدند که روند کاهش یادگیری در نظم و نظام آموزش ایران دیرینه است اما آموزش غیرحضوری به‌خصوص از زمان اپیدمی کویید۱۹ آن را تشدید کرد.

    مگر در آموزش حضوری چه‌چیزی برای یادگیری داشتیم؟

    شاید برای این‌که بتوانیم روند کاهش یادگیری در مدارس را به آموزش حضوری یا غیرحضوری ربط بدهیم بد نباشد به برخی آمارها قبل از شیوع کرونا اشاره کنیم. نظری با طرح همین ایده به خبرآنلاین گفت که: «مگر در دورانی‌که مدرسه بود چه داشتیم، مدرسه چه‌چیزی به بچه‌های ما داد جز رقابت، مسابقه و حسادت، دانش‌آموز حتی حاضر نیست یک تست به دوستش یاد بدهد، چون‌که می‌داند اگر دوستش تست یاد بگیرد احتمالاً برابر است با تقویت رقیب در کنکور، بنابراین ما همکاری به دانش‌آموزان یاد نمی‌دهیم. از طرفی شما بررسی کنید رتبه ایران در آموزش قبل از شیوع ویروس کرونا چند بود؟» او ادامه داد: «جایگاه ایران حدود ۷۵ در میان ۱۳۰ کشوری که ارزیابی می‌شوند بود. رتبه سواد خواندن و نوشتن و علوم تجربی و ریاضی در پایه چهارم و هشتم در آزمون بین‌المللی تیمز، از ۱۵ کشور خاورمیانه که سنجیده شدند رتبه ۱۳ یا ۱۲ را داشتیم.»

    به گفته او: «ما با یک موجی از افت کیفیت آموزشی مواجه هستیم که قدمت دیرینه دارد اما از شیوع ویروس کرونا شدت پیدا کرد.»

    ۲۸ سال در انتهای جدول

    اگرچه نمی‌شود تاثیر  منفی آموزش غیرحضوری را بر کیفیت یادگیری دانش‌آموزان نادیده گرفت، اما روند کاهش کیفیت آموزش در ایران مسیری قدیمی‌تر از سال‌های شیوع کرونا یا شروع آموزش غیرحضوری دارد، طوری‌که به‌نظر می‌رسد این ضعف جدی نظام آموزش و پرورش حالا دارد به گردن آموزش غیرحضوری می‌افتد. نتایج آخرین آزمون‌هایی جهانی که کیفیت یادگیری دانش‌آموزان را سنجش می‌کنند سال ۲۰۲۳ اعلام شد، معاون ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش به نتایج این آزمون واکنش جالبی داشت، رضوان حکیم‌زاده به رسانه‌ها گفت: «برخی اطلاع رسانی‌ها به گونه‌ای است که گویا نتایج دانش آموزان ایرانی تنها در این دوره از آزمون بین‌المللی تیمز و پرلز ضعیف بوده است در حالی که آمارها خلاف این مساله را می‌گوید. اینکه ایران در سال ۱۹۹۵ در این آزمون‌ها رتبه ۲۵ جهان را کسب کرد و امروز به رتبه ۵۰ رسیده است عبارت چندان دقیقی نیست.» او ادامه داد: «در سال ۱۹۹۵ تنها ۲۶ کشور در این آزمون علمی شرکت کردند که ایران رتبه بیست و پنجم را کسب کرده بود. در سال ۲۰۱۹، ۵۷ کشور در این آزمون شرکت کرده بودند که ایران رتبه چهل و نهم را کسب کرد و در سال ۲۰۲۳، ۶۴ کشور شرکت کرده بودند که ایران رتبه پنجاه و چهارم را کسب کرد. ما در سال‌های متعددی زیادی در آزمون تیمز و پرلز شرکت کردیم. در این آزمون‌ها میانگین نمره ۵۰۰ است در حالی که متأسفانه تاکنون در هیچیک از این آزمون‌ها نتوانستیم نمره میانگین را کسب کنیم.» به گزارش رسانه‌ها  ایران هیچ گاه نمره بالاتر از میانگین ۵۰۰ را به دست نیاورده است. در آخرین سال برگزاری آزمون تیمز در سال ۲۰۲۳، نمره دانش‌آموزان ایرانی در آزمون ریاضی ۴۲۰ بود و بالاترین نمره دانش آموزان ایرانی در همین آزمون در سال ۲۰۱۹ نمره ۴۴۳ بود.

    به‌گفته معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش به استثنای درس ریاضی در درس علوم هم تقریباً همین عملکرد را داشتیم. در سال ۱۹۹۵ ایران، رتبه بیست و پنجم از ۲۶ کشور جهان را به خود اختصاص داد. در سال ۲۰۲۳, رتبه چهل و نه از ۶۳ کشور را کسب کرد.

    متهم اصلی کیست؟

    کاهش کیفیت یادگیری دانش‌آموزان در مدارس روندی طولانی دارد، روندی که در سال‌های بعد از شیوع کرونا خودنمایی کرد، بنابراین در میان متهمان این روند اگر به انواع اپیدمی‌ها یا جنگ اشاره کنیم حتما ساختار خود آموزش و پرورش هم یکی از همین متهمان است. طوری‌که مرتضی نظری به خبرآنلاین گفت: «مجموعه عوامل سهم دارند اما طراحی نظام آموزشی ما آمرانه است، یعنی نگاهی از بالا به پایین دارد، با این نگاه کودک را درک نمی‌کنیم. درحالی‌که در دنیای جدید نظام آموزشی مبتنی بر شرایط روحی و رشدی کودک است، اما در کشور ما کودک را از پشت عینک یک فرد بزرگسال می‌بینیم. بنابراین معماری آموزش ما در بنا و برنامه به کودک هیچ ارتباطی ندارد.»






    در جلسه مرکز نظارت بر درمان وزارت بهداشت مطرح شد

    تاکید وزارت بهداشت بر رعایت تعرفه‌های پزشکی

    رئیس مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه رعایت دقیق تعرفه‌های مصوب و جلوگیری از هرگونه تحمیل هزینه اضافی به بیماران از اولویت‌های اصلی نظام سلامت است، گفت: دانشگاه‌های علوم پزشکی باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانونی موجود، نسبت به شناسایی، پیگیری و برخورد مؤثر با تخلفات احتمالی اقدام کنند.

    به گزارش ایسنا، صبحگاه نظارت مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با حضور مدیران و کارشناسان اداره نظارت ستاد وزارت بهداشت و با مشارکت وبیناری مدیران و کارشناسان ادارات نظارت و اقتصاد درمان دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور برگزار شد.

    در این نشست، قوانین، آیین‌نامه‌ها و ابلاغیه‌های مرتبط با امور نظارتی در حوزه رعایت تعرفه‌های خدمات سلامت به‌صورت مبسوط تشریح شد و با ارائه مثال‌ها و مصادیق کاربردی، ابعاد مختلف نحوه رسیدگی به تخلفات تعرفه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. همچنین یکی از پرونده‌های محرز تخلف تعرفه‌ای مربوط به یک مؤسسه رادیولوژی به همراه اقدامات انجام‌شده از سوی دانشگاه علوم پزشکی ذی‌ربط، با هدف تبیین رویه‌های صحیح نظارتی و برخورد با تخلفات، مرور و تحلیل شد.

    در این جلسه بر ضرورت ایجاد وحدت رویه در نحوه رسیدگی به پرونده‌های مرتبط با «تحمیل هزینه اضافه به بیماران» و همچنین استانداردسازی اقدامات انتظامی و تعزیراتی در سطح دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور تأکید شد.

    دکتر سیدحسین حاجی‌میرزایی، رئیس مرکز نظارت و اعتباربخشی امور درمان وزارت بهداشت، با اشاره به اهمیت صیانت از حقوق بیماران و ارتقای نظام نظارت بر ارائه خدمات درمانی، اظهار داشت: برگزاری مستمر صبحگاه‌های نظارت، بستری مناسب برای هم‌افزایی، تبادل تجربیات و ایجاد رویه‌های یکسان در حوزه نظارت بر خدمات درمانی است و می‌تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت رسیدگی به تخلفات و حمایت از حقوق مردم ایفا کند. وی افزود: رعایت دقیق تعرفه‌های مصوب و جلوگیری از هرگونه تحمیل هزینه اضافی به بیماران از اولویت‌های اصلی نظام سلامت است و دانشگاه‌های علوم پزشکی باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانونی موجود، نسبت به شناسایی، پیگیری و برخورد مؤثر با تخلفات احتمالی اقدام کنند.

    شایان ذکر است در سال گذشته، متهمان حدود یک هزار و ۳۰۰ پرونده با موضوع «تحمیل هزینه اضافه به بیماران» از سوی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور به سازمان تعزیرات حکومتی معرفی شده‌اند.



    بیدار شدید حتما آب « ِولَرم» بنوشید!

    وقتی از خواب شبانه بیدار شدید، حتما قبل از هر کاری، یک یا چند لیوان آب وِلَرم بنوشید.

    به گزارش خبرنگار مهر، اولین کار بعد از بیدار شدن از خواب شبانه، نوشیدن یک یا چندلیوان آب ولرم است.

    این کار برای سلامت بدن شما، چند مزیت دارد.

    ۱. بدن را سم زدایی می کند

    ۲. یبوست را رفع می کند

    ۳. باعث شادابی پوست می شود

    ۴. کاهش وزن را سرعت می‌بخشد.






    رئیس پلیس راهور تهران اعلام کرد

    ارائه همه خدمات پلیس راهور از سر گرفته شد

    رئیس پلیس راهور تهران بزرگ گفت: همه خدمات پلیس راهور که در طول جنگ لغو شده بود، مجددا از سر گرفته شده است.

    سردار سیدابوالفضل موسوی‌پور در گفتگو با ایسنا درباره خدمات پلیس راهور در جنگ اخیر، گفت: در طول جنگ رمضان برخی خدمات راهور مثل تمدید گواهینامه‌ها لغو و مقرر شد تمام این گواهینامه‌ها به صورت خودکار تمدید شوند؛ اما برخی خدمات مثل رسیدگی به تصادفات، ثبت کروکی و غیره جزو وظایفی از پلیس راهور است که در هیچ شرایطی وقفه‌ای در روند آنها ایجاد نمی‌شود و در طول جنگ نیز افسران ما به تصادفات رسیدگی می‌کردند.

    وی افزود: در طول جنگ، درست است که از بار ترافیکی به خاطر سفرها در پایتخت کاسته شده بود؛ اما چون معابر خلوت بودند، میانگین سرعت مخصوصا در طول شب‌ها افزایش یافت و شاهد بودیم که تعداد کشته‌شدگان تصادفات نیز افزایش یافت و کارشناسان تصادفات ما حتی در شرایط جنگی نیز در صحنه تصادفات حاضر می‌شدند.

    رئیس پلیس راهور تهران بزرگ ادامه داد: در طول جنگ برخی مواقع پیش آمد که سیستم کروکی آنلاین قطع می‌شد و امکان دسترسی به آن وجود نداشت؛ اما ما فرم هایی تهیه کردیم که توانستیم مثل گذشته به صورت دستی امور کروکی را انجام دادیم تا خللی در کار تصادفات ایجاد نشود؛ البته در ببیشتر موارد اختلال‌ها یکی دوساعته برطرف می‌شد.

    موسوی‌پور گفت: همچنین در زمان جنگ برخی خدمات دیگر مثل صدور گواهینامه، برگزاری آزمون و غیره لغو شده بود که بعد از ایام جنگ همه آنها مجددا فعال شد و امروز همه خدمات پلیس راهور بدون هیچ مشکلی انجام می‌شود.



    آغاز پویش «نبض تحول دیجیتال» در سازمان غذا و دارو

    مدیرکل دفتر فناوری اطلاعات و سامانه‌های سازمان غذا و دارو، از آغاز پویش «نبض تحول دیجیتال» خبر داد.

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایفدانا، سعید کاظمی، با اشاره به اهمیت شتاب‌بخشی به فرآیندهای هوشمندسازی، گفت: دفتر فناوری اطلاعات برنامه ریزی کرده است هر هفته در روز دوشنبه نسبت به رونمایی از یک پروژه جدید در مسیر تحول دیجیتال اقدام نماید.

    وی تأکید کرد: هدف نهایی این طرح تسهیل دسترسی ذی‌نفعان به خدمات و ارتقای شفافیت در ارائه سرویس‌های سلامت محور است.

    مدیرکل فناوری اطلاعات سازمان غذا و دارو، با دعوت از عموم مردم و فعالان حوزه سلامت برای مشارکت در این روند، افزود: بخش ویژه‌ای با عنوان سامانه ثبت پیشنهاد در درگاه خدمات هوشمند سازمان راه‌اندازی شده است تا آحاد مردم بتوانند به عنوان بازوی فکری سازمان ایده‌ها و پیشنهادات خود را ارائه دهند. کاظمی خاطرنشان کرد: افراد حقیقی و حقوقی می‌توانند با مراجعه به نشانی my.fda.gov.ir و تکمیل اطلاعات خواسته شده پیشنهادات مشخص خود را ثبت کنند.

    وی اطمینان داد که تمامی موارد دریافتی پیگیری شده و پیشنهادات منتخب پس از بررسی کارشناسی در چرخه تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌های تحول دیجیتال سازمان قرار خواهند گرفت.

    کاظمی، بهره‌گیری از خرد جمعی و نظرات تخصصی ذی‌نفعان را عامل اصلی موفقیت در پیاده‌سازی سامانه‌های نوین دانست و از همه علاقه‌مندان خواست تا با ارسال دیدگاه‌های سازنده خود یاری‌گر سازمان در تحقق دولت الکترونیک و خدمت‌رسانی بهتر به مردم باشند.