سرمقاله

مزن بی‌تامل به گفتار دم

رضا دهکی

پس از ورود پول به فوتبال ایران، یکی از مشکلات بزرگ که گریبان این ورزش را گرفت، بالا رفتن قارچ وار قیمت بازیکنان بود.
بزرگترین حسرت بازیکنان دهه شصت و هفتاد فوتبال ایران، شناسنامه شان است. آنها اکثرا یک آرزو دارند؛ کاش 20 سال جوان تر بودند.بازیکنی مثل محسن عاشوری که هم اینک در فوتبال ما نمونه نزدیک به او هم مشاهده نمی شود با یک قیمت بسیار نازل سال ها در پرسپولیس بازی کرد، در تیم ملی ذخیره بهترین ها بود و آنچه از تمام عمر فوتبالی اش به دست اورد مطابقت دارد با آن چیزی که یک فوتبالیست درجه دو طی سه یا چهار سال این روزها به دست می آورد.از اواخر دهه هفتاد خورشیدی پول به صورت افسارگسیخته به فوتبال ما آمد و همین حضور بی مدیریت و بی برنامه باعث شد اولا چشمه استعدادها به علت حضور دلالان سودجو بخشکد و از سوی دیگر قیمت بازیکنان به صورت عجیب و باور نکردنی رشد کند. به عنوان مثال فصل قبل بازیکنی با پرسپولیس قرارداد 750 میلیون تومانی بست که روی هم رفته در 3 بازی کامل برای قرمزها در میدان حاضر نشد. این دست از بازیکنان کم نیستند. اگر استعدادهای واقعی را که هم اینک انگشت شمار هستند کنار بگذاریم با سیل عظیمی از بازیکنان درجه دو مواجه هستیم که در میدان مسابقه کاملا معمولی اند اما در زمان نقل و انتقالات به خوبی بازی با مدیران ناکار آمد را می دانند. مشکل از جایی شروع شد که مدیران سیاسی به واسطه نزدیکی با دولت های وقت به استقلال و پرسپولیس آمدند و تنها هنر مدیریت شان هزینه آنچنانی با پول بیت المال بود. از سوی دیگر تیم های صنعتی هم عوض استخدام مدیران “این کاره” سراغ مردان مجموعه خود رفتند که هیچ شناختی از دنیای فوتبال و مواجه شدن با دلالان نداشتند.
یکی از مدیران سابق تیم فوتبال مس کرمان که یک دهه قبل تازه به عنوان یک تیم صنعتی و پولدار در فوتبال ایران ظهور پیدا کرده بود، بقدری محبوب دلالان بود که برای نزدیکی با او بین اینجنت های رسمی و غیر رسمی فوتبال ما یک نزاع کاملا جدی رخ داد. این دست از مدیران هیچ شناختی از بازار گرمی بازیکنان نداشتند. بازیکنی که در بهترین حالت ممکن 200 میلیون تومان هم نمی ارزید با صحنه آرایی و رو کردن پیشنهادات دروغین، مدیر تازه کار را در تنگنا قرار می داد تا با او قرارداد 600 میلیون تومانی ببندد. این دست از بازیکنان بسیار فراوان هستند و متاسفانه مادامی که خلا مدیر کارآزموده داشته باشیم بازار آنها همچنان گرم است. در این بین مدیران واقعی هم مجبور هستند برای عقب نیافتادن در بازار نقل و انتقالات پول های غیر واقعی خرج کنند.لیگ فوتبال ایران در چند سال اخیر به هیچ عنوان هیچ ستاره بزرگ و تاثیر گذاری تولید نکرده است، تا پیش از این تصور می شد بازیکنانی نظیر صادقیان و مسلمان جا پای بزرگانی همانند کریمی و مجیدی می گذارند اما گذر زمان نشان داد این انتظار یک باور کاملا غلط است. آنچه پتانسیل فوتبال ایران برای آینده به حساب می آید تیم فوتبال امید است. تیمی که در فروردین ماه امسال در ورزشگاه آزادی با حمایت همه هواداران فوتبال، بازی بزرگ برابر عربستان را باخت و در گروهش دوم شد. تیمی که هیچ ستاره ای نداشت و به جز آزمون و جهانبخش که آن هم محصول سرمایه گذاری تیم های خارجی روی جوانان ما است، مهره گرانقدری به ما نشان نداد. اما در آینده نه چندان دور شاهد خواهید بود همین متوسط ها در بازار نقل و انتقالات با قیمت هایی باور نکردنی منتقل می شوند. قیمت بازیکنان فوتبال با توجه به افزایش تورم ، در کشور ما رشد می کند اما باید این افزایش قیمت برای ستاره ها باشد نه بازیکنان متوسط که تنها هنرشان بازار گرمی است.
در این بین متاسفانه پای اهالی رسانه هم به سفره فوتبال باز شده است. خبرنگاری که رسالت دارد واقعیت را به مخاطب بگوید به واسطه بردن سهمی از قراردادش برای او بازار گرمی می کند و این یعنی خیانت به فوتبال.
نمونه دم دستی هم تا دلتان بخواهد در این فوتبال داریم. روزنامه نگاری که دم از مبارزه با فساد و تبانی می زند اما در خفی با فلان دروازه بان رفاقت می کند و علی رغم آن همه اشتباه و گاف، تنها از او در رسانه اش تعریف می کند. او می خواهد قیمت دوستش را بالا ببرد تا سهمی از قرارداد جدیدش را بگیرد.
متاسفانه حلقه بازار گرمی و بالا بردن دروغین قیمت بازیکنان حالا بسیار پر تعداد شده است و اگر اهالی رسانه ما هم بخواهند در این بین تنها به فکر جیب خود باشند نه آنچه واقعیت فوتبال است هیچ فسادی پاک نخواهد شد. برخلاف ژست های فیس بوکی و استتوس های روشن فکرانه که غالبا سر می دهیم اما هنگام نقل و انتقالات مبدل به دلال رسمی می شویم تا کمی تا قسمتی از این پول های میلیاردی را کاسب شویم. وای بر ما وای بر فوتبال ما.
توقع تان را کم کنید آقایان فوتبالیست
در میـــان مـــذاکراتی کـه فوتبالیست ها با باشگاه ها انجام می دهند، بعضا شنیده می شود که بعضی از فوتالیست های درجه دو یا سه، رقم هایی به باشگاه ها پیشنهاد می دهند که بسیار بالاتر از ارزش واقعی آن هاست. در چند سال گذشته همیشه از رقم قرارداد بالای فوتبالیست ها انتقاد شده اما امسال بعضی فوتبالیست ها پا را فراتر نهاده اند و درخواست هایی از باشگاه ها دارند که اصلا قابل مقایسه با قیمت واقعی شان نیست.
در نقل و انتقالات، هرج و مرج به حدی زیاد شده که بازیکنی که سال قبل حدود 100 میلیون تومان گرفته، به واسطه درخشش در دو سه مسابقه، فکر می کند حالا باید 700 – 800 میلیون تومان بگیرد. بازیکنی هم که پارسال 500 میلیون تومان گرفته، امسال به دریافت رقمی زیر یک میلیارد تومان رضایت نمی دهد.
در این میان دلال ها هم برای اینکه پول بیشتری به جیب بزنند، به شیوه های متفاوت تبلیغ بازیکنان خود را می کنند و برای آن ها بازارگرمی انجام می دهند. باشگاه ها هم از ترس اینکه بدون بازیکن نمانند و برای اینکه ضعف فنی خود را برطرف کنند، فریب بازارگرمی ها را می خورند. نتیجه اش این می شود که بازیکنی که قیمتش نهایتا 100 میلیون تومان بیشتر نیست، به واسطه بازارگرمی های یک دلال قیمت خود را تا 400 – 500 میلیون تومان بالا می برد و بازیکنان درجه دو و درجه سه هم به قراردادهایی با ارقام میلیاردی می رسند.
نظارت دقیقی هم روی این موضوع وجود ندارد و هر سال دیده می شود که تعداد قابل توجهی بازیکن، به همین روش به قراردادهای بسیار خوبی دست پیدا می کنند و بدتر از آن، در زمین مسابقه هم کارآیی لازم را برای تیم خود ندارند. وقت آن رسیده که نهادهای نظارتی، نقش خود را بر اتفاقات فصل نقل و انتقالات فوتبال بیشتر کنند و با اقدامات به موقع، دست دلالان را از این آشفته بازار فوتبال کوتاه کنند.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام