سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
اقتصادی که در برابر جنگ و تحریم فرو نمیپاشد، لزوماً اقتصادی تابآور نیست. ممکن است بازار همچنان فعال باشد، کالاها با دشواری به دست مصرفکننده برسند و چرخه تولید، هرچند با هزینهای سنگینتر، ادامه پیدا کند؛ اما در پشت این تصویر، سرمایهگذاری کاهش یابد، قدرت خرید خانوارها فرسوده شود و بنگاهها برای حفظ فعالیت خود از منابعی هزینه کنند که باید صرف توسعه و نوسازی میشد. از همینجا باید میان «دوامآوردن اقتصاد» و «تابآوری اقتصادی» تفاوت گذاشت؛ تفاوتی که برای ایرانِ گرفتار فشارهای خارجی و مشکلات ساختاری، اهمیتی تعیینکننده دارد. تابآوری را با چه معیاری بسنجیم؟ در ادبیات جدید اقتصاد، تابآوری صرفاً به معنای مقاومت در برابر شوک نیست؛ بلکه توانایی حفظ کارکردهای حیاتی، سازگاری با شرایط تازه و بازگشت به مسیر رشد را نیز در بر میگیرد. بر این اساس، اقتصادی که بتواند در دوره بحران کالاهای اساسی را تأمین کند، زنجیرههای تولید را زنده نگه دارد و پس از فروکشکردن شوک، ظرفیت سرمایهگذاری و اشتغال خود را احیا کند، به معنای واقعی تابآور است. اما اگر تداوم فعالیت اقتصادی به بهای استهلاک ماشینآلات، کاهش کیفیت تولید، عقبماندگی فناوری و کوچکشدن سفره خانوارها تمام شود، نمیتوان صرفاً به دلیل فرو نپاشیدن بازار از موفقیت سیاستهای اقتصادی سخن گفت. گاهی اقتصاد در ظاهر ایستاده است، اما توان حرکت آینده خود را از دست میدهد؛ همان وضعیتی که میتوان آن را «فرسایش پنهان» نامید. دادههای بینالمللی نیز ضرورت توجه به این تمایز را نشان میدهند. بانک جهانی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ خود برآورد کرد که اقتصاد ایران در سال مالی ۲۰۲۵/۲۶، منتهی به ۲۰ مارس ۲۰۲۶، حدود ۲.۷ درصد کوچک شده است. این برآورد، با توجه به تشدید تنشها و اختلالهای تجاری در آن دوره، تصویری از فشار بر فعالیت اقتصادی ارائه میدهد؛ هرچند بهتنهایی نمیتواند سهم دقیق جنگ، تحریم و مشکلات ساختاری داخلی را از یکدیگر تفکیک کند. از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶، به نقل از مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه شهریور را ۷۳.۶ درصد گزارش کرد. این رقم به معنای آن است که فشار قیمتها به یکی از مهمترین متغیرهای سنجش تابآوری اجتماعی تبدیل شده است. زیرا حتی اگر بخشی از فعالیتهای اقتصادی ادامه یابد، افزایش مستمر هزینههای زندگی میتواند توان خانوارها برای تأمین نیازهای اساسی را کاهش دهد. محاصره خارجی و آسیبپذیری داخلی تردیدی نیست که تحریمها، محدودیتهای مالی، دشواری انتقال پول و اختلال در تجارت خارجی هزینه مبادله را افزایش میدهند. محدودشدن دسترسی به فناوری و تجهیزات نیز میتواند نوسازی صنایع را دشوار کند. در شرایط جنگی، این فشارها با نااطمینانی بیشتر، آسیب به زیرساختها و دشواری تأمین کالاهای واسطهای همراه میشوند.بااینحال، شدت خسارت فقط به فشار خارجی وابسته نیست؛ کیفیت سیاستگذاری داخلی نیز تعیین میکند که شوک با چه هزینهای به جامعه منتقل شود. کسری بودجه پایدار، بیثباتی مقررات، تعدد نرخهای ارز، تخصیص غیرشفاف منابع و نااطمینانی برای سرمایهگذاران میتوانند آسیبپذیری اقتصاد را تشدید کنند.به بیان دیگر، تحریم ممکن است محدودیت ایجاد کند، اما سیاستگذاری نامناسب میتواند هزینه همان محدودیت را چند برابر سازد. بنابراین، تابآوری اقتصادی نه با انکار فشار خارجی محقق میشود و نه با نسبتدادن تمام مشکلات به آن؛ بلکه به شناخت همزمان محدودیتهای بیرونی و ضعفهای درونی نیاز دارد. از مقاومت اضطراری تا سیاستگذاری پایدار نخستین ضرورت، بازنگری در مفهوم امنیت اقتصادی است. امنیت فقط به معنای وجود کالا در بازار نیست؛ دسترسی پایدار و قابلپرداخت مردم به کالاهای ضروری نیز بخشی از آن است. ذخایر راهبردی دارو، مواد غذایی و نهادههای حیاتی باید بر مبنای میزان مصرف، زمان تأمین مجدد و احتمال اختلال تنظیم شوند. ذخیرهسازی بدون محاسبه، همانقدر میتواند منابع را هدر دهد که بیتوجهی به ذخایر، کشور را در برابر کمبود آسیبپذیر میکند. دوم، باید از تمرکز بیش از اندازه تجارت بر چند مسیر و واسطه محدود فاصله گرفت. تنوعبخشی به شرکای تجاری، توسعه ظرفیت بنادر و مرزها، تقویت زیرساختهای انبارداری و حملونقل و ایجاد مسیرهای جایگزین پرداخت، میتواند هزینه اختلال را کاهش دهد. ظرفیتهایی مانند چابهار و بازار کشورهای همسایه زمانی به مزیت راهبردی تبدیل میشوند که از آنها برای ایجاد ارزش افزوده، توسعه خدمات لجستیکی و تقویت تولید داخلی استفاده شود، نه صرفاً جابهجایی کالا. سوم، سیاست ارزی و مالی باید در یک چارچوب هماهنگ قرار گیرند. تزریق ارز ممکن است در مقاطعی از شدت نوسان بکاهد، اما بدون انضباط مالی، کاهش نااطمینانی و مدیریت ریشههای تورم، تضمینی برای پایداری نتیجه وجود ندارد. همچنین، حمایت از تولید نباید به تخصیص امتیازهای غیرشفاف محدود شود؛ دسترسی قابلپیشبینی به مواد اولیه، ثبات مقررات و امکان برنامهریزی برای سرمایهگذاری، برای بقای بنگاهها ضروری است. چهارم، هزینه مقاومت باید منصفانهتر توزیع شود. نمیتوان از تابآوری ملی سخن گفت، اما کاهش قدرت خرید حقوقبگیران، فرسایش پسانداز خانوارها و فشار بر کسبوکارهای کوچک را نادیده گرفت. حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر، حفظ دسترسی به کالاهای اساسی و جلوگیری از انتقال نامتناسب هزینه بحران به دهکهای پایین، بخشی از سیاست اقتصادی است، نه اقدامی حاشیهای در کنار آن. معیار موفقیت، فقط عبور از بحران نیست اقتصاد ایران برای عبور از شرایط دشوار به مقاومتی فراتر از اقدامات کوتاهمدت نیاز دارد؛ مقاومتی که تولید، فناوری، سرمایه انسانی و قدرت خرید مردم را همزمان در نظر بگیرد. ذخایر و مسیرهای جایگزین میتوانند زمان بخرند، اما تنها اصلاحات پایدار و افزایش ظرفیت تولید است که میتواند از این زمان برای بازسازی توان اقتصادی استفاده کند. پرسش اصلی بنابراین این نیست که اقتصاد ایران تا چه مدت میتواند زیر فشار دوام بیاورد؛ پرسش این است که پس از هر دوره فشار، چه میزان از توان تولید، سرمایهگذاری و رفاه عمومی خود را حفظ میکند. تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که اقتصاد نهفقط از فروپاشی فاصله بگیرد، بلکه توان برخاستن، نوسازی و رشدکردن را نیز از دست ندهد.