سرمقاله
معماری حکمرانی اقتصادی و دام های استراتژیک پیش روی مدیران / سید محمدرضا حسینی علی آباد
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
در حالی که طی ۲۴ ساعت گذشته فضای سیاسی میان دونالد ترامپ و مقامهای ایران با تنشهای لفظی همراه بوده، رسانههای داخلی ایران از دو سناریوی متفاوت سخن میگویند: گروهی از احتمال تشدید بحران و حتی درگیری نظامی میگویند و برخی دیگر معتقدند با پایان مهلت ۶۰ روزه، مسیر گفتوگوها بار دیگر به سمت تمدید تفاهم و ادامه رایزنیها میرود. در حالی که فضای سیاسی میان تهران و واشنگتن همچنان پرتنش است، طی ۲۴ ساعت گذشته بار دیگر اظهارات متقابل مقامهای دو طرف به تیتر اصلی برخی رسانههای داخلی ایران تبدیل شد. در مرکز این خبرها، ادعای دونالد ترامپ درباره تماس مستقیم با مقامات ایرانی و همچنین اشاره او به ارتباط با سپاه پاسداران قرار دارد؛ ادعایی که از سوی سپاه بهصراحت رد شده است. بر اساس گزارش رسانههای داخلی، ترامپ در سخنانی مدعی شده که با برخی طرفهای ایرانی در ارتباط بوده و حتی از تماسهایی سخن گفته که بهزعم او با هدف کاهش تنش انجام شده است. او همچنین در بخشی از اظهاراتش به ارتباط با سپاه اشاره کرده؛ موضوعی که بلافاصله با واکنش رسمی سپاه پاسداران همراه شد. روابط عمومی سپاه این ادعا را قویاً تکذیب کرد و آن را «پوششی برای فرار از جنگ» دانست. در متن منتشرشده از سوی سپاه و همچنین بازتاب آن در خبرگزاریهایی مانند ایرنا و همشهری، آمده است که هیچ تماس مستقیمی میان مقامات ایرانی و ترامپ برقرار نشده و این روایت اساساً نادرست است. همزمان با این جدال لفظی، بحث درباره آینده مناسبات دو طرف نیز در رسانههای داخلی ایران ادامه دارد. بخشی از تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که افزایش لحن تهدیدآمیز و متقابل میتواند نشانهای از ورود بحران به مرحلهای حساستر باشد. در مقابل، گروهی دیگر یادآور میشوند که در دورههای مشابه نیز، با وجود بالا گرفتن تنشها، نهایتاً مسیر گفتوگو یا تمدید برخی تفاهمها باز مانده است. از این زاویه، سرنوشت «تفاهم ۶۰ روزه» و اینکه آیا پایان آن به معنای ورود به مرحلهای تازه از فشار خواهد بود یا زمینهای برای تمدید و ادامه رایزنیها، همچنان محل بحث است. رسانههای داخلی ایران در کنار بازتاب سخنان ترامپ، به اختلاف روایتها درباره ماهیت تماسها و مذاکرات هم پرداختهاند. در حالی که برخی گزارشها از وجود تماسهای غیرمستقیم یا پیامرسانی از طریق واسطهها سخن میگویند، مقامهای ایرانی بر این تأکید دارند که هیچ ارتباط مستقیمی با ترامپ برقرار نشده و ادعای او درباره تماس با مقامات یا نهادهای ایرانی صحت ندارد. این اختلاف روایت، تصویر کلی از وضعیت را پیچیدهتر کرده و باعث شده هر اظهارنظر تازه از سوی هر یک از طرفین، بلافاصله در رسانهها برجسته شود. در کنار این موضوع، فضای عمومی تحلیلها در رسانههای داخلی ایران نشان میدهد که افکار عمومی و ناظران سیاسی همزمان دو سناریو را دنبال میکنند: از یک سو احتمال تشدید تنش و حتی درگیری در صورت شکست گفتوگوها، و از سوی دیگر امکان بازگشت به مسیر مذاکره یا تمدید تفاهمها. با این حال، آنچه فعلاً روشن است این است که طرفین هنوز بر سر روایت واحدی از تحولات اخیر ندارند و هر کدام تلاش میکنند تفسیر خود را از ماجرا تثبیت کنند. در چنین شرایطی، اظهارات ترامپ درباره ارتباط با سپاه و تکذیب صریح سپاه، بار دیگر نشان داد که جدال میان دو طرف فقط در سطح تحولات میدانی یا دیپلماتیک نیست، بلکه در سطح روایتسازی و جنگ لفظی نیز ادامه دارد. همین مسئله باعث شده فضای خبری پیرامون ایران و آمریکا، بهویژه در رسانههای داخلی، همچنان پرخبر و مبهم باقی بماند. تفاهمنامه اسلامآباد در کماست؛ امکان احیا هنوز وجود دارد مدیرکل حقوقی وزارت امور خارجه گفت: «نقض تفاهمنامه، بهعنوان یک توافق، به این معنا نیست که تفاهمنامه خاتمه یافته یا مرده است. این تفاهمنامه میتواند احیا شود، اما این موضوع به ایالات متحده بستگی دارد.» به گزارش ایرنا، عباس باقرپور، مدیر کل حقوقی وزارت امور خارجه، در سخنرانی خود در نشست مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد: «تفاهمنامه اسلامآباد را میتوان در وضعیت کما توصیف کرد؛ بنابراین، هنوز امکان احیا و بازگرداندن آن وجود دارد.» مدیر کل حقوقی وزارت امور خارجه توضیح داد: «این سند در تاریخ ۱۵ ژوئن به امضای رئیسجمهوری اسلامی ایران و رئیسجمهور ایالات متحده رسیده است و از نظر برداشت من، دارای سه بخش اصلی است.» وی گفت: «بخش نخست، تأکید مجدد بر اصول بنیادین حقوق بینالملل است. ایالات متحده متعهد شده است که دیگر دست به تهدید نزند و از هرگونه تهدید یا استفاده از زور خودداری کند؛ همچنین متعهد شده است که عملیات نظامی را در تمامی جبههها متوقف کند، از جمله از طریق رژیم اسرائیل و نیروهای نیابتی آن در لبنان، و نیز به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران احترام بگذارد. این نخستین بخش است که به اعتقاد من، چه تفاهمنامه زنده باشد و چه نباشد، باید مورد احترام قرار گیرد. این یک تعهد از سوی ایالات متحده است، از جمله تعهد به خودداری از توسل زور که بر اساس حقوق بینالملل تاکید شده است.» باقرپور ادامه داد: «بخش دوم تفاهمنامه مربوط به مسئولیتها، تعهدات یا حقوقی است که بر مبنای اصل عمل متقابل و تعهدات متقابل پیشبینی شدهاند. برای مثال، ایالات متحده متعهد شده است محاصره یا محدودیتها را برطرف کند و همچنین متعهد شده است معافیتهایی را برای صادرات نفت خام ایران و برخی موارد دیگر صادر کند.» وی گفت: «بخش سوم نیز درباره چگونگی حرکت به سمت مرحله بعدی مذاکرات و نهایی کردن توافق نهایی است که در بند سوم و همچنین در بند دوازدهم پیشبینی شده است. دو طرف توافق کردهاند یک سازوکار اجرایی برای نظارت بر اجرای موفقیتآمیز توافق نهایی ایجاد کنند.» مدیرکل حقوقی وزارت امور خارجه تصریح کرد: «اگر میان این سه بخش تفاوت قائل شویم، همانطور که گفتم، بخش نخست باید برای ایالات متحده الزامآور باشد؛ چه تفاهمنامه پابرجا باشد و چه نباشد.» باقرپور گفت: « در خصوص بخش دوم، از همان روز نخست میتوان گفت که تفاهمنامه هم از سوی ایالات متحده و هم از سوی رژیم اسرائیل نقض شده است؛ بهویژه اینکه ایالات متحده برخی تعهدات را از طرف رژیم اسرائیل پذیرفته بود. همچنین، آنها مدتی پیش معافیتهای خود را لغو کردند. بنابراین، آنها تفاهمنامه را نقض کردهاند. اما نقض تفاهمنامه، بهعنوان یک توافق، به این معنا نیست که تفاهمنامه خاتمه یافته یا مرده است. همانطور که اشاره کردم، امکان احیای آن وجود دارد. ما برای چنین احیایی آمادگی داریم؛ مشروط بر اینکه ایالات متحده آماده باشد عادت خود به نقض تعهدات و همچنین تمایل خود به اعمال تحریمهای یکجانبه را کنار بگذارد. بنابراین، این تفاهمنامه میتواند احیا شود، اما این موضوع به ایالات متحده بستگی دارد.» وی در پایان گفت: «بدون تردید، ما برای هر گزینهای آماده هستیم. اگر این مسیر به نتیجه نرسد، بارها ثابت کردهایم که آمادهایم با قاطعیت از خود و ملتمان دفاع کنیم و مطمئنم همه این درس را گرفتهاند؛ زیرا برای آنها غیرممکن است که در برابر اقدامات دفاعی یا عملیات نظامی ما ایستادگی کنند.»