سرمقاله

آینده دلار در نظام پولی چندقطبی/ سید محمدرضا حسینی علی آباد

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • اختتامیه نخستین دوره توانمندسازی نمایندگان بیمه سرمد؛ تمرکز بر تکنیک‌های نوین بازاریابی و رقابت هوشمند
  • بانك ملت بیش از 29.5 همت تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در 5 ماهه نخست سال پرداخت كرد/جهش 98 درصدی نسبت به سال گذشته
  • توسعه ارتباطی چهارمحال‌وبختیاری با بهره‌برداری از ۴۴ پروژه همراه اول
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62678  |  صفحه ۷ |  بازار و سرمایه  |  تاریخ: 04 شه‍ 1405
    شرایط ایران و آمریکا بررسی شد
    شبح جنگ یا سایه توافق؟

    سیدجلال ساداتیان، کاردار پیشین ایران در انگلستان در گفتگو با خبرآنلاین با تاکید براینکه حداقل تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، ترامپ به شکل‌های مختلف تلاش می‌کند این مسئله را مدیریت کند، اظهار داشت: ممکن است تاکنون درگیری ایجاد نشده‌باشد، اما در بلندمدت‌تر، باید دید تدارکاتی که او می‌خواهد انجام دهد، تا کجای داستان شکل می‌گیرد و کدام‌یک از این تدارکات فراهم می‌شود. در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد، احتمال بازگشت فوری دو طرف به یک جنگ گسترده و تمام‌عیار چندان بالا ارزیابی نمی‌شود؛ هرچند تهدیدهای نظامی و سناریوی درگیری در میان‌مدت همچنان پابرجاست. هم‌زمان، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز با اختلاف بر سر نحوه اجرای مفاد آن و عبور کشتی‌ها از مسیرهای مورد مناقشه، عملاً با بحران مواجه شده و تلاش‌ها برای بازگرداندن طرفین به چارچوب توافق ادامه دارد. در عین حال، امکان کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیری همچنان وجود دارد، اما رسیدن به توافق نیازمند تأمین حداقلی از خواسته‌های دو طرف است؛ ایران نمی‌خواهد اهرم خود در تنگه هرمز را به‌سادگی کنار بگذارد و آمریکا نیز به دنبال توافقی است که بتوان آن را یک دستاورد سیاسی معرفی کرد. بازگشت ترامپ به سیاست «محاصره شدید»، تشدید تحریم‌ها و افزایش فشار اقتصادی نیز می‌تواند محاسبات تهران را پیچیده‌تر کند و در کنار فشارهای دریایی، بخشی از راهبرد فرسایشی واشنگتن باشد. در این میان، تهدید عمان هم‌زمان با مذاکرات این کشور با ایران درباره مسیرهای تازه تردد در تنگه هرمز، می‌تواند تلاشی برای افزایش فشار بر مسقط و جلوگیری از دستیابی آسان تهران و عمان به یک تفاهم مستقل تلقی شود. در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین در گفتگویی با سیدجلال ساداتیان، کاردار پیشین ایران در انگلستان، به بررسی ابعاد و جزئیات این موارد پرداخته است. در ادامه مشروح گفتگوی سیدجلال ساداتیان با خبرآنلاین را می‌خوانید؛ *** با توجه به شرایط کنونی، تا چه اندازه می‌توان احتمال بازگشت ایران و آمریکا به یک جنگ گسترده و تمام‌عیار را جدی دانست؟ در کوتاه‌مدت، حداقل تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، ترامپ به شکل‌های مختلف تلاش می‌کند این مسئله را مدیریت کند تا در شرایط فعلی درگیری گسترده ایجاد نشود؛ اما در بلندمدت‌تر، باید دید تدارکاتی که او می‌خواهد انجام دهد، تا کجای داستان شکل می‌گیرد و کدام‌یک از این تدارکات فراهم می‌شود. مساله اول این است که کنگره آمریکا پیش از این به قطعنامه‌هایی برای سلب اختیار ادامه جنگ از رئیس جمهور رای داده‌است. نکته دوم، گزارش‌هایی است که پنتاگون ارائه کرده مبنی بر اینکه تسلیحات آمریکا وضعیت مناسبی ندارد؛ یعنی موشک‌هایی که استفاده کرده‌اند، ساختشان زمان‌بر است و جابه‌جایی آن‌ها از کره جنوبی، ژاپن و هر جای دیگر نیز هر کدام مسائل خاص خود را برای آن‌ها خواهد داشت و به‌خصوص در ارتباط با مسئله چین، با مشکلات جدی مواجه هستند. نکته دیگر، گزارش‌هایی است که نهادهای نظامی و امنیتی آمریکا ارائه کرده‌اند مبنی بر اینکه استمرار جنگ با ایران خطرات و مسائل جدی دارد. ضمن اینکه ایران نیز در برابر این اقدامات تقابل کرد؛ یعنی هم پایگاه آن‌ها را در اردن هدف قرار داد و هم به نیروهایی که در اقلیم کردستان تجمیع شده بودند، تا حد زیادی لطمه وارد کرد. این‌ها قضایایی است که ترامپ را به تردید جدی انداخته است. حتی شاهد بحث‌ها و تعارض‌های آن‌ها با یکدیگر نیز بوده‌ایم. به زبان عامیانه، در واشنگتن دو دسته متفاوت با یکدیگر سرسنگین شده‌اند و علیه یکدیگر، به قول معروف، بار می‌کنند؛ بیشتر ترامپ و دیگران علیه یکدیگر. پس معلوم می‌شود که آمریکا اکنون تحت فشارهای افکار عمومی داخل آمریکا، فشارهای افکار عمومی سایر کشورها و همچنین فشار کشورهای عربی منطقه قرار دارد. یعنی ترامپ تهدید کرده بود که حمله می‌کند، ایران را هدف قرار می‌دهد و زیرساخت‌های ایران را از بین می‌برد. ایران نیز متقابلاً گفت: بسیار خوب، تو حمله کن، من هم حمله می‌کنم. اگر قرار باشد ایران را به خاموشی فرو ببرید، من کل منطقه را به خاموشی فرو می‌برم. کشورهای عربی نیز، به تعبیر بنده، گفتند که ما در یک هاله شیشه‌ای قرار داریم و اگر مورد حمله قرار بگیریم، مشکلات جدی برای ما ایجاد خواهد شد؛ بنابراین، از انجام چنین اقدامی جلوگیری کنید. پس می‌بینید که ترامپ از جهات مختلف تحت فشار است. نه اینکه اکنون نتواند حمله هوایی انجام دهد و نه اینکه نتواند از کشتی‌ها و ناوگان دریایی خود موشک شلیک کند، اما اکنون می‌بینیم که هر یک از این اقدامات با واکنش‌هایی از سوی ایران روبه‌رو می‌شود. توان ایران نیز، بر اساس آن چیزی که او ادعا می‌کند، از بین نرفته است؛ ایران همچنان قدرت نظامی دارد و به همین دلیل، او تا حدودی در حال تحمل این وضعیت است. این نکته اول ماجراست. نکته دیگر این است که گزارشاتی که از داخل ایران به او می‌دهند، حاکی از آن است که وضعیت اقتصادی ایران به هم ریخته است و تسلیم خواهد شد و از پا می‌افتد. او حالا به جای وزیر خارجه و وزیر جنگ، سکان کار را به وزیر خزانه‌داری خود داده‌است؛ یعنی کسی که می‌خواست از طریق آن‌ها مسئله را به پیش ببرد، اکنون سکان کار را به کسانی داده است که فشارهای اقتصادی را افزایش دهند. شاید مردم کلافه شوند، به خیابان بریزند، اوضاع را به هم بزنند و شرایط را کاملاً برای آن‌ها آماده کنند. سپس اگر در قدم‌های آخر، یک حمله نظامی نیز مورد نیاز باشد، اقدام نظامی را انجام دهند. اما بیشتر این بنیان را از طریق محاصره دریایی، تشدید تحریم‌ها و فشارهای زمانی دنبال می‌کنند. ضمن اینکه از یک طرف، خودشان نیز برای تدارکات خاص خود به این زمان نیاز دارند و از طرف دیگر، این زمان می‌تواند به زیان ایران عمل کند. این سناریویی است که به نظر می‌رسد در این چارچوب و در این مسیر حرکت می‌کنند. در نتیجه، به همان جمله اولی که عرض کردم می‌رسم؛ اینکه در کوتاه‌مدت، جنگ را محتمل نمی‌دانم، ولو اینکه این تهدیدها وجود دارد. اما بعد از انتخابات و تا آن مقطع، بسته به شرایطی که ترامپ و ایالات متحده آمریکا داشته باشند، ممکن است وارد درگیری شویم. ترامپ به لحاظ کیش شخصیتی که دارد، نمی‌خواهد بپذیرد که به پیروزی نرسیده و بلکه شکست خورده است. اولاً ما می‌گوییم که به پیروزی نرسیده و ثانیاً شکست خورده است، اما او نمی‌خواهد این مسئله را بپذیرد و در نتیجه، به دنبال چیزی است که بتواند آن را به عنوان پیروزی ارائه کند. یک نکته دیگر نیز در این قضیه وجود دارد که عده‌ای آن را تحلیل می‌کنند و آن، مسئله ژئوپلیتیک است. برخی معتقدند تمام این حرف‌هایی که مطرح می‌شود، به این دلیل است که ایالات متحده آمریکا از نظر ژئوپلیتیکی نیاز دارد در این منطقه مسلط باشد؛ وگرنه همه چیز را به چین می‌بازد، دنیا را می‌بازد و اروپایی‌ها نیز قد علم می‌کنند؛ کمااینکه در ماجرای جنگ ۴۰ روزه و پس از آن، اروپایی‌ها همراهی نکردند و بلکه ندای استقلال سر دادند. چینی‌ها نیز از این ماجرا بسیار خوشحال هستند و روس‌ها هم به دلیل درگیری‌هایی که با اوکراین دارند، از این وضعیت استقبال می‌کنند. این موارد را نیز به شرایط قبلی که خدمت شما عرض کردم اضافه کنید؛ اینکه ترامپ وضعیت خوبی ندارد و ایالات متحده آمریکا نیز بر مبنای شرایط فعلی، وضعیت مطلوبی ندارد. ولو اینکه خواسته‌های آن‌ها همان چیزی باشد که بسیاری از تحلیلگران نیز به‌درستی مطرح می‌کنند؛ یعنی می‌خواهند بر ژئوپلیتیک این منطقه مسلط باشند، می‌خواهند پیروزی‌هایی به دست آورند و می‌خواهند آن کیش شخصیتی خود را تقویت کنند. همه این‌ها می‌تواند درست باشد، اما مسئله این است که آیا امکان واقعی تحقق آن را در اختیار دارند یا خیر؛ اینجا محل بحث است. *** آیا هنوز امکان کاهش تنش میان تهران و واشنگتن و فراهم شدن شرایط برای بازگشایی تنگه هرمز وجود دارد؟ کاهش تنش مورد توجه ایران است و ایران به دنبال این نیست که بخواهد دوباره به جنگ بازگردد. توضیح دادم که آمریکا نیز، حداقل در این مقطع زمانی، نمی‌خواهد دوباره وارد جنگ شود. اما مسئله این است که بر سر چه چیزی می‌توانند تفاهم کنند تا رضایت دو طرف حاصل شود؛ به‌گونه‌ای که از یک طرف، ترامپ بتواند آن را به‌عنوان یک پیروزی عرضه کند و بگوید که پیروز شده است و از طرف دیگر، ایران نیز ابزاری را که در اختیار دارد، یعنی تنگه هرمز، از دست ندهد و بتواند همچنان از آن به‌عنوان اهرمی در برابر فشارهای غرب و آمریکا استفاده کند. ایران می‌خواهد این ابزار را حفظ کند تا در برابر فشارهایی که به آن وارد می‌شود، از جمله محاصره دریایی، تحریم‌ها و ندادن منابع مالی، دست خالی نباشد. همان‌طور که توضیح دادم، طرف مقابل به دنبال افزایش فشار بر ایران تا حدی است که، به تصور خود، شیرازه داخلی کشور را از هم بپاشد. بنابراین، اکنون نوعی طناب‌کشی میان طرفین جریان دارد. ایران می‌خواهد امتیازاتی به دست آورد و طرف مقابل نیز به دنبال کسب امتیازاتی است. در شرایط فعلی، اگرچه گفت‌وگوی مستقیمی انجام نمی‌شود، اما تبادل پیام وجود دارد و می‌توان گفت که این وضعیت به‌نوعی کش‌دار شده است. به نظر می‌رسد ایران نیز عجله‌ای برای رسیدن به توافق نشان نمی‌دهد تا بتواند امتیازات بیشتری به دست آورد. اگر منظور شما از کاهش تنش، همین روند تدریجی و جلوگیری از گسترش درگیری باشد، بله، می‌توان آن را نوعی کاهش تنش تلقی کرد.