سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
در شرایطی كه كارتهاى سياست خارجى ديگر کارساز نيستند و ديپلماسى منطقهاى و جهانى به بنبستهاى مكرر رسيده، نگاهها ناگزير به درون معطوف شدهاند. وقتى فشارهاى خارجى نه تنها كاهش نمیيابند بلكه با پيجيدگىهاى تازهاى همراه مىشوند، تنها راه باقى مانده براى ترميم اعتماد عمومى و بازسازى سرمايه اجتماعى، تغييرات داخلى است و در اين مسير، نسل جديد نقشى كليدى دارد. مشروط بر آنکه نخواهیم بازی شو راه بیندازیم. اين نسل، برخلاف نسلهاى پيشين، نه با شعار بلكه با داده و تحليل بزرگ شده است. فرزندان اينترنتاند؛ با جهان حرف میزنند، مقايسه مىكنند، مىپرسند و پاسخ مىخواهند. آنها ديگر تماشاگر نيستند، بلكه بازيگرانى بالقوهاند كه اگر ساختارها مجال دهند، مىتوانند صحنه را دگرگون كنند. اما آيا ساختار سياسى و اجتماعى و اداری ايران آماده پذيرش اين نسل است؟ آيا مىتوان بدون بازنگرى در سياستهاى داخلى، بدون اصلاحات واقعى در حوزههاى آموزش، اشتغال، آزادىهاى مدنى و مشاركت سياسى، انتظار داشت كه نسل جديد به ميدان بيايد؟ پاسخ روشن است: خير. در شرايطى كه سياست خارجى ديگر نمى تواند گرههاى داخلى را باز كند، بايد به ظرفيتهاى درونى كشور تكيه كرد. نسل جوان، با تمام تفاوتهاى ارزشى وفرهنگى اش، مىتواند موتور محرك اين نقش باشد- به شرط آنکه شنیده شود، دیده شود، جدی گرفته شود. این نسل نه تنها خواهان تغيير است، بلكه ابزار آن را نيز در اختيار دارد. از كمپينهاى مجازى گرفته تا كنشهاى مدنى، از توليد محتوا تا مطالبهگرى هوشمند، اين نسل نشان داده كه مىتواند نقش آفرين باشد. اما براى تبديل اين پتانسيل به واقعيت، نيازمند بازنگرى در نگاه حاكميتى به جوانان هستيم؛ نگاهى كه هنوز در بسيارى ازموارد، نسل جديد را تهديد مىبيند نه فرصت. در نهايت، اگر سياست خارجى ديگر كارساز نيست، اگر تعامل با جهان به بن بست خورده، بايد جهان درون را بازسازى كرد. و اين بازسازى، بدون نسل جديد ممكن نيست. نسل Z آماده است؛ آيا ساختارها نيز آمادهاند؟