سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
افزایش هزینههای نظامی اروپا و تلاش اتحادیه اروپا برای تقویت توان دفاعی خود، آرامآرام پرسشی قدیمی را دوباره به مرکز مباحث امنیتی قاره بازگردانده است. اینکه اروپا تا چه اندازه باید در حوزه دفاعی مستقل شود و این استقلال چه نسبتی با ناتو و آمریکا خواهد داشت؟ سخنان تازه فرمانده عالی نیروهای ناتو در اروپا نشان میدهد این پرسش دیگر تنها یک بحث نظری نیست و به موضوعی جدی در مناسبات دو سوی آتلانتیک تبدیل شده است. ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده عالی نیروهای ناتو در اروپا، روز دوشنبه در پارلمان اروپا هشدار داد هر ساختار دفاعی که اتحادیه اروپا ایجاد میکند باید مکمل ناتو باشد، نه رقیب آن. او گفت ایجاد دو ساختار جداگانه میتواند «بسیار پرهزینه» باشد و منابع محدود کشورهای غربی را میان سازمانهایی با مأموریتهای مشابه تقسیم کند. به اعتقاد او، ناتو از قبل ساختار فرماندهی، تجربه عملیاتی و سازوکارهای لازم را در اختیار دارد و ایجاد نمونهای موازی از این امکانات، لزوماً توان دفاعی اروپا را افزایش نمیدهد. این هشدار در شرایطی مطرح میشود که اروپا طی دو سال گذشته با سرعتی کمسابقه به سمت افزایش هزینههای دفاعی حرکت کرده است. جنگ اوکراین، نگرانی از تهدیدهای ترکیبی و حملات سایبری و همچنین بحثهای طولانی درباره میزان اتکای امنیتی اروپا به آمریکا، دولتهای اروپایی را به بازنگری در سیاست دفاعی خود واداشته است. میلیاردها یورو برای دفاع اروپایی ابعاد این تغییر را بیش از هر چیز میتوان در برنامههای مالی اتحادیه اروپا مشاهده کرد. برنامه «آمادگی ۲۰۳۰» و طرحهای مرتبط با آن قرار است امکان افزایش قابل توجه سرمایهگذاری نظامی کشورهای عضو را فراهم کنند. یکی از مهمترین ابزارهای این سیاست، برنامه «اقدام امنیتی برای اروپا» است که تا ۱۵۰ میلیارد یورو وام برای سرمایهگذاریهای دفاعی در اختیار کشورهای عضو قرار میدهد. هدف اصلی، خرید مشترک تجهیزات، افزایش ظرفیت صنایع دفاعی اروپا و کاهش پراکندگی میان ارتشهای مختلف عنوان شده است. اتحادیه اروپا همچنین برنامه صنعتی دفاعی خود را توسعه داده است. در این چارچوب، قرار است سازوکاری برای تأمین تجهیزات نظامی در شرایط بحرانی ایجاد شود و کشورهای عضو بتوانند بخشی از نیازهای دفاعی خود را به صورت هماهنگ تأمین کنند. نکته مهم اما مقررات مربوط به منشأ تجهیزات است: دستکم ۶۵ درصد هزینه قطعات محصولات مشمول برخی حمایتهای اروپایی باید از اتحادیه اروپا یا کشورهای واجد شرایط تأمین شود. در ظاهر، هدف این سیاست روشن است. اروپا میخواهد میلیاردها یورویی که برای افزایش توان نظامی هزینه میکند، به توسعه کارخانهها، فناوری و اشتغال در داخل قاره نیز منجر شود. اما درست در همین نقطه، مسئلهای اقتصادی به اختلافی راهبردی در روابط دو سوی آتلانتیک تبدیل میشود. رقابت بر سر بازار تسلیحات گرینکویچ در سخنان خود مستقیماً به همین موضوع اشاره کرد. او نسبت به مقررات سختگیرانهای که محل تولید تجهیزات نظامی را بر توانایی عملیاتی آنها مقدم میکند هشدار داد و تأکید کرد آنچه در میدان نبرد اهمیت دارد، عملکرد تجهیزات است نه اینکه در کدام کشور ساخته شده باشند. این موضوع برای صنایع دفاعی آمریکا، کانادا، انگلیس، نروژ و ترکیه اهمیت زیادی دارد. اگر اتحادیه اروپا بخش بزرگ برنامههای مالی جدید خود را به خرید محصولات تولیدشده در داخل اتحادیه اختصاص دهد، شرکتهای نظامی کشورهای خارج از اتحادیه ممکن است بخشی از یکی از بزرگترین بازارهای تسلیحاتی جهان را از دست بدهند. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی استدلال میکنند وابستگی طولانیمدت به تأمینکنندگان خارجی یکی از دلایل ضعف ظرفیت صنعتی دفاعی قاره بوده است. بنابراین پشت بحث درباره «استقلال دفاعی اروپا»، یک رقابت بزرگ صنعتی نیز جریان دارد. اروپا باید تصمیم بگیرد منابع جدید را صرف خرید سریع تجهیزات آماده از شرکای خارجی کند یا بخشی از آن را برای ایجاد ظرفیت تولید بلندمدت در داخل قاره اختصاص دهد. انتخاب اول میتواند نیازهای فوری ارتشها را سریعتر تأمین کند؛ انتخاب دوم زمان بیشتری میخواهد، اما در بلندمدت وابستگی صنعتی اروپا را کاهش خواهد داد. ناتو هم در حال تغییر است در مقابل، خود ناتو نیز برنامه بزرگی برای افزایش ظرفیت نظامی اعضا آغاز کرده است. در نشست سران این سازمان در آنکارا در ماه ژوئیه، کشورهای عضو بیش از ۵۰ میلیارد دلار قرارداد جدید خرید تجهیزات اعلام کردند. براساس بیانیه رسمی ناتو، متحدان اروپایی و کانادا تنها در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۳۹ میلیارد دلار به سرمایهگذاری خود در نیازهای اصلی دفاعی افزودند. گرینکویچ نیز به قراردادهای اعلامشده در آنکارا اشاره کرد که بخشهایی مانند حملونقل هوایی راهبردی، نظارت و جمعآوری اطلاعات را شامل میشود. از نگاه فرماندهان ناتو، چنین ظرفیتهایی زمانی بیشترین کارایی را دارند که کشورهای اروپایی به جای ایجاد شبکههای فرماندهی جداگانه، آنها را در ساختار موجود ناتو توسعه دهند. استدلال ناتو ساده است: اتحادیه اروپا ابزارهای مالی، صنعتی و مقرراتی گستردهای دارد، در حالی که ناتو ساختار فرماندهی و تجربه نظامی مشترک را در اختیار دارد. ترکیب این دو ظرفیت میتواند مؤثرتر از ایجاد دو نظام دفاعی جداگانه باشد. استقلال یا تقسیم کار؟ با این همه، آنچه در بروکسل جریان دارد الزاماً به معنای تلاش برای کنار گذاشتن ناتو نیست. بخش بزرگی از کشورهای اتحادیه اروپا خود عضو ناتو هستند و دولتهای اروپایی بارها تأکید کردهاند تقویت دفاع اروپایی باید مکمل این پیمان باشد. اما در درون همین چارچوب، مفهوم «استقلال راهبردی» همچنان محل بحث است. تجربه جنگ اوکراین و تحولات سالهای اخیر به اروپاییها نشان داده است که توانایی تأمین مهمات، سامانههای دفاع هوایی، پهپاد، تجهیزات اطلاعاتی و ظرفیت حملونقل نظامی بدون اتکای گسترده به خارج، به یک ضرورت تبدیل شده است. همزمان تهدیدهای امنیتی نیز تغییر کردهاند. گرینکویچ در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به افزایش حملات سایبری، خرابکاری و فعالیتهای موسوم به «ترکیبی» هشدار داد. او گفت ناتو در ماههای اخیر با افزایش اقداماتی روبهرو شده که زیر آستانه جنگ مستقیم قرار میگیرند و خواستار تبادل گستردهتر اطلاعات میان کشورهای اروپایی شد. اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی سازوکارهایی برای مقابله با همین تهدیدهاست. در نشست اخیر وزیران دفاع اتحادیه، ایده ایجاد یک «پروتکل امنیتی اضطراری» برای هماهنگ کردن واکنش کشورها به اقداماتی که هنوز به سطح حمله نظامی مشمول ماده پنج ناتو نمیرسند، مطرح شد. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تأکید کرده است چنین سازوکاری باید کاملاً مکمل ناتو باشد تا به موازیکاری منجر نشود. معماری تازه امنیت اروپا در نتیجه، مناقشه اصلی شاید انتخاب میان «ناتو یا ارتش اروپایی» نباشد. مسئله واقعی، چگونگی تقسیم کار میان دو ساختاری است که هر دو میخواهند در امنیت اروپا نقش بیشتری داشته باشند. اتحادیه اروپا منابع مالی، ظرفیت صنعتی و قدرت قانونگذاری دارد؛ ناتو نیز فرماندهی مشترک، برنامهریزی نظامی و پیوند امنیتی با آمریکا، کانادا و دیگر اعضای غیراتحادیه اروپایی را فراهم میکند. اگر این دو مسیر هماهنگ شوند، افزایش هزینههای نظامی اروپا میتواند به تقویت ستون اروپایی ناتو منجر شود. اما اگر رقابت بر سر بودجه، خرید تسلیحات و ساختار فرماندهی تشدید شود، همان منابعی که قرار است امنیت اروپا را افزایش دهند ممکن است میان برنامههای موازی تقسیم شوند. به همین دلیل هشدار فرمانده عالی ناتو را باید فراتر از یک اختلاف اداری میان بروکسل و مقر ناتو دید. اروپا در حال ساخت ظرفیت دفاعی بزرگتری است و پرسش اساسی این است که این ظرفیت جدید در نهایت چه نسبتی با ساختار امنیتی شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم خواهد داشت. در کوتاهمدت نشانهای از جایگزینی ناتو با یک ساختار مستقل اروپایی دیده نمیشود. آنچه محتملتر به نظر میرسد، افزایش سهم اروپا در تأمین هزینهها، تولید تسلیحات و مسئولیتهای دفاعی درون همان معماری امنیتی غرب است. با این حال، هرچه بودجه دفاعی اروپا بزرگتر و صنایع نظامی آن قدرتمندتر شود، بحث درباره میزان استقلال این قاره نیز جدیتر خواهد شد. از همین رو، رقابت پنهان امروز بر سر قراردادهای تسلیحاتی و ساختارهای فرماندهی میتواند مقدمه بحث بزرگتری درباره آینده رابطه امنیتی اروپا و آمریکا باشد.