کد خبر: 13729 | صفحه ۴ | فرهنگ و هنر | تاریخ: 21 مرداد 1402
نگاهی به فیلم سینمایی «شهرک»؛
مبهم شروع میشود و مبهم تمام میکند
فیلم سینمایی «شهرک» که چیزی حدود یکماه از اکران آن میگذرد سوژهای تازه و قصهای مبهم را به تصویر میکشد اما در نهایت داستانش را با ابهام به پایان میرساند.
به گزارش ایرنا فیلم سینمایی شهرک ایده جالب و سوال برانگیزی دارد؛ شخصیت اصلی فیلم با بازی ساعد سهیلی عاشق بازیگری است و زمانی که در یک پروزه بازیگری تست می دهد و قبول می شود انگیزه و انرژی بالایی برای حضور در این پروژه دارد، چنانچه وقتی به او می گویند یکی از شروط بازی در این فیلم زندگی چندماهه به صورت ایزوله و دور از خانواده است بی درنگ می پذیرد و بار و بندیل می بندد و عازم لوکیشن می شود.
او وارد شهرک ایزولهای میشود و از همان بدو ورود فقط باید در قالب نقشش فرو برود و با کاغذهایی که هرازگاهی از زیر در برایش ارسال میشود، تمرین را شروع میکند. او برای اینکه نقش را از دست ندهد، مجبور است حرفی نزند، اعتراضی نکند و حتی کنجکاو هم نشود.
داستان اما هرچه جلوتر می رود عجیب تر می شود تا جایی که او نمی داند جنازه ای که دفن می شود متعلق به کسی است که حقیقتا مرده یا این هم بخشی از یک بازی است.
ایده جالب فیلم سینمایی شهرک شباهت های زیادی به بسیاری از فیلم های سینمایی دنیا دارد؛ همچنان که کارگردانش در نشست خبری این فیلم در جشنواره فیلم فجر گفته بود: خط روایت «شهرک» نه در «بازی مرکب» و نه در دیگر فیلمها وجود ندارد. البته باید بدانید ممکن است تشابهاتی در این زمینه وجود داشته باشد. حس خیال در این فیلم وجود دارد و مخاطب از یک جایی احساس میکند یک حس غریبتر و واقعیتر درحال رخ دادن است.
نباید فراموش کنیم گروه بازیگران در «شهرک» درحال تمرین برای بازی در یک فیلم هستند. منطق آنالیز این فیلم با دیگر فیلمها متفاوت است؛ زیرا اتفاقات روی کاغذ به بازیگران داده میشود و شرایط فیلم کمی نسبت به سایر آثار متفاوت است.»
یکی دیگر از فیلم هایی که شهرک به آن شباهت دارد فیلم سینمایی نمایش ترومن است؛ همچنان که آنتونیو شرکا منتقد سینما در گفت وگو با ایرنا و در نقد این فیلم عقیده دارد: فیلم سینمایی شهرک (۱۴۰۰) یک ترومن شو ایرانی است (ترومن شو یا نمایش ترومن فیلمی طنز و علمی تخیلی و درام محصول سال ۱۹۹۸ میلادی است. این فیلم توسط پیتر ویر کارگردانی شده؛ ستاره این فیلم جیم کری نقش مردی را بازی میکند که بدون آن که بداند، از همان زمان تولد در یک نمایش تلویزیونی شبیهسازی شده در دنیایی که توسط شرکتی ساخته شده، زندگی میکند؛ در نهایت او از این موضوع آگاه میشود و تصمیم میگیرد فرار کند) با این تفاوت که در ترومن شو آدم اصلی قصه نمی داند و خبر ندارد که در یک شو تلویزیونی قرار دارد و در انتهای فیلم این موضوع مشخص و این راز برملا می شود.
بر این اساس آنچه در شهرک آزاردهنده است چیستی و ماهیت قصه ای است که فیلمساز قصد انتقال آن را دارد؛ شهرک اگرچه در اوایل قصه به دلیل ماهیت غیرشفاف و عدم روشنی حقیقت و خیال مخاطب را به دنبال خود می کشاند اما در ادامه به دلیل این که تغییر رویکرد نمی دهد و همچنان بر لبه ابهام حرکت می کند مخاطب را خسته می کند؛ ضمن این که تدوین نامناسب و ریتم بسیار کند روایی داستان هم دلیل دیگری است که می تواند مخاطب را دلزده کند.
البته شهرک را باید به دلیل انتخاب سوژه ای تازه و کمتر پرداخته شده در سینمای ایران تحسین کرد؛ سوژه ای که اساسا کاری با سینمای تجاری ندارد و تلاش می کند تا سینما به شکل ناب آن باشد یعنی قصه ای را بپردازد و به تصویر بکشد اما در این مسیر به بیراهه می رود و نمی تواند به اثری قابل تامل و ماندگار بدل شود.