صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • آمادگی بانک سپه برای حمایت از واحدهای تولیدی و ایجاد اشتغال در استان مرکزی
  • با ثبت رشد 63 درصدی؛ بیمه آسیا 10 همتی شد
  • زمان برگزاری مجامع همراه اول اعلام شد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60493  |  اخبار صفحات روزنامه  |  تاریخ: 18 خرداد 1405
    در ابهام استراتژیک؛ جنگ یا توافق، کدام نشانه را باور کنیم؟ ‪/‬ سعید پای بند



    در روزهایی که خاورمیانه نفس‌هایش را در سینه حبس کرده، دورنمای صلح میان ایران و آمریکا نه به یک نقطه روشن، که به یک معمای پیچیده و عمدی شبیه شده است. آنچه از پایتخت‌های اروپایی تا کریدور هرمز به گوش می‌رسد، روایتی دوپهلوست: از یک سو، مقامات واشنگتن از نزدیکی به توافق سخن می‌گویند و از سوی دیگر، آسمان بحرین و کویت هر شب از رگبار سامانه‌های پدافندی سرخ می‌شود. در چنین وضعیتی، تحلیلگر استراتژیک نمی‌تواند دل به خوش‌بینی ببازد یا تسلیم وحشت شود، بلکه باید نشانه‌ها را در لایه‌های زیرین قدرت و سیاست جستجو کند.

     با نگاهی به آخرین تحولات دیپلماتیک و تحرکات میدانی، به این پرسش پاسخ می‌دهیم که در وضعیت مبهم کنونی، کدام نشانه را باید جدی‌تر گرفت؛ بمب یا قلم؟

    جدی‌ترین هشداری که نباید نادیده گرفت، تثبیت وضعیت نه صلح، نه جنگ در منطقه است. تجزیه و تحلیل تحولات میدانی نشان می‌دهد که آتش‌بس ۸ آوریل تنها به معنای توقف درگیری تمام‌عیار بوده، 

    آمریکا و ایران در هفته‌های اخیر وارد فاز جدیدی از درگیری شده‌اند که می‌توان آن را جنگ سرد نظامی نامید. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران حملات موشکی و پهپادی به سمت پایگاه‌های آمریکا در کویت و بحرین انجام داده و ارتش آمریکا نیز در واکنش، سایت‌های راداری و فرماندهی ایران در جزیره قشم و گورک را هدف قرار داده است . این حملات متقابل که تلفات جانی نیز به دنبال داشته، نشان‌دهنده یک الگوی ثابت است: طرفین خطوط قرمز جدیدی تعریف کرده‌اند که در آن، زدن سکوهای نظامی و راداری، مجاز، اما ورود به جنگ تمام‌عیار ممنوع است.

    نشانه هشداردهنده دیگر، تبدیل تنگه هرمز به خط مقدم اقتصادی جنگ است. ایران نه تنها تردد کشتی‌ها را مختل کرده، بلکه از این اختلال به عنوان منبع درآمد روزانه میلیون‌دلاری از طریق ارزهای دیجیتال بهره می‌برد . این استراتژی نشان می‌دهد که ایران به دنبال تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی به غرب و متحدان منطقه‌ای آمریکاست. تا زمانی که این شریان اقتصادی مسدود است، منطقه عملاً درگیر جنگی فعال است.

    در سوی دیگر میز، نشانه‌هایی از پیشرفت دیپلماتیک وجود دارد، اما این نشانه‌ها بیش از آنکه نویدبخش صلح باشند، حاکی از یک بازی پیچیده برای مدیریت افکار عمومی و خرید زمان هستند.

    بر اساس مستندات منتشر شده، آنچه واشنگتن دنبال می‌کند، توافقنامه جامع تاریخی نیست، بلکه یک تفاهم‌نامه  ۶۰ روزه با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و توقف موقت غنی‌سازی است . این نشان می‌دهد که دولت ترامپ به دنبال یک پیروزی تاکتیکی برای عبور از بحران پیش روی کنگره یا افکار عمومی است، نه حل و فصل ریشه‌ای مناقشه.


    اظهارات برخی از مسئولان ارشد کشوری مبنی بر اینکه مذاکرات را بی‌نتیجه توصیف می کنند، قوی‌ترین نشانه برای جدی نگرفتن خوش‌بینی‌های زودهنگام است . ایران ثابت کرده که استاد بازی با زمان است. تهران خواهان تضمین‌های مشخص برای رفع تحریم‌ها و آزادی ۲۴ میلیارد دلاری از دارایی‌های مسدود شده است . تا زمانی که واشنگتن حاضر به ارائه این تضمین‌ها نباشد، هر توافقی صرفاً یک وقفه موقت خواهد بود.

    با جمع‌بندی شواهد، به نظر می‌رسد نشانه‌های ادامه تنش (وضعیت نه جنگ، نه صلح) بر نشانه‌های صلح فوری برتری دارد. دلیل این ادعا سه عامل اساسی است:

    خصومت ۴۵ ساله، شکافی از بی‌اعتمادی ایجاد کرده که با چند دور مذاکره پاکستانی پر نمی‌شود. آمریکا به دنبال برچیدن برنامه هسته‌ای و موشکی ایران است، در حالی که ایران به دنبال بقا و خروج از تحریم‌ها . این دو هدف در کوتاه‌مدت قابل جمع نیستند.

     تیم مذاکره‌کننده آمریکا به خوبی می‌داند که پیروزی در جنگ یا صلح بزرگ، یک مهره سکته برای دولت فعلی خواهد بود، اما فشار زمان اجازه ریسک‌پذیری نمی‌دهد . فعلاً ادامه فشار اقتصادی و بلوکه کردن دارایی‌ها، کم‌هزینه‌ترین گزینه است.

     تحولات لبنان و حملات اسرائیل، معادله را پیچیده کرده است. ایران برای حفظ بازدارندگی خود ناچار به نشان دادن واکنش است و آمریکا نیز در دام متحدان سنتی خود گرفتار شده است .

    وضعیت فعلی یک استراتژی آگاهانه از سوی هر دو طرف است. ابهام به ایران اجازه می‌دهد تا توان نظامی خود را بازسازی کند و به خلع سلاح هسته‌ای تن ندهد و به آمریکا اجازه می‌دهد تا تحریم‌ها و محاصره دریایی را حفظ کند بدون اینکه هزینه یک جنگ جدید را بپردازد.

    بنابراین، پاسخ به پرسش اصلی روشن است: ما در آستانه جنگ تمام‌عیار نیستیم، اما هرگز از آن فاصله نداشته‌ایم. نشانه‌های توافق عمدتاً جنبه تاکتیکی و نمایشی دارند تا استراتژیک. در چنین شرایطی، تحلیلگر و سیاستمدار باید سناریوی غالب را تداوم بحران مدیریت شده در نظر بگیرد؛ وضعیتی که در هر لحظه ممکن است یک محاسبه اشتباه تاکتیکی، منطقه را به پایین‌سرازیری جنگ بازگرداند. هوشیاری واقعی نه در گرو خوش‌بینی به صلح قریب‌الوقوع است و نه تسلیم به ترس از جنگ، بلکه در درک این بازی پیچیده و آمادگی برای هر دو گزینه است.