سرمقاله

آینده دلار در نظام پولی چندقطبی/ سید محمدرضا حسینی علی آباد

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • اختتامیه نخستین دوره توانمندسازی نمایندگان بیمه سرمد؛ تمرکز بر تکنیک‌های نوین بازاریابی و رقابت هوشمند
  • بانك ملت بیش از 29.5 همت تسهیلات ازدواج و فرزندآوری در 5 ماهه نخست سال پرداخت كرد/جهش 98 درصدی نسبت به سال گذشته
  • توسعه ارتباطی چهارمحال‌وبختیاری با بهره‌برداری از ۴۴ پروژه همراه اول
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62689  |  صفحه ۵ |  حوادث  |  تاریخ: 04 شه‍ 1405
    قلم قرمز طارمی روی دستاوردسازی فِیک قلعه‌نویی و رفقا
    سال‌ها می‌توان از این عقبگرد نوشت!

    برای کشوری چون ایران، یکی از مهم‌ترین دستاوردها از جام جهانی می‌تواند معرفی یک یا چند بازیکن بااستعداد و آینده‌دار به فوتبال دنیا باشد، که تیم ملی در این پارامتر نمره‌ای بالاتر از صفر به خود اختصاص ندا‌د. خلاصه اینکه بازیکنان ایرانی چند دوره قبل، از ویترین جام جهانی به اروپا رفتند، در ادامه همچنان درهای اسپانیا و آلمان باز بود و پس از آن عمدتاً راهی ترکیه، قطر، امارات و روسیه شدند. اما پس از ۲۰۲۶، هیچ بازیکن ملی‌پوشی راهی یک لیگ اروپایی نشده است. به گزارش تابناک، وداع آرام و غیرمنتظره مهدی طارمی با فوتبال اروپا و بازگشت او به فوتبال آسیا را می‌توان نمادی بدون روتوش از عقبگرد فوتبال ایران دانست. عقبگردی که چند سال‌ است در میان بی‌اعتنایی ارکان اصلی فوتبال، آغاز شد و حالا به شکلی آشکار و غیرقابل انکار، مقابل دیدگان همه قرار دارد. حال سوال این است که آیا انتقال مهاجم ۳۴ ساله ایرانی از المپیاکوس یونان به الوصل امارات، اتفاقی عجیب و شوکه‌کننده بود؟ جواب منفی است. آیا کوچ او از فوتبال اروپا به آسیا و حضور در لیگ امارات، موضوع مهمی است؟ حتماً! به خصوص که او یک فصل دیگر با المپیاکوس قرارداد داشت. در هر حال برای مجموعه‌ای از پرسش‌ها و پاسخ‌ها، دلایل مهم و قابل تأملی وجود دارد. با این اوصاف، آنچه اوضاع را نگران‌کننده جلوه می‌دهد، تصمیم بهترین لژیونر فوتبال کشورمان در یک دهه اخیر، برای حضور در لیگ امارات نیست. فوتبال ایران در سال‌های اخیر به صورت چراغ خاموش، از اولین دوربرگردان بازگشت تا از مسیر پیشرفت و صدور بازیکن به لیگ‌های بهتر و معتبر خارج شود. تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، به مهم‌ترین و اصلی‌ترین خواسته‌اش که صعود از مرحله گروهی بود، نرسید. آن‌هم در جام جهانی که برای نخستین‌بار با حضور ۴۸ تیم برگزار شد. گرچه بعد از ناکامی در صعود و بازگشت تیم ملی به ایران، شاهد اتفاقات جالب‌تری بودیم. امیر قلعه‌نویی و همکارانش در کادرفنی تیم ملی، بارها از دستاوردهایی که تیم ملی در آمریکا داشته، صحبت کردند. اما در حقیقت، تیم ملی صاحب دستاوردی واقعی نشد. نه‌تنها صعود از گروه اتفاق نیفتاد بلکه برای کشورهایی چون ایران، یکی از مهم‌ترین دستاوردها از جام جهانی می‌تواند معرفی یک یا چند بازیکن بااستعداد و آینده‌دار به فوتبال دنیا باشد، که تیم ملی در این پارامتر نمره‌ای بالاتر از صفر به خود اختصاص ندا‌د! فاصله میان «ویترین جام جهانی» و «بازار بعد از جام جهانی»، برای فوتبال ایران آنقدر زیاد و عجیب بود که زنگ خطر را به صدا در آورد. به عنوان مثال، دستاورد از جام جهانی ۲۰۲۶ برای فوتبال مراکش معنا پیدا می‌کند چون ایوب بوعادی یکی از بزرگ‌ترین نقل‌و‌انتقالات تابستانی را به نام خود رقم زد. هافبک ۱۸ ساله مراکشی که در جام جهانی با عملکرد درخشان خود توجهات را به خود جلب کرد و به عنوان یکی از بااستعدادترین هافبک‌های جوان جهان شناخته می‌شود، با عقد قراردادی ۵ ساله به ارزش ۱۰۰ میلیون یورو از لیل به منچسترسیتی پیوست. بعد از جام جهانی اخیر، نمونه‌های مشابه دیگری هم وجود دارد که می‌توان آن را دستاوردی بزرگ برای فوتبال یک کشور دانست. در شرایطی که جام جهانی باید سکوی پرتاب باشد، به سکوی بازگشت برای فوتبال ایران تبدیل شد. اینجا همان مرز باریک دستاورد یا ناکامی است. پرسش این است که جام جهانی ۲۰۲۶ چه اثری بر ارزش، بازار و صادرات بازیکن ایرانی گذاشت؟ برای درک بهتر شرایط فعلی، یادآوری صرفاً چند نام برای نمونه کافی است که بعد از جام جهانی ادوار گذشته، پیشرفت کردند و برای فوتبال‌مان دستاورد به ارمغان آوردند. مهدی مهدوی‌کیا (بوخوم)، مهرداد میناوند (اشتروم‌گراتس)، مهدی پاشازاده (بایرلورکوزن) بعد از جام جهانی ۱۹۹۸، آندرانیک تیموریان (بولتون) و مسعود شجاعی (شارجه) بعد از جام جهانی ۲۰۰۶، کریم انصاری‌فرد (اوساسونا) و احسان حاج‌صفی (فرانکفورت) بعد از جام جهانی ۲۰۱۴، وحید امیری و مجید حسینی (ترابزون‌اسپور) بعد از جام جهانی ۲۰۱۸. خلاصه اینکه بازیکنان ایرانی چند دوره قبل، از ویترین جام جهانی به اروپا رفتند، در ادامه همچنان درهای اسپانیا و آلمان باز بود و پس از آن عمدتا راهی ترکیه، قطر، امارات و روسیه شدند. اما پس از ۲۰۲۶، هیچ بازیکن ملی‌پوشی راهی یک لیگ اروپایی نشده است. بنابراین، اگر ادعای امیر قلعه‌نویی و تعدادی از همکاران او در کادرفنی تیم ملی را مبنا قرار دهیم که جام جهانی ۲۰۲۶ دستاورد داشته، سؤالات ساده‌ای وجود دارد که براساس آنها می‌توان به وضعیت فعلی فوتبال‌مان پی برد. اگر جام جهانی آمریکا دستاورد داشته، اثر آن در بازار فوتبال کجاست؟ کدام بازیکن جوان ایرانی بعد از این جام مشتری فوتبال اروپا شد؟ کدام استعداد تازه کشف شد؟ کدام بازیکن ارزشمندتر شد؟ و چرا در فاصله کمتر از دو ماه، یکی از مهم‌ترین بازیکنان فعلی فوتبال ایران در اروپا، از قاره سبز به آسیا بازگشت! بدیهی است که طارمی مقصر این عقبگرد نیست؛ چه‌بسا اتفاقاً او قربانیِ تصمیمات و نگرشی است که باعث شد به بازیکنان جوان در جام جهانی اعتماد نشود و البته نسلی که نتوانست فوتبال ایران را یک قدم جلوتر ببرد. فوتبالی که زمانی بعد از هر جام جهانی بازیکنانش را به بایرلورکوزن، بوخوم، بولتون، اوساسونا و تعدادی از لیگ‌های اروپایی و آسیایی می‌فرستاد، حالا پس از جام جهانی حتی برای حفظ آخرین ستاره بزرگ نسل خود در اروپا، با وجود داشتن یک‌سال قرارداد دیگر با تیم یونانی، توان و اعتبار لازم را نداشت.