EBTEKAR NEWSPAPER
شنبه, 04 خرداد 1398   Saturday 25 May 2019

سرمقاله

آیا زمان تغییر فرا رسیده؟

محمدعلی وکیلی

چکامه ای در فراق دوست...
دکتر سعید نیاکوثری-استاد منصور نریمانی، پدر بربط ایران صبحدمی چهره در نقاب خاک کشید که آفتاب بیصبرانه طلوع هشتادمین سال عمرش را به انتظار نشسته بود...او رفت و سحر پنجه های هنرمندش را به نسیم پاک سحرگاهی سپرد تا در هر آغاز سپیده ای که پرتوهای زرین هنر،بوستان فرهنگ میهن را می آراید،پای احساس سروهای سبز بالندگی و گلبرگهای لطیف نسترنهای احساس ملی،یادگار نغمه های دل افروزی را ماندگار زمزمه کند... تیشه ی تیز اجل تناور درختی را در باغ هنر بر خاک افکند که چین و شکن زلف پریشان شاخسار احساسش ،مجمع دلهای پراکنده بود و چشم آرای بوستان فرهنگ....
نریمانی را لطف خلقت بر آن بود تا در سایه سار پرورش پدری هنرمند،قامت به خلعت هنر بیاراید و شوق هنری اش را با آفرینش های بدیع بپروراند....تسلط کامل او بر ردیف موسیقی ملی و چابکی پنجه هایی که عاشقانه ،سرمست پرده های ساز را در می نوردید و با زخمه انگشت هنر،موج بیتابی را در سیمهای لرزانی می آفرید که بیقرار شوکت دوست،تسلیم احساس او بودند،شعله های نای وجودش را از دردمندی هبوط در ناسوت خاک،تا بیکران عالم پندار می افروخت...
کوچه باغهای پر خاطره موسیقی ،طنین گامهای با صلابت مردانی را به یادگار دارد که هر چند دل از جفای روزگارِ نامراد ،پر خون اما متین و سرفراز به شوق بالندگی فرزندان پاک میهن،دست سخاوت گشوده می داشتند و نریمانی را التفات این قوم ،حاصل بشد تا در حصار تنگ روزگارانی که فرصت پروریدن را از او می ستاند،خوان گسترده لطف استاد خالقی ،رخصتی بس گرانسنگ نعمت بخشد و اندیشه اش را در بستر گوهر آفرین هنر بپروراند و شاخ و برگ بیاراید و کانی وجودش را در کانون مهر آفرین هنرمندانی که دین و دانش و مروت و آزادگی خویش را فدیه تعالی هنر داشتند،جوهره کمال بخشد...
پردیس آوای بربط به همت او از پستوی پنهان غریبانگی به روشنای روح بخش موسیقی آمد تا کنسرتهای بسیاری را شکوهی افزون بخشد...در مکتب هنرش، شاگردان بسیاری پرورش یافتند و نغمه های دلکش سازش را دلهای تشنه بی شماری خریدار گشتند.. سیطره هنر گران سنگش تا بدانجا که آن سو تر از مرزهای جغرافیایی شنوندگان بسیاری بیقرار زخمه های سازش بودند..
لطافت نغماتی که استادانه همچون شعله ای آتش افروز از پرده دستان سازش بیرون می جهیدو ژرفای موسیقی ملی راپیش چشم اهل هنر ترسیم می کرد .... دل انگیز نغماتی که زیبنده ارکسترهایی بود که خالق ماندگار ترین آثار موسیقیایی بودند و بر دیبای گلهای موسیقی رادیو می شکفتند...و همه نمودِ اهتمام مجدانه هنرمندی که با عشق به جاودانه های فرهنگ سرزمین همیشه جاویدش می کوشیدبه رسم دیرینه بزرگان این آب و خاک ،یادگاری که در این گنبد دوّار بماند ومیراثی ارزشمند برای فرزندان فردای مهد فرهنگ و هنر...
ساختار موسیقیایی ایران که تا پیش از دهه 40 و 50 بر مبنای راست کوک و چپ کوک تعریف و تداوم داشت برای نخست بار در با صدای عود نریمان که در برنامه گلها به سمع عموم می رسید با بم خوانی و همراهی آکومپمان بم صدای ساز او رنگ تازه ای به ارکستراسیون موسیقی ملی بخشید و سر فصل مکتب جدیدی شد که پس از بداعت خلاقانه او در پارتیتور بندی موسیقی ایرانی اصوات بم، حائز جایگاهی شگرف در موسیقی باشند....
نریمان پس از سالها تلاش خستگی ناپذیر در عرصه موسیقی ،همچون دیگر صحابه این کاروان به چوب جور فلک و تاتار طراران موسیقی، خسته از روزگاری که جز پریشانی و غم،آورده ای برای او نداشت،پس از سالها مجاهدت در آوردگاه مقابله با بی هنران تیشه به دست،کنج عزلت گزید و خاموشی برگزید.ثمره سالها خدمت صادقانه او به موسیقی ملی آثار مکتوبی است که با عناوین شیوه بربط نوازی،مشتمل بر پنج اتود متنوع در نوازندگی بربط،22قطعه برای عود و ردیف موسیقی ایرانی برای بربط می باشد.موسیقی دوستان ایرانی صدای دلنشین ساز او را در برنامه گلها بخاطر دارند...
...سرانجام طوفان بیداد خزان در گرمای تابستان ،رشته تاک وجودش را از هم گسیخت و موسیقی ملی را در حسرت ِهزار باده ناخورده از رگ تاکش گذاشت... در باد بیز روزگاری که سنگ اجل بس سبوی عشق بشکست...
...شاخه گلی از گلستان موسیقی به دست یغمای روزگار چیده شد ...چکاوک موسیقی ملی آخرین نغمه خود را خواند و از باغ هنر پرکشید...آوخ که باز در قدر نشناسی از مردان راستین هنر و فرهنگ آفرینان بی بدیل،در ماتم هنرمندی جامه سیه پوشیدیم که سالها سعه صدر او آفرینشگر میراثی گرانقدر بود...شمع وجود هنرمند بزرگی؛در سکوت ناشناختگی خاموش شد که خود سالها بی چشمداشت شعله افروز شمع هنر در برابر طوفان ناملایمات روزگار و تندبادهایی که همواره بر پیکره هنر تاخته اند... نریمانی در سکوت آخرین پرده دستانش را با نوای ملکوت کوک کرد... کلک شیدایی او بر کتیبه تاریخ هنر این سرزمین چکامه ای ماندگار نگاشت...صدایش سایش بالهایش تا همیشه در کوچه باغهای هنر جاودانه خواهد ماند...


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام