سرمقاله

اطلس شکننده؛ چرا جغرافیای جدیدِ قدرت، از روی گسل‌های خاموش می‌گذرد؟ ‪/‬ سید محمدرضا حسینی علی آباد

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • استانداردهای مدیریتی بیمه سرمد بدون عدم انطباق تمدید شد
  • ثبت عملکرد درخشان صندوق‌های سهامی تمدن با بازدهی سالانه ۵۴ درصدی
  • ملل فراتر از تعهدات تکلیفی؛ تحقق بیش از ۱۰۰ درصدی سهمیه‌های حمایتی در سال ۱۴۰۴
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60511  |  اخبار صفحات روزنامه  |  تاریخ: 19 خرداد 1405
    ایران‌وجهان

    درگیری ها و حملات ایران به مناطق اشغالی بررسی شد

    شوک تهران به تل‌آویو و واشنگتن

    اشتباه آن‌ها این است که پیوسته انگیزه‌ها و اهدافشان بر عقل، خرد و محاسباتشان غلبه می‌کند و محاسبه در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار می‌گیرد

    حمله دوشب گذشته ایران به مواضع اسرائیل را می‌توان در دو سطح مورد ارزیابی قرار داد. در سطح نخست، این اقدام پاسخی به نقض توافقات و حملات اخیر رژیم صهیونیستی بود؛ اقدامی که از نگاه تهران نمی‌توانست بدون پاسخ باقی بماند، زیرا عدم واکنش می‌توانست به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف و کاهش توان بازدارندگی ایران تلقی شود. در سطحی کلان‌تر نیز این حمله پیامی به اسرائیل و آمریکا بود که جمهوری اسلامی همچنان از توان پاسخگویی و اعمال قدرت برخوردار است.

    کارشناسان معتقدند پیامد بلندمدت این اقدام بیش از هر چیز به رفتار آینده تل‌آویو بستگی دارد. هرچند اسرائیل به دلیل آسیب‌پذیری‌های جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی تمایلی به ورود به یک جنگ تمام‌عیار ندارد، اما احتمال تداوم درگیری‌های محدود و اقدامات متقابل همچنان وجود دارد. در مقابل، هرگونه گسترش دامنه تنش می‌تواند بازار انرژی و امنیت منطقه را با چالش‌های جدی مواجه کند.

    همزمان، اعلام موضع واشنگتن مبنی بر عدم مشارکت در حملات تلافی‌جویانه اسرائیل نیز حامل پیام‌های مهمی است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد دولت آمریکا تمایلی ندارد مستقیماً درگیر یک رویارویی گسترده شود و تلاش می‌کند هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی احتمالی جنگ را از خود دور نگه دارد؛ هرچند حمایت‌های اطلاعاتی، تسلیحاتی و سیاسی این کشور از اسرائیل همچنان ادامه دارد.

    در این میان، همزمانی عملیات انصارالله یمن با اقدام ایران نیز از منظر ناظران سیاسی نشانه‌ای از بازگشت هماهنگی در محور مقاومت ارزیابی می‌شود. حضور همزمان بازیگران مختلف این محور، پیام وحدت و همگرایی راهبردی را به طرف مقابل مخابره می‌کند.

    با وجود اظهارات دونالد ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران، چشم‌انداز ازسرگیری مذاکرات در شرایط فعلی چندان روشن به نظر نمی‌رسد. به باور برخی تحلیلگران، تحولات اخیر سطح بی‌اعتمادی میان تهران و واشنگتن را افزایش داده و دستیابی به توافقی پایدار را دست‌کم در کوتاه‌مدت با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو کرده است.

    در همین راستا خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگو با جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه،  به بررسی جزئیات این اتفاقات پرداخته است.

    مشروح گفتگوی تفصیلی خبرآنلاین با جعفر قنادباشی به شرح زیر است؛

    اگر پاسخ نمی‌دادیم، پیام ضعف و آسیب‌پذیری مخابره می‌شد...

    *** دیشب شاهد حمله جمهوری اسلامی ایران به مواضع اسرائیل بودیم. از نظر شما دلیل این اقدام ایران چه بود؟

    ببینید، در یک نگاه و در یک سطح، علت این اقدام آن بود که آن‌ها آشکارا توافق آتش‌بسی را که قرار بود بیروت از حملات مصون بماند، نقض کردند و این موضوع طبیعتاً نیازمند پاسخ بود. اگر ما پاسخ نمی‌دادیم، به معنای عدم توانایی ما تلقی می‌شد و این تصور ایجاد می‌شد که آسیب‌پذیری داریم و در عرصه مذاکرات بعدی یا هر نوع مواجهه دیگری که با آن‌ها خواهیم داشت، در موقعیت ضعف قرار گرفته‌ایم. لذا ناگزیر بودیم به این اقدام پاسخ دهیم تا جدیت، توانمندی و اقتدار خود را به اثبات برسانیم. در واقع، این معادله با این اقدام حل می‌شد و باید هم حل می‌شد.

    اما در سطحی دیگر، مسئله این است که رژیم صهیونیستی و در مجموع آمریکایی‌ها در محاسبات خود دچار اشتباه می‌شوند. تصور آن‌ها همان تصورات اشتباهی است که در ابتدای جنگ نیز داشتند و بعداً نادرستی آن اثبات شد و حتی برخی مقامات اسرائیلی نیز به آن اذعان کردند. اشتباه آن‌ها این است که پیوسته انگیزه‌ها و اهدافشان بر عقل، خرد و محاسباتشان غلبه می‌کند و محاسبه در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار می‌گیرد. این ویژگی در کارنامه صهیونیست‌ها همواره وجود داشته است.

    اگر این صفت را نداشتند، طبیعتاً پس از ۷۷ سال شرایط دیگری در منطقه حاکم بود. آن‌ها متحدان خوبی می‌داشتند و ملت‌ها نسبت به آن‌ها خوش‌بین بودند. اما واقعیت این است که حتی در کشورهایی که با آن‌ها عادی‌سازی روابط انجام شده، ملت‌ها نسبت به آن‌ها خوش‌بین نیستند. عادی‌سازی روابط عمدتاً با کشورهایی صورت گرفته که یا ملت تأثیرگذاری نداشته‌اند، مانند بحرین یا امارات که بخش عمده جمعیت آن‌ها را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند، یا کشورهایی مانند سودان که دولت آن در ضعیف‌ترین شرایط خود قرار داشت.

    لذا آنچه وجود دارد این است که این صفت، ویژگی‌ای است که همواره ما و کل منطقه را آزار خواهد داد. اگر بخواهم در سطح کلان تحلیل کنم، باید بگویم که ما باید آمادگی خود را حفظ کنیم. حتی اگر مذاکرات آتش‌بس وجود نداشت و حتی اگر مسئله لبنان مطرح نبود، باز هم لازم بود اقتدار خود و همچنین خرد، عقل و محاسبات دقیق خود را به کار بگیریم.

    این همان چیزی است که برخی از آن به عنوان «سلول سرطانی» یاد می‌کنند. من دیدم که آقای خاتمی از اسرائیل با عنوان «طاعون منطقه» یاد کرده بود. متأسفانه با این طاعون باید برخوردی جدی صورت گیرد تا پیوسته سایر سلول‌ها و بخش‌های منطقه را دچار آسیب و آزار نکند.

    اگر جنگ فراگیر شود، اسرائیل بازنده اصلی خواهد بود

    *** درباره پیامدهای بلندمدت این اقدام چه نظری دارید و آیا باید منتظر ازسرگیری یک جنگ دیگر باشیم؟

    ببینید، آسیب‌پذیری آمریکایی‌ها بسیار زیاد است. آمریکایی‌ها در شرایط فعلی نیز ارتشی دارند که واقعاً آمادگی لازم را ندارد. هم شرایط آب‌وهوایی منطقه، یعنی هوای شرجی، گرم و دشوار، برای آن‌ها مسئله‌ساز است و هم نیروهایشان در چنین شرایطی تجربه و آمادگی کافی ندارند. حتی بسیاری از صاحب‌منصبان نظامی آن‌ها نیز تجربه جنگ‌های گسترده و پیچیده را ندارند.

    در جامعه جهانی نیز این مسئله می‌تواند خدشه‌دار شود. انگلیسی‌ها، چینی‌ها و روس‌ها طی ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته توانسته‌اند از طریق رویدادهایی مانند المپیک، جام جهانی و سایر عرصه‌ها، وجهه و پرستیژ بین‌المللی برای خود ایجاد کنند. آمریکایی‌ها واقعاً نیازمند چنین جایگاهی هستند تا بتوانند پرستیژ بین‌المللی خود را حفظ کنند و به همین دلیل مایل نیستند این وجهه آسیب ببیند. این نیز یکی دیگر از مسائل مهم است.

    اما مهم‌تر از همه، تنش در منطقه موجب افزایش قیمت نفت و انرژی می‌شود و شاید این مهم‌ترین مسئله‌ای باشد که آمریکایی‌ها را از هرگونه تنش نگران می‌کند.

    از سوی دیگر، اسرائیلی‌ها بسیار هراس دارند و همواره از یک جنگ تمام‌عیار اجتناب می‌کنند. آن‌ها معمولاً تلاش می‌کنند در مقاطع آتش‌بس به دیگران ضربه بزنند، نه در یک جنگ رودررو و مستقیم؛ زیرا صهیونیست‌ها به‌شدت آسیب‌پذیر هستند. آن‌ها در یک محیط جغرافیایی کوچک قرار دارند، از همراهی کامل مردم برخوردار نیستند و بخش قابل توجهی از جامعه آن‌ها در شرایط بحرانی به پناهگاه‌ها پناه می‌برد. میزان تاب‌آوری اجتماعی در آنجا بسیار پایین است.

    لذا اسرائیلی‌ها به هیچ وجه از یک جنگ تمام‌عیار استقبال نمی‌کنند؛ برخلاف ما که هم از نظر جغرافیایی، هم از نظر مردمی و هم از نظر توانمندی موشکی، ظرفیت‌های بسیار بالاتری داریم. بنابراین این آن‌ها هستند که نمی‌خواهند جنگ به مرحله تمام‌عیار کشیده شود.

    البته اگر جنگی تمام‌عیار رخ دهد، از نگاه برخی این می‌تواند فرصتی باشد که پس از وعده‌های یک، دو و سه، این بار خواست بخش قابل توجهی از افکار عمومی تحقق یابد. بسیاری از مردم، چه موافق و چه مخالف، معتقدند که اگر قرار است اقدامی صورت گیرد، باید ضربه نهایی و تعیین‌کننده وارد شود؛ زیرا با ضربات محدود و مقطعی مسئله حل نخواهد شد و نیازمند یک اقدام قاطع است.

    به همین دلیل اکنون طرف مقابل دائماً به سمت مذاکره حرکت می‌کند. آقای ترامپ و حتی خود صهیونیست‌ها هر زمان احساس کنند جنگ ممکن است به مرحله‌ای فراگیر و تمام‌عیار برسد، واسطه‌ها، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف را فعال می‌کنند تا از آتش‌بس سخن بگویند. یکی از اهداف این اقدامات نیز تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران است. نشانه‌های این روند از هم‌اکنون قابل مشاهده است.

    اما اگر جنگ به مرحله تمام‌عیار کشیده شود، از نظر من ما در موقعیت برتر قرار خواهیم داشت و آن‌ها بازنده خواهند بود؛ زیرا بسیار آسیب‌پذیر هستند. پیش‌بینی من این است که آن‌ها اشتباهاتی مرتکب خواهند شد که ما را ناگزیر می‌کند ضربات سنگینی به آن‌ها وارد کنیم؛ ضرباتی که ممکن است با گذشته کاملاً متفاوت باشد.

    همین اکنون نیز پس از حمله به پتروشیمی، سپاه اعلام کرده است که شما در حال انجام اقداماتی هستید که می‌تواند تمامی پتروشیمی‌های منطقه را در معرض خطر قرار دهد. این پیام نشان می‌دهد که آمادگی لازم وجود دارد و در این زمینه با کسی شوخی نخواهد شد.

    حمایت واشنگتن از اسرائیل قطعی است، حتی اگر آن را انکار کند

    *** آمریکا تلویحاً اعلام کرده که از اقدامات نتانیاهو حمایت نمی‌کند و رسماً نیز گفته که در حملات تلافی‌جویانه اسرائیل نقشی نداشته است. این موضع از نظر شما چه معنایی دارد؟

    آمریکایی‌ها علاقه‌ای ندارند که خود مستقیماً هدف ضربات قرار گیرند. آقای ترامپ نیز مایل است از نظر داخلی، خود را از پیامدهای این تحولات مبرا نشان دهد. در داخل آمریکا اکنون این پرسش مطرح است که چرا چنین شرایطی ایجاد شده و همان‌طور که مشاهده کردید، حتی بحث دریافت مجوزهای قانونی و تصویب برخی اقدامات نیز مطرح شده است.

    این‌ها نشانه‌های روشنی است که نشان می‌دهد ترامپ از نظر سیاسی نگران آن است که به آغاز یا تشدید یک جنگ تمام‌عیار متهم شود. از سوی دیگر، از منظر نظامی و اقتصادی نیز علاقه‌ای ندارد که آمریکایی‌ها هدف ضربات قرار گیرند؛ زیرا چنین ضرباتی می‌تواند آثار سنگینی بر اقتصاد آمریکا و موضوعاتی همچون تنگه هرمز داشته باشد.

    بنابراین آمریکایی‌ها تمایل ندارند مستقیماً وارد این عرصه شوند، اما در حمایت از اسرائیل حضور آن‌ها قطعی است. تسلیحات، اطلاعات مورد نیاز اسرائیل و حتی سامانه‌های پدافندی که اکنون مورد استفاده قرار می‌گیرد، همگی با حمایت آمریکا تأمین یا تقویت شده‌اند. حتی در حوزه اطلاعات پدافندی نیز مشارکت آمریکایی‌ها کاملاً روشن است.

    خود اسرائیلی‌ها نیز در برخی گزارش‌ها اذعان کرده‌اند که آمریکا از آن‌ها حمایت کرده و چراغ سبز لازم را داده است. بنابراین این مواضع بیشتر جنبه سیاسی دارد و همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آنکه آمریکا در خلیج فارس هدف ضربات احتمالی قرار گیرد.



    ادعای گروسی درباره تداوم بی اطلاعی آژانس از مقادیر اعلام‌شده ذخایر اورانیوم ایران

    رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در نشست فصلی شورای حکام مدعی شد که نداشتن دسترسی به تاسیسات هسته‌ای اصلی ایران تقریبا به مدت یک سال موجب از بین رفتن تداوم اطلاع آژانس از مواد هسته‌ای پیش‌تر اعلام‌شده در این تاسیسات شده و از منظر اشاعه‌ای نگرانی ایجاد کرده است.

    به گزارش ایسنا، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امروز در نشست فصلی شورای حکام درباره همکاری ایران با آژانس و فعالیت‌های دیده‌بان هسته‌ای سازمان ملل در ایران گفت: «آژانس در فوریه ۲۰۲۶ به دلیل درگیری نظامی تمام فعالیت‌های راستی‌آزمایی میدانی خود در ایران را متوقف کرد. به‌رغم ادامه درگیری نظامی، هفته گذشته امکان ازسرگیری بخشی از فعالیت‌های راستی‌آزمایی میدانی در ایران فراهم شد-زمانی که آژانس یک بازرسی معمول از نیروگاه هسته‌ای بوشهر انجام داد.»

    مدیرکل آژانس در ادامه با گفتن این که در طی این دوره گزارش‌دهی به شورای حکام «هیچ بازرسی دیگری از دیگر تاسیسات هسته‌ای اعلام‌شده ایران انجام نشده است»، بیان کرد: «اکنون نزدیک به یک سال است که آژانس به هیچ‌یک از تاسیسات هسته‌ای اعلام‌شده که از حملات نظامی ژوئن ۲۰۲۵ آسیب دیده‌اند، دسترسی نداشته است. در نتیجه، آژانس تداوم اطلاع خود از مواد هسته‌ای پیش‌تر اعلام‌شده در آن تاسیسات را از دست داده است. این امر نگرانی‌هایی درباره اشاعه ایجاد می‌کند، چراکه این مواد هسته‌ای شامل ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با خلوص بالا است که آژانس از ژوئن ۲۰۲۵ نتوانسته آن را راستی‌آزمایی کند.»

    ایران در پی حملات متجاوزانه آمریکا به تاسیسات اتمی خود که تحت توافق پادمانی با آژانس قرار داشتند، از بی‌عملی آژانس در محکومیت این حملات و حفاظت از تاسیسات برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران انتقاد کرده و همکاری با آژانس را به تعلیق درآورد.

    از طرفی مدیرکل آژانس در حالی خواستار اجرای توافق قاهره از سوی ایران است که مقامات ایرانی به صراحت و قطعی اجرای این توافق را بعد از اجرای اسنپ بک ملغی اعلام کردند و مشخص نیست درخواست یک طرفه آژانس برای اجرای این توافق با چه هدفی مطرح می شود.

    به علاوه، رافائل گروسی در مدت اخیر، بدون موضع‌گیری روشنی در برابر تکرار حملات متجاوزانه به تاسیسات هسته‌ای و نیروگاه‌های اتمی بوشهر، و در نظر گرفتن شرایط امنیتی و جنگی در ایران، خواستار گسترش سطح دسترسی به تاسیسات، از جمله محل‌های آسیب‌دیده شده است.

    مدیرکل آژانس با توجه به گزارش اخیر خود به شورای حکام مدعی شد: «این فقدان اطلاعات و دسترسی به این معناست که آژانس همچنین قادر به راستی‌آزمایی توقف تمام فعالیت‌های غنی‌سازی، بازفرآوری و مرتبط با آب سنگین، مطابق با قطعنامه‌های مربوطه شورای امنیت و شورای حکام نبوده است. در نتیجه، آژانس در حال حاضر نمی‌تواند به جز در نیروگاه اتمی بوشهر از حق خود بهره‌مند شود و تعهدات خود را ذیل توافق‌نامه پادمانی منع گسترش تسلیحات اتمی(ان‌پی‌تی) به طور موثر انجام دهد، همچنین اجرای مفاد مرتبط قطعنامه‌های شورای امنیت و شورای حکام از سوی ایران را راستی‌آزمایی کند.»



    هشدار ایران به شورای حکام: 

    رویکرد تقابلی چشم‌انداز دیپلماسی را تضعیف می‌کند

    همزمان با آغاز نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و انتشار برخی گزارش‌ها درباره لابی ایالات متحده برای صدور قطعنامه ضدایرانی، نمایندگی کشورمان در وین به اعضای این شورا هشدار داد که رویکرد قهری و تقابلی، نه‌تنها به همکاری منجر نمی‌شود، بلکه چشم‌انداز دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک را تضعیف می‌کند.

    به گزارش ایرنا، نمایندگی جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین روز دوشنبه با انتشار پیامی در ایکس نوشت: نشست ماه ژوئن شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که امروز آغاز شد، به مسائل مهمی خواهد پرداخت.

    این پیام می‌افزاید: شرایط کنونی در زمینه همکاری هسته‌ای ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پیامد مستقیم ۱۷ موج حملات مسلحانه غیرقانونی رژیم آمریکا و اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز و تحت پادمان ایران و نیز تهدیدهای جدی مستمر است. این وضعیت در تاریخ آژانس بی‌سابقه است.

    نمایندگی کشورمان با بیان اینکه مسئولیت یک عمل متخلفانه بین‌المللی بر عهده عامل آن است و نمی‌توان آن را به قربانی منتقل کرد، تاکید کرد: شورای حکام نباید به ابزاری برای کاستن از مسئولیت کسانی تبدیل شود که این حملات را انجام داده‌اند.

    پیشتر خبرگزاری رویترز در گزارشی ادعا کرد که آمریکا در حال رایزنی با کشورهای عضو شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است تا از پیش‌نویس قطعنامه‌ای حمایت کنند که از ایران می‌خواهد سرنوشت سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده و اورانیوم غنی‌شده‌ای را که در آنجا نگهداری می‌شد، به آژانس اطلاع دهد.

    در متنی که رویترز مدعی شده آن را مشاهده کرده، آمده است که ایران باید «اطلاعات دقیق درباره حسابرسی مواد هسته‌ای و تأسیسات هسته‌ای تحت پادمان در ایران» را در اختیار آژانس قرار دهد و «تمام دسترسی‌های مورد نیاز آژانس برای راستی‌آزمایی این اطلاعات» را فراهم کند. در این متن تأکید شده که هر دو اقدام باید «بدون تأخیر» انجام شود و «ضروری و فوری» است.

    گفتنی است، همکاری‌های ایران و آژانس در پی حملات غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز کشورمان به حالت تعلیق درآمده است. مجلس شورای اسلامی سال گذشته قانونی را در این زمینه به تصویب رساند که بر اساس آن، دولت موظف است تا زمان تحقق شروط مشخص‌شده در متن مصوبه، همکاری‌های خود با آژانس را متوقف سازد.