سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
در سیاست بینالملل، گاهی یک جمله میتواند از یک موشک اثرگذارتر باشد؛ نه به این دلیل که قدرت تخریب بیشتری دارد، بلکه چون میتواند افکار عمومی را هدف بگیرد، اعتماد را تضعیف کند و میان تصمیمگیران و جامعه شکاف ایجاد کند. انتشار بخشی تقطیعشده از سخنان محمدباقر قالیباف از سوی دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اقدامی که بیش از آنکه انتقال یک خبر باشد، یک عملیات رسانهای با هدف اثرگذاری بر ادراک مخاطب است. ترامپ اگر صرفاً قصد اطلاعرسانی داشت، میتوانست متن یا ویدئوی کامل سخنان قالیباف را منتشر کند. اما انتخاب گزینشی یک بخش از اظهارات، یعنی جدا کردن یک جمله یا عبارت از زمینه اصلی سخن، به مخاطب اجازه نمیدهد کلیت موضع گوینده را ببیند. این همان نقطهای است که خبر به روایت تبدیل میشود؛ روایتی که تولیدکننده آن تلاش میکند مخاطب را نه به فهم واقعیت، بلکه به برداشت مورد نظر خودش هدایت کند. واشنگتن بهخوبی میداند که در شرایط فشار اقتصادی، تحریم، جنگ و فرسایش روانی جامعه، اختلاف میان مسئولان و جریانهای سیاسی میتواند هزینهای به مراتب کمتر از یک اقدام نظامی داشته باشد. بنابراین اگر بتواند از یک سخن، تصویری بسازد که گویی میان مسئولان جمهوری اسلامی اختلاف جدی وجود دارد، بخشی از راهبرد فشار خود را بدون شلیک حتی یک گلوله پیش برده است. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مواضع اخیر قالیباف در برابر آمریکا اساساً بر این محور بوده که افزایش فشار نمیتواند ایران را وادار به پذیرش امتیازاتی خارج از چارچوب توافق کند. پس انتشار یک عبارت جداشده از سخنان او، میتواند تلاشی برای تغییر معنای سخن باشد؛ یعنی تبدیل یک موضع سیاسی به یک نشانه اختلاف. ترامپ بارها در دورههای مختلف نشان داده که مذاکره و فشار را همزمان به کار میگیرد. از یک سو از توافق سخن میگوید و از سوی دیگر تهدید و تحریم را تشدید میکند. در روزهای اخیر نیز میان سخنان ترامپ درباره نبود مذاکرات و اظهارات برخی مقامات آمریکایی درباره وجود کانالهای گفتوگو تناقضهایی دیده شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که کاخ سفید به اختلاف دیدگاهها در تهران بهعنوان یک ظرفیت سیاسی نگاه کند. هدف الزاماً این نیست که اختلاف واقعی ایجاد شود؛ گاهی کافی است اختلاف موجود بزرگنمایی شود. ترامپ بهخوبی میداند که مخاطب اصلی هر پست او الزاماً مردم آمریکا نیستند. شبکههای اجتماعی امروز مرز جغرافیایی نمیشناسند. یک پیام در تروث میتواند ظرف چند ساعت وارد رسانههای فارسیزبان، شبکههای اجتماعی و فضای سیاسی ایران شود و پس از آن، اصل سخن فراموش شود و فقط برداشت القاشده از آن باقی بماند. این دقیقاً همان نقطهای است که جنگ شناختی معنا پیدا میکند: هدف، تغییر واقعیت نیست؛ هدف، تغییر برداشت مردم از واقعیت است. اگر مخاطب تصور کند که مسئولان با هم اختلاف دارند، تصمیمگیران دو دسته شدهاند یا فلان مقام در برابر مقام دیگر قرار گرفته، فشار خارجی میتواند اثر روانی بیشتری پیدا کند. اما یک نکته مهمتر نیز وجود دارد: ترامپ احتمالاً میخواهد هزینه اختلاف داخلی را برای ایران بالا ببرد. در شرایطی که کشور با فشار اقتصادی و امنیتی مواجه است، مهمترین سرمایه ایران فقط تجهیزات نظامی یا منابع اقتصادی نیست؛ بلکه انسجام تصمیمگیری و سرمایه اجتماعی است. هر اقدامی که این دو مؤلفه را تضعیف کند، برای طرف مقابل ارزش راهبردی دارد. از این منظر، انتشار یک سخن تقطیعشده را نباید سادهانگارانه صرفاً یک پست اینستاگرامی یا تروثی تلقی کرد. این اقدام میتواند بخشی از یک زنجیره باشد: فشار اقتصادی، تهدید نظامی، عملیات روانی، ایجاد ابهام درباره مذاکرات و در نهایت تحریک اختلافات داخلی. نمونههای اخیر نیز نشان میدهد که واشنگتن در کنار فشار اقتصادی و نظامی، بهشدت بر روایتسازی سیاسی متمرکز است. در همین روزها، ترامپ از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته و همزمان روایتهای متناقضی درباره مذاکرات مطرح شده است. پاسخ ایران اما نباید افتادن در همین زمین باشد. اگر ترامپ از یک جمله تقطیعشده برای اختلافافکنی استفاده میکند، بدترین واکنش این است که نیروهای سیاسی داخل کشور همان قطعه تقطیعشده را مبنای منازعه داخلی قرار دهند. پاسخ هوشمندانه، بازگرداندن سخن به متن کامل و قرار دادن آن در بستر واقعی است. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد و همدلی نیاز دارد؛ اینکه هر کلیپ کوتاه، هر تیتر هیجانی و هر جمله منتشرشده از سوی یک مقام خارجی را واقعیت کامل تصور نکنیم. در جنگهای جدید، دشمن الزاماً نمیخواهد شما را متقاعد کند که او درست میگوید؛ کافی است کاری کند که شما به همدیگر اعتماد نکنید. این شاید مهمترین معنای اقدام اخیر ترامپ باشد. ایران اگر بخواهد از این مرحله عبور کند، بیش از هر چیز به انسجام در تصمیمگیری، شفافیت در اطلاعرسانی و پرهیز از دوقطبیسازی داخلی نیاز دارد. اختلافنظر سیاسی طبیعی است، اما تبدیل اختلافنظر به شکاف ملی دقیقاً همان چیزی است که میتواند برای دشمن ارزش راهبردی داشته باشد. ترامپ ممکن است بتواند یک جمله را از یک سخنرانی جدا کند؛ اما این مسئولان و جامعه ایران هستند که تعیین میکنند آیا آن جمله میتواند میان آنان دیوار بسازد یا نه. در نهایت، شاید پرسش اصلی این نباشد که ترامپ چرا سخنان قالیباف را تقطیع کرد؟ پرسش مهمتر این است: آیا ما اجازه میدهیم کسی در بیرون از مرزها، با انتخاب یک جمله، مناسبات سیاسی و افکار عمومی داخل کشور را برایمان مهندسی کند؟ پاسخ به این پرسش، بخشی از آینده جنگ روایتهاست.